• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع donya
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

آره انتقاد لازمه. فقط مشکل اینه که خیلی‌ها نقدکردن رو بلد نیستن. مثلا اینکه نقد باید منطقی باشه و با دلیل. دلیل نمیشه چون شما چیزی رو دوست ندارید بگید که افتضاحه! یا اگه نمیخواید پول بدید بگید نفس کار مشکل داره.:-"
کلی میگم البته.
بعد میدونید، این اخلاق خیلی بده که قبل از ذکر خوبی‌های یه کار بدی‌هاش رو بگی. نمیخوام الان بحثی باز کنم ولی ببینید مثلا برای کارگاه هنری ما خیلی نقد داشتیم ولی واقعا این کار اخلاقی نیست که همون موقع برگردیم بگیم: «به کارتون نقد وارد بود. :|» به هرحال طرف زحمت کشیده برای اون کار. هرچقدر هم افتضاح، خوبه که همون اول نقد نکنیدکار کسی رو که ذوق‌زده‌س! اگه دوست ندارید یه کاری رو، تعریف هم نکنید ولی اون روند رو هم پیش نگیرید.

× باور کنید که الان به اتفاق خاصی تو مدرسه اشاره نداشتم. کلا یکی از دلایلی رو گفتم که باعث میشه گاهی به جای نقد دعوا شه اینجا و تو مدرسه.
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

به نقل از ریـحـانـه :
آره انتقاد لازمه. فقط مشکل اینه که خیلی‌ها نقدکردن رو بلد نیستن. مثلا اینکه نقد باید منطقی باشه و با دلیل. دلیل نمیشه چون شما چیزی رو دوست ندارید بگید که افتضاحه! یا اگه نمیخواید پول بدید بگید نفس کار مشکل داره.:-"
کلی میگم البته.
بعد میدونید، این اخلاق خیلی بده که قبل از ذکر خوبی‌های یه کار بدی‌هاش رو بگی. نمیخوام الان بحثی باز کنم ولی ببینید مثلا برای کارگاه هنری ما خیلی نقد داشتیم ولی واقعا این کار اخلاقی نیست که همون موقع برگردیم بگیم: «به کارتون نقد وارد بود. :|» به هرحال طرف زحمت کشیده برای اون کار. هرچقدر هم افتضاح، خوبه که همون اول نقد نکنیدکار کسی رو که ذوق‌زده‌س! اگه دوست ندارید یه کاری رو، تعریف هم نکنید ولی اون روند رو هم پیش نگیرید.

× باور کنید که الان به اتفاق خاصی تو مدرسه اشاره نداشتم. کلا یکی از دلایلی رو گفتم که باعث میشه گاهی به جای نقد دعوا شه اینجا و تو مدرسه.

اول این‌که، مثلاً اگه من یا دو سه نفر معدود پول ندن بله، قضیه شخصی و سلیقه‌ایه اما خب اگه این‌طور نیست باید ریشه‌یابی و علت‌یابی بشه.
باشه، از این به بعد اول خوبی‌هاشو می‌گیم بعد بدی‌هاش رو :دی

× در جریانی ریحانه. من خیلی منطقی، حتی گاهاً به طرز افراطی منطقی به خیلی چیزا نگاه می‌کنم.
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

به نقل از سـ. :
اول این‌که، مثلاً اگه من یا دو سه نفر معدود پول ندن بله، قضیه شخصی و سلیقه‌ایه اما خب اگه این‌طور نیست باید ریشه‌یابی و علت‌یابی بشه.
باشه، از این به بعد اول خوبی‌هاشو می‌گیم بعد بدی‌هاش رو :دی

× در جریانی ریحانه. من خیلی منطقی، حتی گاهاً به طرز افراطی منطقی به خیلی چیزا نگاه می‌کنم.

حرف منم همینه. ولی دیدم کسایی رو که صرفا به خاطر «قیمت» کل قضیه رو بردن زیر سوال. اصلا مجاز هم درنظرش بگیریم مشکلی نداره! اینکه به خاطر دلخواه خودمون قضیه رو تعمیم بدیم الکی.
تاکید میکنم. نمیگم حتما خوبی‌های یه کار. کار شاید اصلا خوبی نداشته باشه. ولی خب خودتون تصویر کنید چهره‌ی آدمی رو که کلی خسته‌س به خاطر کارکردن تو کارگاه یا هرچیزی، بعد یکی تا میبینش شروع کنه به نقد! دیدم حتی.
 
