• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sampadik
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

به نقل از 1tA ! :D :
پس چرا من هنوز سوم نشدم دارم واسه دبیرستان ثانیه‌شماری می‌کنم؟ این چه وضعشه عـاقا؟ :-"
دبیرستان یه جای خیلی فوق‌العاده‌س. 8-^ :-"
نَگین نه. :-"

ما ـم ذوق داشتیم :-جی ثانیه شماری میکردیم . حتّا روز ِ آخر داشتم تو حیاط میدوییم از خوشحالی ؛ امّا وقتی بیای توش همه ی ذوق ـت ُ یادت میره کاملن . :))
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

به نقل از میتـرا .. :
ینی من پتانسیل ِ این ُ دارم که تا آخر ِ سال ، راجه به دبیرستان غُر بزنم و ازش ایراد بگیرم . :))

تجربه نشون داده هر کی بیشتر غر می زنه بیشتر عادت می کنه به دب و عاشقش می شه ..... ;D

یادمه یکی می گفت که اولش غر می زنی و غر می زنی بعدش انقدر وابسته می شی و انقدر زود می گذره که وقتی می ری دلت برا ترک دیواراش هم تنگ می شه خیلی بیشتر از راهنمایی .......

کلا دب خیلی کشش خاصی داره ....... بنده خودم دو روز نمی رم دب اصلا دیوانه می شم تو خونه در و دیوار دب زنده می کنه آدم رو اصن ;D 8-^

بعد دیگه تکرار نمی کنم حرفای ریحانه و ارغوان رو ولی راستش منم می خواستم بگم ...... مخصوصا حیاط که اصلا باید بگم اصلا هم کوچیک نیست ........ یک جا شدنی می بینید در طی سال که می خندید به حرفای الان .......

حتی می تونم بگم بچه ها والیبال هم بازی می کنن زنگ تفریح ها ;;) و همه ی مدرسه هم تو حیاط جا می شن مخصوصا زنگ ناهار ;;)
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

به نقل از giti :
تجربه نشون داده هر کی بیشتر غر می زنه بیشتر عادت می کنه به دب و عاشقش می شه ..... ;D

یادمه یکی می گفت که اولش غر می زنی و غر می زنی بعدش انقدر وابسته می شی و انقدر زود می گذره که وقتی می ری دلت برا ترک دیواراش هم تنگ می شه خیلی بیشتر از راهنمایی .......

کلا دب خیلی کشش خاصی داره ....... بنده خودم دو روز نمی رم دب اصلا دیوانه می شم تو خونه در و دیوار دب زنده می کنه آدم رو اصن ;D 8-^

بعد دیگه تکرار نمی کنم حرفای ریحانه و ارغوان رو ولی راستش منم می خواستم بگم ...... مخصوصا حیاط که اصلا باید بگم اصلا هم کوچیک نیست ........ یک جا شدنی می بینید در طی سال که می خندید به حرفای الان .......

حتی می تونم بگم بچه ها والیبال هم بازی می کنن زنگ تفریح ها ;;) و همه ی مدرسه هم تو حیاط جا می شن مخصوصا زنگ ناهار ;;)

زنگای ِ ناهار ؟ ×_× ما تو معارفه یه پایه بودیم به اضافه ی لیدرا و چن نفر از پایه های دیگه ؛ باید رسمن تو حلق ِ هم میشستیم ، تازه تو صف ِ بوفه له ـم شدیم :-" دیگه همه ی پایه ها باشن چی میشه :-" والیبال بازی میکنن ؟ :-اس چه جوری واقن ؟ :-"
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

به نقل از میتـرا .. :
زنگای ِ ناهار ؟ ×_× ما تو معارفه یه پایه بودیم به اضافه ی لیدرا و چن نفر از پایه های دیگه ؛ باید رسمن تو حلق ِ هم میشستیم ، تازه تو صف ِ بوفه له ـم شدیم :-" دیگه همه ی پایه ها باشن چی میشه :-" والیبال بازی میکنن ؟ :-اس چه جوری واقن ؟ :-"

اگر لوس بازی در نیارید به اندازه همه جا هست ;;) بعدا عادت می کنید زنگ نهار بعد از پروسه ی حاضر کردن غذا چشم می چرخونید و بین بچه ها یه تیکه جا برا خودتون و دوستاتون پیدا می کنید و هر جور شده جا می شید حتی اگر اندازه یه نفر هم نباشه ...... :))

