دقیقا با زهرا موافقم.
کاری ندارم چه فردی این حرفا رو زده فقط واسم عجیبه که فرق "شمبلیله" -که اونم ما با میز زدیم نه سطل و نوع آهنگش ضرب ایجاد میکنه- و لبریز مثلن براتون مشخص نیست هنـــوز!
رادیکال و دیگر دوستان، مگه ما الان اینجا چیزی راجعبه کارگاهتون و اینا گفتیم که اومدید دارید توضیح میدید؟ اگر انتقادی بهش وارد شده تو تاپیک خودش راجعبش حرف بزنید.
درمورد اختتامیه تون هم من امسال اونجا نبودم که بخوام چیزی بگم، ولی الان بحثی که مطرحه اینه که مهم نیست رو سطل باشه یا هرچی، من به عنوان یه فرزانگان یکی با اینکه شما سرود ملی های مارو - به هر شکلی - بخونید مخالفم. و اینطور که به نظر میاد، از مدرسه ما فقط من نیستم که مخالفم، بقیه هم هستند. دلایلش رو هم بالا توضیح دادم. فکر میکردم بحث تموم شده، ولی به هرحال در این مورد اگه نظری هست بگید که صحبت کنیم در موردش(چه بچه های خودمون، چه فرزانگان دو) وگرنه موضوعات رو باهم قاطی نکنید.
خب الان من گفتم چيزي رو که ميخواستيم.توي تاپيک خودمون.لينک هم دادم.دوستتون يه ذره اشتباه به عرضتون رسونده بود که اونم توضيح دادم..واين که بچه ها اينم مد نظر داشته باشيد که يه تعداداز مد خودتون برا اولين بار اين سرود هارو واردف2کردند.پس الانم درست نيست که به چيزي که خودتون باعث ترويجش شديد اعتراض کنيد بگيد کپي رايته واينا..وهمچنين حق نداريد به مابگيد حلقه بزنيم يا نزنيم.ماحلقه خواهيم زد،با اون سرود هايي که قبلا گفتم و سرود هاي خودمون.اگر زود تر جدي اعتراض ميکرديد طبيعتا مام زودتر به فکر راه حل ميوفتاديم.ولي من واقعا ميگم هيچ وقت فکر نميکردم اينطوري باشيد
[اول من یک چیزی بگم، این بحثا توی تاپیکا، واقعا جلوهی خوبی نداره، به هرحال این دو تا مدرسه -کاری به بقیه فرزانگانا ندارم- تا حد زیادی به هم نزدیکن و بچههاشونم با هم دوستند. آدم این بحثا رو میبینه ناراحت میشه.]
اما راجع به بحث، من خودم با سرودملّی خوندن ِ فرزانگان دوییها مخالفم. یه بخش ِ کمیش به خاطر همون عشق و علاقه به مدرسه و عرق فرزانگانیه؛ اما بخش مهمترش برای اینه که این سرود ملّیها زایدهی یک جامعهست. با تمام دغدغههاش، تفکراتش، مشکلاتش و نهایتا تولید ِ یک کارگاه ِ هنریه. برای همین، سرودملّیها باید مخصوص افراد همین جامعه باشند. این از این. امّا دوستان! من نمیتونم این هم نادیده بگیرم که بچههای اف-دو گفتند «ما هم با این سرودا خاطره داریم.» این چیز کمی نیست. نسل دانشآموزان هم سن ما، توی فرزانگان دو، تقریبا به اندازهی ما با این سرودها خاطره دارند. فکر کن وارد یک جامعهای بشی؛ بت یک سری چیز دوستداشتنی ارائه بدند؛ خب تو خوشت میاد، احساس خوبی بش داری و کمکم بش احساس تعلق میکنی. بعد یکهو یکسریا پیدا میشن میگن «این ماله مائه و شما نخونید!» مشکل اصلی وقتی بوده که سرودملّی های ما رایج شدند توی اف-دو. اما حالا که شده، این بحث منطقیه که اونائم احساس وابستگی بکنند به اون شعرا. این چیزی از مخالفت من کم نمیکنه؛ اما میگم اگر سعی کنیم کمی طرف مقابلمون رو هم درک کنیم، میبینیم بچههای اف-دو کار ِ درست رو انتخاب کردند. همین که خودشون سرودملی گفتند، همین که شعر امسال رو نمیخونند، نشوندهندهی پیشرفته و خوبه. من فکر نمیکنم انقدر یهویی