  • لایک
امتیازات: Seti
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

پیش‌نویس: من یه سری چیز می‌گم، بعدش دیگه ترحیجا، لطفا، خواهشا مجبور نکنید آدم رو هی بیاد جواب پست بده، دیگه نه می‌خوام نه وقتش رو دارم بیام از این پستا بدم.
بحث سر این نیست که ما الآن ناراضی‌ایم از این‌که شما بدی‌های همه چیز رو می‌گید و اصلا گور ِبابای خوبی‌ها! بحث سر ِ اینه که یک‌سری چیز‌ها، انتقاد نیست! راجع به یک چیزایی کسی حق قضاوت هم نداره، چه برسه نقد. مثلا «یه جوری بود» انتقاد نیست. مثلا «چرا ایده‌هاتون فضاییه» انتقاد نیست، چون ایده‌های هر پایه، نهایتا به خودشون و مسئولین ِ اون کار مربوطه. چیزی که حق داره قضاوت شه، کار نهاییه. یعنی مشکل از ما نیست که ایده‌ای دادیم که شما نپسندیدید، مشکل از حرف‌هایی ِ که لزومی نداشت شنیده بشه. و اصلا از این‌ها بگذریم، شما هیچ وقت آیا فکر ِ روحیه‌ی افراد رو کردید توی حرفایی که می‌زنید؟ الآن دم ِ کارگاهه. انسان‌هایی هستند که هرروز هفته صبح تا شب توی مدرسه، شب تا صبح توی خونه دارن برای این کارگاه کار می‌کنند، فکر نمی‌کنید حداقل الآن وقت ِ ایراد کلّی گرفتن و آسیب‌شناسی ِ پایه‌ی دوم! نیست؟ و ما الآن واقعا به این نیاز نداریم؟ فکر کنم نیازه من پست قبلی که دادم رو باز تر کنم، برای ریحانه توی مدرسه هم توضیح دادم، من مخاطب اون پستم ریحانه بود. خودمم عقلم می‌رسید که اگر از شما گلایه‌ای دارم بیام به خودتون بگم. اما چرا ریحانه؟ چون فکر می‌کنم نهایتا اشکال کار از همینه که بیایم اینجا بگیم همه چیز رو نقد کنید! نه افراد اینجا داور و نقّاد اند، نه چیزی. اگر خودشون چیزی به ذهنشون اومد میان می‌گن، اگر چیزی نگفتند لزومی بر «x رو نقد کنید خواهشا! نظرتون راجع به y چیه؟» نیست! این کار به خودی خود، بد نیست. اما توی این تاپیک جوی رو به وجود میاره که کسانی فکر می‌کنند مجبورند حرفی بزنند. نهایتا می‌رسیم به «یه جوری بود!»ها و «چرا روی آینه روزشمار زدید؟»ها و «چاپ ِ جامدادیا خوب نبود»ها! بعد باید منی پیدا بشم که همون‌قدر که اعصابم از فشار کارگاه و مشکلات خورده، بیام و اینجا بگم «بابا چاپ کجا بود؟ یه عده از همه زنگ تفریحاشون زدند برای همون شابلونای کوفتی که هی خوب در نمی‌یومد و هی عوض می‌کردیم و هی بیا و برو! چاپ ِ جامدادیا آخه؟» خلاصه حرفم اینه که مخاطبم با ریحانه بودم بیشتر از بقیه. راجع به کارگاه هنری. من، یه پست بلند و بالا، نوشته بودم، خیلی هم وقت گذاشته بودم روش. نهایت ِ تلاشم ختم شد به «ذخیره پیش‌نویس» نسترنگار و ریحانه و ارغوان و خیلی‌ها هم پرسیدند چرا ساکتی؟ اما حس ِ خوبی به اون پست نداشتم. بعدا فهمیدم چرا! چون هر چه‌قدر فکر می‌کردم می‌دیدم پایه‌ای که حین کارگاه هنری، به کارگاه علوم ما که هیچیش معلوم نبود تیکه می‌ندازه، ایراد می‌گیره، بلد نیست خوبیا رو ببینه، انقدر از کمبود پایه‌ی پایین‌ترش ذوق می‌کنه، این پایه، کارش و کارگاهش رو نقد نکنی، بهتره. چون همون‌قدر که دلت راضی نمی‌شه خوبی‌ها رو بگی بشون -این بدجـنس‍‌‍ی نیست، عکس‌العمله- بدی‌ها رو هم نمی‌تونی بگی. الآن هم همینه. فقط تیکه، فقط ایراد! اینا تاثیر داره روی روحیه‌ی افراد! داره یا نداره؟ بعد اون موقع ما، بلافاصله بعد از کارگاه هنری اومدیم اینجا به بچه‌ها پ.خ می‌دیم که «بچه‌ها! لطفا همین امروز که سوما انقدر خوشحالند کمبود هارو نقد نکنیدا!» هه! کسی پیدا شد بگه بچه‌ها اینا بیست روز دیگه کارگاه دارند، واقعا آیا مهمه که روزشمار روی آینه‌ست یا ما از رنگ ِ بالون خوشمون نمیاد؟ یا اساسا پیکسلای افق رو به کار ِ مدرسه ترجیح می‌دیم؟ به کلیت موضوع که نگاه می‌کنی خنده‌دار می‌شه صرفا. راجع به پیکسلا هم یه چیزی بگم. می‌تونم به قطع بگم درآمدزایی ِ ما از این پیکسلا خیلی مهم‌تر از این بود که کسی حوصله می‌کنه نوشته‌ها رو بخونه یا نه! و این که کسی حوصله نمی‌کنه اون نوشته‌ها رو بخونه حقیقتا مشکل ما نیست بچه‌ها! این همه انسان خریدند و خوششون هم اومده. ما راجع به بی‌حوصلگی یا بی‌ذوقی ِ چند نفر که جوابگو نیستیم آخه که. یا مثلا قیمتش، خیلی‌ها همین الآن خریدند و سر ِ مارو کچل کردند که چرا سری ِ جدید نمیاد. و همین یعنی ما به هدفمون رسیدیم. حالا اگر چند نفر هم پولشون مهم‌تر از کارگاهشون و خاطراتشونه -یادتون باشه پیکسل یه عمر می‌مونه برای آدم، خیلی موندگارتر از چسبه- ، خب طبیعیه که نشه همه رو در آن ِ واحد راضی نگه داشت. همین دیگه، فقط یک چیزی. اگر توی دلتون دارید می‌گید این‌ حرفا رو چرا من دارم می‌زنم و مگه آدم قحطه یا مگه وقت ِ بهتری نبود برای این حرفا، باید بگم که افرادی رو داریم که با دیدن هرروزه‌ی ری-اکشن ِ غیر منطقی ِ بعضی افراد توی پایه‌های دیگه، ما رو سرزنش می‌کنند که چرا این حرفا رو توی سمپادیا نمی‌زنید. افرادی که اصلا توی سمپادیا هم نیستند. اینجا دیگه من ِ ساینا یا من ِ ریحانه مطرح نیست. حرفای خیل عظیمی از افراد بود.
پ.ن: از این‌که مجبور شدم از قسمتی از پستای بعضی‌ها نقل قول کنم، عذر می‌خوام. می‌خواستم مثال‌ها عینی باشه اما مشکل چهار تا پست ِ اینجا نیست. مشکل هر روز ِ این مدرسه‌ست. مشکل حرف‌های هر روز و ساعت و دقیقه‌ی این مدرسه‌ست. مشکل مائیم شاید حتی.
پ.ن: ببخشید اگر برای حرف عده‌ای مجبور شدم از لفظ «پایه‌ی سوم» یا «پایه‌های دیگه» استفاده کنم، شما بدونید که قطعا منظور همه نیست. مجاز جز به کل بگیریدش.
پ.ن: اگر کسی می‌خواد از پست ِ من ناراحت بشه لطفا قبلش به خودم بگه، شاید توضیحی بود برای رفع سوءتفاهم.
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