;D چه جوری نداره که وای میستن بازی می کنن دیگه :)) البته درک می کنما الان یکمی یه جوریه شنیدنش اما می بینید بعدا خودتون ...... البته یادش بخیر اون موقه که ما اول بودیم بیشتر بچه ها بازی می کردن ...... اگر زنگ ناهار تو حیاط راه می رفتی اصلا به اندازه ی یک سال کامل شاد می شدی از صحنه هایی که می دیدی ....... =)) ....... توپ بچه ها همیشه در دوقدمی غذای بقیه بود :-" اصلا وضعی ........ :-"
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

در دوقدمی غذای بقیه؟ من نصفِ زنگِ ناهارهای این چندسال داشته‌م به والیبال‌بازی‌کنندگان فحش می‌داده‌م که بازی نکنن و توپ‌شون رو از توی ظرف‌م می‌نداختم سمت‌شون. :‌|
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

به نقل از ارغـوان اس. :
در دوقدمی غذای بقیه؟ من نصفِ زنگِ ناهارهای این چندسال داشته‌م به والیبال‌بازی‌کنندگان فحش می‌داده‌م که بازی نکنن و توپ‌شون رو از توی ظرف‌م می‌نداختم سمت‌شون. :‌|

می دونم می دونم :-" ولی خوب قبول کن که آدم مقاوم می شه در شرایط سخت ..... :-" زندگیِ مسالمت آمیز و اینا ..... :-"
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

من این نکته رو هم اضافه کنم! فک نکنید جا واسه نشستن هم ندارید! افراد در حیاط تعداد زیادی دراز می کشن خیلی راحت !
حیاط یه سری قسمت ها تجمع زیاده! هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد! :-" سایه دلت می خواد یه کم هم له شو! مشکلش چیه؟
ولی واسه آفتاب گرفتن و بعد از ناهار زیر آفتاب دراز کشیدن همیشه جا هست :دی
بله یله دبیرستان همچین امکاناتی داره :-"

فقط تجربه شخصی می گه توی حیاط زنگ ناهار کلا غیبت نکنید! نه که یه مقدار زیادی فشرده در حلق اکیپ بقلی هستید به هر حال از 6 تا اکیپی که تو هم نشستید یه نفر آشنای مشترک پیدا می شه! :-"

دبیرستان کلا خوبه! همه چیزش! من به یاد ندارم از دبیرستان غر زده باشم!
غر نزنید سال تحصیلی که شروع شه یه یکی دو روز که بگذره می بینید این حیاط فسقل دبیرستانو با هزار تا حیاط گنده ی راهنمایی هم حاظر نیستید عوض کنید! نه این که راهنمایی بده راهنمایی خیلی خوبه ولی دبیرستان واقعا یه چیز دیگست :دی
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

چرا انقدر شما فرق دارید با ماها! من شما رو می‌بینم احساس می‌کنم ۱۰ ساله از راهنمایی فارغ‌التحصیل شدم و اینا ناشی از تفاوت نسل‌ه. امّا خب واقعاً ناشی از زحمات بی‌دریغ و سیستم مدبرانهٔ خانم هویداست احتمالاً. که ما سال سوّم بمون می‌گفتن دبیرستان گریه‌مون درمیومد و فکر می‌کردیم وقتی این مصیبت به ما رسید دنیا برامون تمام خواهدشد. بعد الآن همه ذوق دارند بیان دبیرستان خیلی فرار از راهنمایی طور. و ما وقتی اومدیم دبیرستان کلّی خیالمون راحت شد که چه‌قدر دوست‌داشتنی‌ه و اینجا هم می‌شه روزای خوب داشت و هیجان‌انگیز بود به نظرمون و شما اومدید و انقدر دبیرستان نفرت‌انگیز‌طور جلوه می‌کنه براتون. چه‌قدر تفاوت.