بشه بحث رو بست. اما همین که کمکم سرودملّیای ما توی مدرسشون کمرنگ شه و خودشون سرود بگن، به نظرم بهترین اتفاقیه که میتونه بیفته. اگر فرزانگان دوییها این قضیه رو قبول کنن و سعی کنن بیشتر روی کار خودشون مانور بدند و به فکر تولیدات خودشون باشند، فکر کنم خوب شه همه چیز. اصلا من مطمئنم اگر این قضیهی سرودملی گفتن توی اف-دو واقعا به وجود بیاد، یعنی اون جامعه بتونه خودش از دغدغههاش و مشکلاتش بگه؛ اصلا خودشون دیگه سرودملیهای مارو میذارن کنار. چون چیزی دارن که بیشتر برای خودشونه. بچههای فرزانگان دو هم سعی کنند ما رو درک کنند. خوب نیست ما هر حرفی میزنیم میذارید پای غرور! مخصوصا وقتی حرف منطقیای هست. ما به این سرودملّیها مثل قسمتی از مدرسه -و شاید خیلی بیشتر- علاقه و وابستگی داریم. علاقه و وابستگی هم معمولا با احساس مالکیت همراهند و انحصارطلبی. پس طبیعیه ما انقدر روی سرودملّیها حساس باشیم. همونقدر که همه روی سمپاد، همونقدر که به مدرسه، به تک تک ِ آجرای مدرسه...
آفرین، با ساینا موافقم من.
زهرا (درسته؟) پست تو رو هم تو تاپیک خودتون الان خوندم، ببینید، ما وقتی میگیم با سرود ملی خوندن شما مخالفیم منظورمون این نیست که شما باید سرود ملیهارو فراموش کنید، از خاطرات شبهای کارگاهتون پاکش کنید و فایلش رو تو گوشیتون دیلیت کنید که! وقتی میگیم مخالفیم، منظورمون اینه که دیگه نخونید. بالا هم گفتم، یعنی نذارید بیشتر از این گسترش پیدا کنه، یعنی مثلا اولایی که سال بعد میان مدرسهتون دیگه کاری با سرود ملیهای ما نداشته باشند که خاطرهای باهاش داشته باشند.
و بله، یه مشکلی دیگه هم که هست اینه که ما یه کم دیر فهمیدیم که شما هم اینارو میخونید، وگرنه خب شاید اگه زودتر میفهمیدیم و بعدش هم زودتر جرئت میکردیم مخالفتمون رو اعلام کنیم، این داستانا پیش نمیومد.
به نقل از This is me :
بچه ها اينم مد نظر داشته باشيد که يه تعداداز مد خودتون برا اولين بار اين سرود هارو واردف2کردند.
و فقط در این مورد هم میشه یه توضیحی بدید که ما بدونیم دقیقا چی شده؟ یعنی چی که بچههای ما سرود ملیها رو وارد کردند؟ یعنی مثلا اولین بار بچههای یک اومدند دو، سرود ملی خوندند بقیه هم یاد گرفتند ؟
خب اول یه سری از دوستان ف2 و ف 1 و کلاسای بیرون و زبان واینا همدیگرو دیدن,بعد گفتن همچین چیزی هست بعد اینام گفتن چه قشنگ مام میریم میگیم!
یا حتی یکیش که من به چشم دیدم اینه که یه سری از بچه های راهنمایی که سم÷اد نبودن با هم دوست بودن نصفشون رفتمن ف1 نصفشون ف2...بعد نتیجه اش معلومه دیگه!
به هرحال هم شما کوتاه اومدین هم ما..امیدوارم مشکل حل بشه!
مراتب ذوق ما نسبت به اون نقاشیهای بین دو تا ساختمون در کلمات نمیگنجد. به اون لوگوی کارگاه که روی نردهی پلهها با تلق رنگی درست شده هم همینطور.
غرفهی ما هم بیاید. تهِ راهرو طبقه اول، کافه کتابمون تازه از کتابهای زندهای که جاهای مختلف ممکنه ببینید هم سوال بپرسید
لوگوهای کف حیاطم خیلی خوبن.
چیزهای خیلی قابل توجه: بالنمون و شباهتش به بالن ِ پوستر - دیوار پل معلق و نقاشیهاش - لوگوی کارگاه با تلق - لوگوی خودمون کف ِ حیاط - اون پارچهها که از ساختمون آویزون شدن - کلا در و دیوار ساختمون - اریگامی ِ ریاضیا - کاکتوسای زیستیا و ...