به نقل از ریـحـانـه :
نظرتون رو راجع به روزشمار زیبای ما اعلام کنید. ;D (بدون هیچ گونه جهت گیری! :-")
نظرتون رو راجع به اون جامدادی‌ها هم که روشون سرود ملی بود اعلام کنید. (;;

خیلی نقد‌ها به حرفات دارم ساینای عزیز امّا می‌ذارم برا وقتی که هم وقت داشتی و هم حوصله.
صرفاً، موقعی که می‌دونید انتقاد ممکنه روحیه‌تون رو خراب کنه و تو این همه مشغولیت‌ ِ ذهنی و جسمی، بار بیشتری رو دوشتون بذاره نظر نخواین. (:

× شاید نباید راجع به واکنش پایه‌ی ما نسبت به نقد راجع به کارگاه هنری‌مون قضاوت می‌کردی. قضاوت قبل از عمل می‌کنی، نتیجه می‌گیری، و طبق همون نتیجه‌ی وهمی که گرفتی پیش می‌ری.
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

به نقل از sch :
نسترنگار میدونن ، من کلا آدمیم که جز ایراد گرفتن کاری بلد نیستم ، همیشه هم نظرم در مورد همه چی منفی و صرفا راجع به قسمت ِ ایراد شه [هرچی که میخواد باشه و کار هرکیم که میخواد باشه] ، خواستم اطلاع داده باشم که از این به بعد با این پیشفرض پست هام رو بخونید .
ببین ستاره جان اینی که شما میگی که توجیه نمیشه که. :د اگر آداب نقدُ نمیدونی برو مطالعه کن و حرفایی که میزنیُ با در نظر گرفتن ِ آداب نقد بیان کن. :د
به نقل از سـ. :
صرفاً، موقعی که می‌دونید انتقاد ممکنه روحیه‌تون رو خراب کنه و تو این همه مشغولیت‌ ِ ذهنی و جسمی، بار بیشتری رو دوشتون بذاره نظر نخواین. (:
خُب تا حدی با اینی که گفتی موافقم و ساینا هم توضیح داد.
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

من هیچ‌جا هیچ ادعایی بر «نقد» کردن نداشتم .
پست این بود :
نظرتون رو راجع به روزشمار زیبای ما اعلام کنید. ;D (بدون هیچ گونه جهت گیری! :-")
نظرتون رو راجع به اون جامدادی‌ها هم که روشون سرود ملی بود اعلام کنید. (;;
من هم نظرم رو گفتم ، و نظر من همیشه منفیه ، چون همیشه ویژگی های منفی تو ذهن من پررنگ تر به نظر میان ، پس نظری که از من میشنوین اغلب منفی و در خیلی موارد غر زدنه . مثلا چرا روی آینه روز شمار زدین ، غرغر بود ، ولی جامدادیا خوب چاپ نشدن ( یا رنگ نشدن یا حالا هرچی ) ، غر نبود ، نظر بود . هر چقدر بچه های وقت گذاشتن و به اصطلاح حمالی کردن برای اون جامدادی ها ، به هرحال تهش یه جوری بود ، من که داشتم نگاه میکردم کدومو بردارم یا مال بچه های دیگه رو نگاه میکردم ، خیلیاشون بودن که مثلا یک کلمه از شعر اصلا نیفتاده بود روشون! و خب این خوب نیست ، ایراده دیگه! کلا جامدادی جزو چیزهای مورد علاقه منه و این که روش سرود ملی هم نوشته باشه و تازه یادگاری از مدرسه هم باشه بیشتر هم مورد علاقه میشه ، ولی وقتی نگاه میکنی میبینی این قدر بی سلیقه درست شدن دیگه نیست! (اگه میدونستین که نمیتونید هزار و خورده ای تا جامدادی رو تمیز در بیارید ، یه کار آسون تر انتخاب میکردید خب . ایده هر چقدر هم خفن باشه ، اگه اجرا ضعیف باشه که نمیشه گفت خب حالا اشکال نداره کلی زحمت کشیده بودن براش و فلان.)
در مورد پیکسل ها هم ، رو راست میگم ، زشتن . روزشمار به نظر من چیزیه که خیلی پتانسیل داره که خلاقانه و خوب باشه . ولی اینا زشتن . یه عمر واسه آدم میمونن؟ که چی ، آدم که یه پیکسلی که وسطش سفیده دورشم یه سری نوشته ی ریز رو که هیچ وقت بعدا استفاده نمیکنه . خودم خریدم چون به هرحال روزشمار کارگاهه و خب ما هم ذوق داریم واسه کارگاه و طبیعتا روزشماریش ، ولی به نظرم زشتن . «زشت» یه نظره به هرحال . گفتم «یه جوری» چون دلم نمیخواست رک بگم . ولی ظاهرا باید بگم . در عین این که با هیچ کس از بچه های این جا هم دعوا ندارم و خودمم حس خوبی ندارم نسبت به حرف زدن و نظر دادن (!) تو سمپادیا ، سمپادیا هرچی هست ، سر تا تهش حاشیه ست و دردسر و اعصاب خورد کنی ، برای همینه که مدت هاست دیگه این جا پست نمیدم و نمیخوامم که بدم . با هیچ کدوم از بچه های مدرسه و دوم و سوم و هیچ کس هم مشکل ندارم تو فضای واقعی ، ( @ ساینا ، ریحانه ، بقیه :د ) ولی سمپادیا گاهی خیلی اعصاب خورد میکنه ، همین دیگه .
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

