• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

به قلم ایموجی :)))

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ayda-kz
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یه بمبی میوفته تو دروازه بعد که میترکه میفهمن یه دلقک توپ گردون اینو انداخته، ازش عکس میگیرن بعد بهش چراغ قوه میدن میگن برو یا کتاب بخون یا با شمع میسوزونیمت. دلقکه شمعو انتخاب می‌کنه و قبل اجرای حکم با ویالون یه فیلمی از خودش تو رسانه ها پخش می‌کنه اما می‌فهمه صدای ویدیو قطع بوده، همینطور که همه هار هار بهش میخندیدن با شمع میسوزوننش😂
🫃🏻🍋🥀💯📦🌒
هلال ماه مثل لیمو زرد بود زیر نور ماه نامه عجیبی تو بسته بندی به آقایی رسید که نوشته بود تا زمانی که این گلها پژمرده بشن تو صد در صد حامله میشی
و آقاهه فک کرد چرته و گلها رو شب به خانومش داد
ولی بعد اون شب به طور عجیبی حامله شد و به تعداد گل ها نینی باردار بود
🫑🚨🚕🪁🎳♾️🏳️‍🌈🛎️
 
هلال ماه مثل لیمو زرد بود زیر نور ماه نامه عجیبی تو بسته بندی به آقایی رسید که نوشته بود تا زمانی که این گلها پژمرده بشن تو صد در صد حامله میشی
و آقاهه فک کرد چرته و گلها رو شب به خانومش داد
ولی بعد اون شب به طور عجیبی حامله شد و به تعداد گل ها نینی باردار بود
🫑🚨🚕🪁🎳♾️🏳️‍🌈🛎️
فلفل حامله بود زنگ زد به تاکسی اورژانس داشت می‌رفت نزدیک بود با یه بادبادک تصادف کنه اما نکرد. وقتی به بیمارستان رسید دکترا با کمک توپ بولینگ تونستن دانه‌ی بچه هاشو که خیلی زیاد بودن جمع کردن و بعد وقتی مشخص شد که فلفله رنگین کمان دوست داره بهشون گفتن که بیا بچه‌هاتو ببر
🛀🕞🚀🛶🚧🎭🧠🛢
 
فلفل حامله بود زنگ زد به تاکسی اورژانس داشت می‌رفت نزدیک بود با یه بادبادک تصادف کنه اما نکرد. وقتی به بیمارستان رسید دکترا با کمک توپ بولینگ تونستن دانه‌ی بچه هاشو که خیلی زیاد بودن جمع کردن و بعد وقتی مشخص شد که فلفله رنگین کمان دوست داره بهشون گفتن که بیا بچه‌هاتو ببر
🛀🕞🚀🛶🚧🎭🧠🛢
یک بازیگر محبوب و مردمی تئاتر پس از اخبار ساعت سه و نیم شبکه خبر راجب پرتاب یه موشک به طور فجیعانه ای به قتل رسید
شاهدین می‌گویند او پس از تمام شدن نمایشی که در آن همراه شاهزاده پاروزنان از قصر میگریختند به هتل رفت و از کارکنان آنجا خواست تا جهت استحمام وان را حاضر کنند
اما به طور عجیبی از آنجا ناپدید شد
و در جاده متروکه ای که سراسر علامت هشدار داشت جنازه چرخ شده او درون یک بشکه نفت یافت شد
کارآگاه می‌گوید این قتل وحشیانه به سختی گمان می رود کار یک نفر باشد و باید عملیاتی از یک مغز متفکر و حداقل یک همراه بوده باشد
انگیزه و علت قتل مشخص نیست و هیچگونه ردی از قاتل نه در هتل و نه در جاده تاکنون دیده نشده


🎳🐻‍❄️🫐🌮🛟🩼🎏
 
خرس قطبی تصمیم گرفت یه سفر توی فستیوال چینی بره تا در مسابقات بولینگ شرکت کنه و بلوبری و الگو بخوره اما بجا پاس گیر کرد به یه سنگ بزرگ توی اقیانوس و شکست و داشت غرق میشد که غریق نجات رفت نجاتش با ازین حلقه ها
👩‍🏭🪵☄️🐖🐅
 
