• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

داستان های شما و کتابهای مورد علاقتون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Miniall
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دهمی ن؟
یازدهم وقت زندگیم نداری. چ برسه ب رمان خوندن😶

من اولین رمان زندگیم 11 سالگی بود فک کنم. فایل سکوت بره ها رو پیدا کرده بودم میخوندم... همچنان رمان مورد علاقمه...
من برای کتاب بعدی بین سکوت بره ها و شاینینگ موندم، کدومو پیشنهاد میکنی؟
 
یکی از خاله‌های من عاااشق کتاب و فیلم و سریاله. از اون آدماییه که کل زندگیش داره ریاضی فیزیک می‌خونه، و تو وقتای استراحتش هم همیشه کتاب دستشه.
یه روز من خونه‌شون بودم و حسابی حوصله‌م سر رفته بود. گفتم یه فیلم بذار ببینم.
اونم گفت بیا، قسمت یک هری‌پاترو زبان اصلی ببین.
همیشه می‌گفت عاشق هرماینیه
منم هنوز ۱۰ دقیقه‌شو ندیده بودم، مامانم اومد دنبالم و رفتیم خونه. چند هفته بعد، حوصلم که سر رفته بود، یکی از کتابای هری پاترو برداشتم که بخونم،(چند روز قبلش فیلماشو تموم کرده بودم.)
هر صفحه‌ای که می‌خوندم، انگار نه انگار فیلماشو دیده بودم و دیالوگاشو حفظ بودم، همش دوست داشتم بخونم ‌‌‌‌و بخونم
جلدِ مورد علاقمم تالار اسراره. اون جایی که هری شمشیر رو به ماره می‌زنه، قشنگ انگار داشتم اون سناریو رو با چشمای خودم تو تالار اسرار می‌دیدم و با اون صحنه حتی ترسیدم!
این شد که هری پاتر شد کتاب مورد علاقم🥲😂
 
دهمی ن؟
یازدهم وقت زندگیم نداری. چ برسه ب رمان خوندن😶

من اولین رمان زندگیم 11 سالگی بود فک کنم. فایل سکوت بره ها رو پیدا کرده بودم میخوندم... همچنان رمان مورد علاقمه...
مهسا ام بابا😂
همین تولد امسالم هلنا بهم هدیه داد، اصلا اسمش رمان نیست، یک داستان ساده و روونه، تو اتوبوس تا برسم اینور اونور میخونمش
 
مهسا ام بابا😂
همین تولد امسالم هلنا بهم هدیه داد، اصلا اسمش رمان نیست، یک داستان ساده و روونه، تو اتوبوس تا برسم اینور اونور میخونمش
یکم بعدش فهمیدم
و راستش ی تشنج ریزی کردم. الان نصف صورتم حس نداره...

اها خوبه پس. ب انکی هم توجه کن ب نظرم...

رفع اسپم: شعرای فریدون مشیریم خیلی دوس دارم... اکثرا میخونم
 
یکم بعدش فهمیدم
و راستش ی تشنج ریزی کردم. الان نصف صورتم حس نداره...

اها خوبه پس. ب انکی هم توجه کن ب نظرم...

رفع اسپم: شعرای فریدون مشیریم خیلی دوس دارم... اکثرا میخونم
ای بابا😂
ممنون فرصتش پیش بیاد میخونم حتما
 
رمان چند جلدی فانتزی پسران نشان دار

نوشته جوزف فازمن رو خیلی دوست دارم نویسنده ایرانی آمریکایی که اطلاعات زیادی نتونستم ازش گیر بیارم و آثار دیگش رو و ظاهراً همین زمان اثرش هست و این اثرش خیلی قشنگ بود برام
و درباره دو پسر با نشان های عجیب روی دستشونه که مفهومی ندارن و اونا بعد فهمیدن حدودی مفهومش وارد فضاهای عجیبی میشن و...
 
