- ارسالها
- 4,189
- امتیاز
- 39,532
- نام مرکز سمپاد
- BHT
- شهر
- LNG
- سال فارغ التحصیلی
- 1397
- دانشگاه
- SBU
- رشته دانشگاه
- ARC
من نه اندیشه ز آینده بکردم نه ز حال
عادت افکند به این چاه کجاآبادم
تا خلاصی برسد -دست به دامان محال-
کسب دستان خودم را به فلاکت دادم
این چه حال است که نادیده و نادانسته
راه پیمودم و حاصل به حوالت دادم؟
چند باید بگریزم ز خودم؟ چون باید؟
چه جوابیست که بر بار امانت دادم؟
متغیر بنگر قافیه را هر دو سه بیت
به فراموشی خود شأن امامت دادم
بازگفتم به گذشته: چه نوشتم قبلا؟
این و چون این و همین ها ز شباهت دادم
نقطه ثابت بنگر، صفر به بُعدش کافیست
چون فزونی وجودم به غرامت دادم
پاک چون خاک ببین جامهی دل چاک ببین
در مغاکم سر و اندیشهی افلاک ببین
تابناکی چو به صورت برسد، واقع نیست
قد کوتاه نگر، جبههی "تبناک" ببین
واژگان را چو قطاری ره دلخواه ببر
خود -چو رانندهی آن- عازم آن خاک ببین
باید اندیشه تهی کرد چو حافظ که نوشت
پاک شو اول و پس چهرهی آن پاک ببین
عادت افکند به این چاه کجاآبادم
تا خلاصی برسد -دست به دامان محال-
کسب دستان خودم را به فلاکت دادم
این چه حال است که نادیده و نادانسته
راه پیمودم و حاصل به حوالت دادم؟
چند باید بگریزم ز خودم؟ چون باید؟
چه جوابیست که بر بار امانت دادم؟
متغیر بنگر قافیه را هر دو سه بیت
به فراموشی خود شأن امامت دادم
بازگفتم به گذشته: چه نوشتم قبلا؟
این و چون این و همین ها ز شباهت دادم
نقطه ثابت بنگر، صفر به بُعدش کافیست
چون فزونی وجودم به غرامت دادم
پاک چون خاک ببین جامهی دل چاک ببین
در مغاکم سر و اندیشهی افلاک ببین
تابناکی چو به صورت برسد، واقع نیست
قد کوتاه نگر، جبههی "تبناک" ببین
واژگان را چو قطاری ره دلخواه ببر
خود -چو رانندهی آن- عازم آن خاک ببین
باید اندیشه تهی کرد چو حافظ که نوشت
پاک شو اول و پس چهرهی آن پاک ببین





)