ازش متنفرم
حتی نمی‌خواهم راجع‌بهش بنویسم
چرا باید بنویسم؟
یه تیکه چوب خشک با اون دماغ خوکیش
چرا باید بخواهم که بنویسم؟
کاش هیچوقت وارد زندگیم نمی‌شد
شاهزاده‌ی سوار بر اسب سفید که نه... سوار بر ببر من که با تمام سرعتش تاخت تا... تا... تا اخرش بشیم دو تا غریبه...
یه شهاب سنگ که از ناکجا پیداش شد، همه چیو نابود کرد و بعد فقط یک مشت خاکستر ازش موند.
البته دروغ نگم عکس‌ها هنوز همینجا توی شومینن هنوز خاکستر نشدن ولی به زودی می‌شن.
اه... بسه دیگه!
همسایه‌ی بغلی رو می‌گم.
دست از در زدن برنمی‌داره...
نیم ساعتی هست که پشت دره.
بیچاره زنگ زده مهندس گاز بیاد.
نمی‌دونم کی قراره بفهمه بو اتفاقی نیست.
کاش دست از در زدن برداره.
صداش اذیتم می‌کنه...
ما فقط یسری خاطراتیم که باید خاکستر شیم.
ما؛ من و عکس‌ها.

🦷🍽✈️🫧🧱
 
از دیوار بلند شدم و یکم حباب ساختم باب اسفنجی؟ رفتم فرودگاه تا به پروازم برسم. سوار هواپیما که شدم، غذا اوردن. داشتم غذا میخوردم که دندونم درد گرفت

🥸🦍🧀🏥🎵
 
از دیوار بلند شدم و یکم حباب ساختم باب اسفنجی؟ رفتم فرودگاه تا به پروازم برسم. سوار هواپیما که شدم، غذا اوردن. داشتم غذا میخوردم که دندونم درد گرفت

🥸🦍🧀🏥🎵
پروفسور احمق رفت به یک گوریل آفریقایی پنیر توی تام و جری داد که بره بیمارستان آهنگ بخونه.

🌚🤡💩🧣🗝🛠🔏🇳🇵
 
پروفسور احمق رفت به یک گوریل آفریقایی پنیر توی تام و جری داد که بره بیمارستان آهنگ بخونه.

🌚🤡💩🧣🗝🛠🔏🇳🇵
یکبار رفته بودم نپال دیدم یکی چون کلیدشو گم کرده بود خودنویسشو کرده بود داخل قفل، بعد خودنویسش داخل قفل گیر کرده بود اومدم با چکش و آچار در بیارم خود نویسشو که تازه یادش اومد کلیدش تو جیبش جا مونده، بعد عصبانی شدم خواستم با شال گردنش خفش کنم که بنده خدا رید به خودش، گفت یک دلقک بدبخته ولش کنم، ولش کردم و خوشحال شد.


این چی بود نوشتم من 😂


🇹🇷🗜🧼😂🗡🫂✨️🙏🤫🕑
 
  • خنده
امتیازات: Mojo
یکبار رفته بودم نپال دیدم یکی چون کلیدشو گم کرده بود خودنویسشو کرده بود داخل قفل، بعد خودنویسش داخل قفل گیر کرده بود اومدم با چکش و آچار در بیارم خود نویسشو که تازه یادش اومد کلیدش تو جیبش جا مونده، بعد عصبانی شدم خواستم با شال گردنش خفش کنم که بنده خدا رید به خودش، گفت یک دلقک بدبخته ولش کنم، ولش کردم و خوشحال شد.


این چی بود نوشتم من 😂


🇹🇷🗜🧼😂🗡🫂✨️🙏🤫🕑
مردم ترکیه برای درمان خندیدن موقع صابون زدن رفتند به همه چاقو دادند که موقعی هرکی ستاره‌ای داشت و تشکر کرد ساکت بمونند و صبر کنند ساعت ۲ شه که بشکنشون

🦧
 
Back
بالا