• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمپادی های همدان

پاسخ : سمپادی های همدان

خیلیا ینی چند نفر؟

دیگه ظرفین بزرگمهر هم پر شده گویا!بچه ها که قبلا جا گرفته بودن رفتن واسه ثبت نام مدیرش گفته کلاسامون شده 28 نفر!به خدا دیگه جا نداریم!دیگه ثبت نام نکرده!

به نظر من اونایی که رفتن .اقعا اشتباه کردن!رفتن توی کلاسای 28 نفره!!!! اونم تو جو بچه های بزرگمهر!

تا اونجایی که من میدونم خیلیا نیستن ولی اونایی که رفتن میشه چن نفر حسابشون کرد!از بچه های تاپ مدرسه بودن :|
 
پاسخ : سمپادی های همدان

فقط يه مدت كوتاه نبودما چه اشوبي به پا شده ;D
حداقل صبر ميكردين منم بيام ;D
بچه ها من ميگم با اين وضع مدرسه از دست ما كه هيچ كاري بر نمياد.بايد خودمون ؤخودمونو بكشيم بالا
ب قول يه معلم عزيزي ماها بنايد از دبير انتظار داشته باشيم هر چي علم داره رو به ما منتقل كنه بايد خودمون مشتاق باشيم واسه دريافت مطالب يعني خودمون بايد بفهميم(با مطالعه ي بهترين كتب كمك درسي) كه كم گفته و سوال بپرسيم كه بيشتر بگه

حالا نيمه ي پر ليوان ك خيلي ب چشم نمياد اينه ك ما ميتونيم از اين ضعف مدرسه استفاده كنيم و يجورايي سر قضايايي و بحثايي كه با مدرسه داريم اين مسيله رو بكوبونيم تو سرشون ;D(يه اصطلاحه)يجورايي مدرسه رو بدست بگيريم حداقل واسه غيبت و ...چون حق با ماست و اينو همه ميدونن ;D
 
پاسخ : سمپادی های همدان

یعنی من نمیدونم شما رو چ حسابی انتظار کادر خوب رو داشتین ؟
مدرسه کلا به این سمت داره میره ،
معلمای سال دوم رو شنیدین؟
کلاسای 35 نفری سوم(های ) تجربی ؟
یا دو تا کلاس انسانی ک واسه تکمیل ظرفیت آوردن ؟
 
پاسخ : سمپادی های همدان

تا حالا، از تجربی 6 یا 7 نفر رفتن.
کلاسا هم از 30 نفر زده بالا.
از ریاضی 3 نفر.
از توی کل این 10 نفر، تا حالا فکر میکنم حدودا 4 نفر پرونده گرفتن.
به نظر من، تعداد تجربی ها به 10 نفر و ریاضی به 5 نفر هم میرسه.
اگه اینطوری بشه، خیلی هم ضرر نکردن. دوستا و گروه خودشون رو دارن و جو کلاس رو میگیرن تو دست خودشون. به اضافه این که معلم خوب هم دارن.
آخرین فرصت هم فکر میکنم فرداست.
------------
به نقل از zahra.k :
فقط يه مدت كوتاه نبودما چه اشوبي به پا شده ;D
حداقل صبر ميكردين منم بيام ;D
بچه ها من ميگم با اين وضع مدرسه از دست ما كه هيچ كاري بر نمياد.بايد خودمون ؤخودمونو بكشيم بالا
ب قول يه معلم عزيزي ماها بنايد از دبير انتظار داشته باشيم هر چي علم داره رو به ما منتقل كنه بايد خودمون مشتاق باشيم واسه دريافت مطالب يعني خودمون بايد بفهميم(با مطالعه ي بهترين كتب كمك درسي) كه كم گفته و سوال بپرسيم كه بيشتر بگه