1اتش بدون دود نادر ابراهیمی (از کِشنده ترین قلم ها)
2من پیش از تو (از کتاب های عاشقانه ای که تهش واقعااااا گریه کردم)
3انجمن شاعران مرده (پایانش تلخه اسپویل )
4کبوترهای وحشی ...(جنایی طوره ولی قشنگه)
5بچه مدیر ...از کتابای پرتقال طنز و ماجراجویی
6خوب های بد بد های خوب ...(بسیار قشنگ تر از فیلمش که مدرسه خیر و شر باشه)
7 تابستان دو تا خفن (از کتابای پرتقال طنز و ماجراجویی)
8 من پس از تو...واقعا کتابای جوجومویز هر کدوم به طور ویژه ای قشنگن
9 معجزه(اعجوبه) ...برای اینکه بدونید با همه محدودیتا چطور کنار بیاید
10 5 قدم فاصله ...که احتمالا اکثرا فیلمشو دیدین
11 180 ثانیه...عاشقانس ..عجیبه .. خیلی قبل پیش خوندم زیاد چیزی یادم نمیاد
12 من احمق ...بعضی جاهای این کتاب واقعا قشنگ بود
13 دیوانه بازی (کریستین بوبن) واقعا کتاب عجیبیه و با وجود پند ندادن و یه داستان روان واقعا اموزندس و من واقعا دوسش دارم
14 فردا ....یک عاشقانه عجیب و واقعا جذاب
15 نحسی ستارگان بخت ما (غمگینه و عاشقانه و یه جورایی امیدبخش اما دوسش نداشتم)
16 پاستیل های بنفشم بامزس
17مغازه خودکشی اگه میخوای نهایتا افسرده شی
18 ادم کنترلی (برای اینکه بدونی چقد با خودت بودن زیبایی)
19کتابخونه اقای لمونچلو و20 فرار از کتابخونه اقای لمونچلو (که بازم دوس نداشتم)
21کتاب بادام رو واقعا دوس داشتم ...تاثیر احساسات روی زندگی ما واقعا زیاده!
22ساراکورو (تقریبا 3 بار خوندمش)
23غرور و تعصب ...24زنان کوچک ...25بابالنگ دراز ...
26 خودت باش دختر(دوسش نداشتم)
27 تکه هایی از یک کل منسجم (دوسش نداشتم)
28 کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد(جنایی)
29 _34 ماهی چاق و گنده من که زامبی شد(واقعا قشنگ بود من 6 جلدشو خوندم و کلکل ها و کارهای خبیثانه برادران بزرگتر رو به یاد سپردم)
35 _38مجموعه کتاب فروشی ها(یک عدد بابا به فروش می رسد یک عدد مامان به فروش میرسد یک عدد بهترین دوست به فروش میرسدو...)
39 اژدهایی با قلب شکلاتی (شاید بازم اینو من دوست نداشتم)
40 مدرسه جاسوسی (پرتقال )
41 تقصیر باران نیست(پرتقال )کتاب معمولی و غمگینیه ولی یه سری جملات خاص داره
و کتابای روانشنناسی 42 راز 43 انسان در جست وجوی معنا 44 صد سال تنهایی
45 من و داداش رباتم
46تو کله خر هستی شک نکن موفق خواهی شد
47 دو قدم تا لبخند 48 حالا که به لبخند رسیدیم
49 پیرمرد و دریا
50 دوتا خفن خفن تر میشوند(پرتقال)


فعلا این 50 تا رو داشته باشین تا 50 تای بعدی
 
قعلا ماجراجویی یا طنز و بچه گونه تر:
3 تا جلد از کتابای 4 سابقه دار خوندم قشنگ بود
5 _9 جزیره بی تربیت ها (اینو 13 سالم بود خوندم و واقعا باهاش خندیدم
10_13 افسانه های شیرین ایرانی
14 شاهنامه
15 زمان کاغذی
16 مهمانخانه قاچاقچی ها
17 خانه درختی 91 طبقه (که خواهرم عاشقشه و من دوسش نداشتم)
18 چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم :اینم همینطور
19 خاطرات یک بچه چلمن
20 مدرسه جاسوسی
21 مغازه جادویی
22 من و دار و دسته راه زن ها
23 گردان قاطر چی ها
24 25 26 من جوکم من جوک ترم من جوک ترینم(بازم دوس نداشتم اما ابجیم عاشقش شده )
27 شازده کوچولو
28 شاهزاده سیاهپوش (حقیقتا بچگونس اما واقعا دوسش دارم )اینم چند جلدیه اما
29 پدر و مادرم دیوانه ام کردند
کتابای بزرگونه تر
30 کیمیاگر
31 بازی دروغ
32 پسری روی جعبه چوبی
33 بادبادک باز
34 قصه های مجید (عاشقشم عاشقشم عاشقشمممم)
35 مربای شیرین
36ایده های بزرگ دختران و پسران بلند پرواز
37 66 قصه از هانس کریستین اندرسن
38 کلیله و دمنه
39 جودی دم دمی
40 شرور ترین دختر مدرسه
41 هزار و یک شب
42 سم هستم بفرمایید
43 باغبان شب(دارای کلی جملات خفن)
44 از طرف ابری با عشق
45 بلندی های بادگیر(دوست نداشتم)
46سمفونی مردگان (ههههه اسم دختره ایداست ..تقریبا متاسفانه ...ولی خب)
47 کاتوره جدیده و نصفه خوندمش
48وای داشت یادم میرفت انه شرلی یا انی شرلی
49 استخوان(جنایی اما خفننن)
50 اپسارا جاسوسه خدایان هدیس و فقط برام تعریف شده چقد فوق العادس
 
واییی خیلی جالبه!!! ^^
من اون موقع که ماهی چاق و گنده من که زامبی شد رو خوندم میخواستم ماهی قرمزمو زامبی کنم ولی موفق نشدم :))

فروشی ها هم خییییلی قشنگ بود تمام بچگیم با اونا بود من پیشنهاد میکنم کارلسون پشت بومی هم بخونین هنوزم هر وقت تو زندگی کم میارم میرم سراغ کتاب کارلسون پشت بومی انقدر که کالرسون حس حامی بودن میده :'')
پیرمرد و دریا ور من اصلا نتونستم باهاش ارتباط بگیرم چون ترجمه فارسیش اصلا دلکش نبود. حس خیلی بدی ازش گرفتم و وقتی نسخه اصلیشو خوندم فهمیدم چقدر قشنگ بوده و تو ترجمه اون حس و احساسات نتونسته خوب منتقل بشه. اون التماسای پیرمرد به ماهی و درددل کردن باهاش خیلی ملموس بود :'')
ممنون که احساسات و نظرتونرو به اشتراک گذاشتید =>
من میخواستم یه خواهر بزرگتر بشم مثل برادران بزرگترشون اما نتونستم هیپنوتیزم یا کله پاشون کنم هاها خنده های شیطانی
 
Back
بالا