× من هنوز نمی‌تونم بیام تاپیک راهنمایی و دلم نگیره، چون قول داده‌بودم یک روزی مرد و مردونه برم و با مدیریّت مدرسه راجع به این بلاهایی که سر مدرسه آورده صحبت کنم. امّا هنوز نرفتم. و خب این خیلی دل‌گیره.
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

به نقل از SaϔnA.M :
چرا انقدر شما فرق دارید با ماها! من شما رو می‌بینم احساس می‌کنم ۱۰ ساله از راهنمایی فارغ‌التحصیل شدم و اینا ناشی از تفاوت نسل‌ه. امّا خب واقعاً ناشی از زحمات بی‌دریغ و سیستم مدبرانهٔ خانم هویداست احتمالاً. که ما سال سوّم بمون می‌گفتن دبیرستان گریه‌مون درمیومد و فکر می‌کردیم وقتی این مصیبت به ما رسید دنیا برامون تمام خواهدشد. بعد الآن همه ذوق دارند بیان دبیرستان خیلی فرار از راهنمایی طور. و ما وقتی اومدیم دبیرستان کلّی خیالمون راحت شد که چه‌قدر دوست‌داشتنی‌ه و اینجا هم می‌شه روزای خوب داشت و هیجان‌انگیز بود به نظرمون و شما اومدید و انقدر دبیرستان نفرت‌انگیز‌طور جلوه می‌کنه براتون. چه‌قدر تفاوت.

× من هنوز نمی‌تونم بیام تاپیک راهنمایی و دلم نگیره، چون قول داده‌بودم یک روزی مرد و مردونه برم و با مدیریّت مدرسه راجع به این بلاهایی که سر مدرسه آورده صحبت کنم. امّا هنوز نرفتم. و خب این خیلی دل‌گیره.
ما خودمون هم تصورشُ نمی کردیم که کادر انقد مزخرف بشن که روزِ خدافظیمون هر هر بخندیمُ از رفتنمون خوشحال باشیم. و این از خوبی های کادرمون ـه. آخرای سال همه دلشون میخواس سال زودتر تموم شه. :/
دبیرستان جایِ خوبیه ب نظرم و اینام فقط غر غر ه فک کنم. دوس داریم دبیرستانُ. نفرت نداریم ازش.

× ی روز بریم ی دونه بزنیم تو گوشِ مدیریت کلن. :- "
 
پاسخ : سمپادی های تهران [راهنمایی فرزانگان ۱]

به نقل از SaϔnA.M :
چرا انقدر شما فرق دارید با ماها! من شما رو می‌بینم احساس می‌کنم ۱۰ ساله از راهنمایی فارغ‌التحصیل شدم و اینا ناشی از تفاوت نسل‌ه. امّا خب واقعاً ناشی از زحمات بی‌دریغ و سیستم مدبرانهٔ خانم هویداست احتمالاً. که ما سال سوّم بمون می‌گفتن دبیرستان گریه‌مون درمیومد و فکر می‌کردیم وقتی این مصیبت به ما رسید دنیا برامون تمام خواهدشد. بعد الآن همه ذوق دارند بیان دبیرستان خیلی فرار از راهنمایی طور. و ما وقتی اومدیم دبیرستان کلّی خیالمون راحت شد که چه‌قدر دوست‌داشتنی‌ه و اینجا هم می‌شه روزای خوب داشت و هیجان‌انگیز بود به نظرمون و شما اومدید و انقدر دبیرستان نفرت‌انگیز‌طور جلوه می‌کنه براتون. چه‌قدر تفاوت.

× من هنوز نمی‌تونم بیام تاپیک راهنمایی و دلم نگیره، چون قول داده‌بودم یک روزی مرد و مردونه برم و با مدیریّت مدرسه راجع به این بلاهایی که سر مدرسه آورده صحبت کنم. امّا هنوز نرفتم. و خب این خیلی دل‌گیره.

من واقعا خودمم تعجب کرده بودم که ما چرا انقد شادیم ، یعنی سالای پیش سرِ اختتامیه آفتابو مسابقه علمیو اینا ، همه میزدن زیرِ گریه ـو اینا ، ولی ما امسال واقعا "هیچی."

بعـد اینکه از کلِ کادرِ مدرسه ، واقعا فقط "جعفری" خیلی خوب بود .فوق العاده بود .8->. و من افسوس خواهم خورد که دیگه از این معاونا پیدا نمیشه .:-<

× خیلی ایده ی خوبیه .:دی
 
Back
بالا