کسی که نظر می‌خواد، باید تحمل نظرات منفی رو هم داشته‌باشه. من گفتم «ایده‌هاتون فضاییه»، چون از یه ایده‌ی «فضایی» و امکانات و وقت کم، احتمالش کمه که یه چیز باکیفیت از آب در بیاد. باید می‌گفتم «کارِتون بی‌کیفیت بود.»؟ «ایده‌هاتون فضاییه» انتقاد نبود ساینا. یه پیشنهاد بود. صرفا از موضع کسی که سه سال -با احتساب نمایشگاه «آفتاب» سوم راهنمایی، چهار سال- کار ِ اینجوری کرده یه توصیه‌ی دوستانه کردم به‌تون. چون بعضی از ایده‌هاتون رو شنیده‌بودم. چون نمی‌خواستم خوش‌بینی‌تون به شرایط و امکانات باعث بشه کار ضعیفی ارائه بدین. چون هنوز برای فضاسازی‌ها کلی کار مونده، کلی ایده‌ی اجرایی‌نشده مونده که ممکنه تو مرحله‌ی اجرا به مشکل بربخوره. ضمن این که، من واقعا نمی‌دونم چه‌جوری باید به‌تون بگم که ما نمی‌خوایم کارگاه علوم ضعیفی ببینیم؟ :ی ریحانه می‌دونه، من جلوی خیلی از هم‌پایه‌ای‌هام از کارگاه‌تون دفاع کردم. شاید اونا خوش‌حال بشن از ضعیف بودن کارگاه‌تون -که نمی‌شن، پدرکشتگی ندارن باهاتون که- ولی حداقل من ِ نوعی، که نصف دوست‌هام از پایه‌ی شمان :ی، دوست ندارم کار ِ دوست‌هام ضعیف بشه.
خیلی حرف‌های دیگه دارم که مونده؛ بذارید رودررو بگم به‌تون. :ی
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

قضیه اینه که من آدم خوشبینی‌م و یه مدت فراموش کرده بودم که «ایراد بنی اسرائیلی» چیزیه که یه عده باهاش روزگار میگذرونن. دلیل اینی که نظر خواستم هم همین بود چون فکر کردم ممکنه اگه تعریف نمیکنید نقدسازنده بکنید لاقل. دوستان! نقد نباید طوری باشه که بعدا 5 ساعت راجع بهش توضیح بدی و بگی این نقد بود نه فلان.
اگه نقده چرا خیلیا به نظرشون نقد نمیاد؟ خب بعضی وقتا فکر کنید شاید مشکل از لحنتون و حتی انتخاب کلماتتونه.

به نقل از sch :
هر چقدر بچه های وقت گذاشتن و به اصطلاح حمالی کردن برای اون جامدادی ها ، به هرحال تهش یه جوری بود ، من که داشتم نگاه میکردم کدومو بردارم یا مال بچه های دیگه رو نگاه میکردم ، خیلیاشون بودن که مثلا یک کلمه از شعر اصلا نیفتاده بود روشون! و خب این خوب نیست ، ایراده دیگه! کلا جامدادی جزو چیزهای مورد علاقه منه و این که روش سرود ملی هم نوشته باشه و تازه یادگاری از مدرسه هم باشه بیشتر هم مورد علاقه میشه ، ولی وقتی نگاه میکنی میبینی این قدر بی سلیقه درست شدن دیگه نیست!

خوبه این‌طور حرف زدن؟ خوبه آدم اغراق کنه؟
من حاضرم اسمم رو عوض کنم اگه جامدادی‌ای بوده باشه که یه کلمه‌ش نیفتاده باشه! «بد افتادن» رو قبول میکنم. ولی «خیلیاشون بودن که یه کلمه از شعر روشون نبود؟!»
نخندونید آدم رو تو رو خدا. :)
در ضمن خانوم ستاره، کلاس شما آخرین کلاس بود. منطقیه که خوباش رو بقیه برداشته باشن. به هرحال یه کلاسی باید آخرین کلاس باشه. هرچند که مال کلاس شما هم فاجعه نبود که اینطور میگی. تو کلاس شما گذاشتیم هرکی دوست داره هم عوض کنه. پس حق نداری این‌طور صحبت کنی و بگی «خیلی» از جامدادیا.
کلا به شدت مشتاق شدم کارای پایه‌ی شما رو ببینم. این به این معنی نیست که دوست دارم «بد» ببینم. فقط دوست دارم تو اون شرایط باشی تا ببینم چطور برخورد میکنی با شرایط.
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

ستاره خدا ازت نگذاره! سال دیگه ما بدبخت می‌شیم که! :((
 
Back
بالا