حالا نيمه ي پر ليوان ك خيلي ب چشم نمياد اينه ك ما ميتونيم از اين ضعف مدرسه استفاده كنيم و يجورايي سر قضايايي و بحثايي كه با مدرسه داريم اين مسيله رو بكوبونيم تو سرشون ;D(يه اصطلاحه)يجورايي مدرسه رو بدست بگيريم حداقل واسه غيبت و ...چون حق با ماست و اينو همه ميدونن ;D
هی بکوب تو سرشون! آخرش که چی؟
واقعا فکر میکنی میتونی با خیال راحت غایب بشی؟ همه بدونن که حق با ماست، چی میشه؟ این جا امپراطوری خانم فضل الله زاده ــست! "همه" مهم نیستن.
پارسال، معلم فیزیک ما با سواد نبود. من سر کلاس خیلی ازش سوالای سخت میپرسیدم. اونم انصافا خیلی هوای منو داشت (و من به عنوان کسی که همیشه باهام مهربون بود براش احترام زیادی قائلم.). خیلی با بچه ها باهاش بحث هایی میکردیم که تقریبا همیشه بازنده ـش اون بود. اوایل فکر میکردم معلم ضعیف چون آدم رو به تأمل و طرح سوالات مفهومی و سخت ترغیب میکنه، میتونه خیلی مفید باشه. اما آخر سال دیدم چه ضربه بزرگی خوردم! پس، فکر نکن ضعف مدرسه و دعوا و بحث با دفتر و معلما و این هیجان کاذبی که ایجاد میکنه میتونه خوب باشه. برعکس! آسیب غیرقابل جبرانی به آدم میزنه.
وقتی معلم ضعیف باشه نه اشتیاق ما به درد میخوره، نه کوبیدن تو سر مدرسه.
یه مثال دیگه، آقای عزیزی! پارسال بچه ها همش اینو میزدن تو سر دفتر. هر روز دعوا و فحش و بحث و جدل بود. مدرسه هم آخرش اونو انداخت بیرون. اما لطمه ای که این اتفاقات به کنکور بچه ها زد دیگه با بیرون انداختن اون جبران نمیشد.
--------------------------------
به نقل از Smiling Girl :
یعنی من نمیدونم شما رو چ حسابی انتظار کادر خوب رو داشتین ؟
مدرسه کلا به این سمت داره میره ،
معلمای سال دوم رو شنیدین؟
کلاسای 35 نفری سوم(های ) تجربی ؟
یا دو تا کلاس انسانی ک واسه تکمیل ظرفیت آوردن ؟
آفرین!
نوروکیلی، بی عرضه بود. و بی کفایت. مسئولیتش حفظ مدرسه بود، اما اون توانایی این کار رو نداشت.
مشکل اینه که فضل الله زاده دقیقا اومده واسه نابود کردن مدرسه.
این خانم، تا حالا حتی یک ساعت هم توی مدرسه ما نبوده. درباره تواناییش توی درس شیمی هم بذارید بهتون بگم که خانم رحمانی(مدیر آمنه) بعد از یک سال، دیگه عذرش رو خواسته بوده.
ما اشتباه کردیم. واقعا اشتباه کردیم که سال دوم یا سوم نرفتیم. همون سال اول، معلوم بود که مدرسه چه وضعی داره. ما وقتی اینو فهمیدیم باید میرفتیم. فکر میکنم اگه پارسال رفته بودم، دست کم جبر و فیزیک رو درست و حسابی میخوندم. (چون حسابان خودم کلاس میرفتم اسم اونو نیاوردم!)
واقعا به خاطر این کلاس های انسانی متأسفم. نه به خاطر رشته انسانی. اگه انسانی عربی نداشت خودم انسانی میخوندم. وقتی بچه ها میان دبیرستان، تشویقشون کنن که برن انسانی. اما اینا دارن به هر بهانه ای ظرفیت رو زیاد میکنن.
 
  • لایک
امتیازات: brano
پاسخ : سمپادی های همدان

بچه ها بزرگمهر چیش خوبه؟اگه برامون کلاس جدا میزاشتن خوب بود!ولی الان اونا رفتن نشستن سر کلاسای 38 نفری با بچه های بزرگمهر!!!اونم واسه چندتا دبیر که ماها هم باهاشون کلاس میریم.دیگه زیادی هم شلوغش نکنیم بدتر استرس میگیریم :دی

قضیه ی دوتا کلاس انسانی چیه؟! :o
 
پاسخ : سمپادی های همدان

بچه ها با اين متني ك مينويسم اميدوارم ب كسي بر نخوره و منظورم هيچ فردخاصي نيس.فققط يه متنه .همين.هر كس مجازه هر برداشتي ك خواست بكنه اما لطفا بد نباشه ;D

هاروی مک کیمی گوید:
روزی پس از خروج از فرودگاه، به انتظار تاکسی ایستاده بودم که راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: «لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.» سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت:
«لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.»
بر روی کارت نوشته شده بود:
در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم.
بسیار شگفت زده شدم
راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آن که راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت:
«پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و یک فلاسک قهوه رژیمی هست.»
گفتم:
«نه، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم». راننده پرسید:
«در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه، کدام را میل دارید؟»
و سپس با دادن مقداری آب میوه به من، حرکت کرد و گفت:
«اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.» آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت:
«این فهرست ایستگاههای رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم وگر نه می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم
از او پرسیدم:
«چند سال است که به این شیوه کار می کنی؟» پاسخ داد:
« 2 سال.»
پرسیدم:
«چند سال است که به این کار مشغولی؟»
جواب داد:
«7 سال.»
پرسیدم 5 سال اول را چگونه کار می کردی؟» گفت:
«از همه چیز و همه کس،از اتوبوسها و تاکسیهای زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم.
روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر شروع به سخنرانی کرد.مضمون حرفش این بود که:
مانند مرغابیها که مدام وک وک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقابها اوج گیرید.
پس از شنیدن آن گفتار رادیویی به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسیهای کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند.
سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاهها و باورهایم به وجود آورم
پرسیدم:
«چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟»
گفت:
«سال اول، درآمدم دو برابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید.»
نکته ای که مرا به تعجب واداشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با 30 راننده تاکسی در میان گذاشتم؛ اما فقط 2 نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند.
بقیه چون مرغابیها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند.

می خواهید گناه نابسامانیهای خود را به گردن این و آن بیندازید،
یا برخیزید و اختیار زندگی خود را به دست بگیرید؟????????????????
 
پاسخ : سمپادی های همدان

میدونی، البته "فقط یه متن" جاش توی تاپیک «سمپادی های همدان» نیست!
اما اشکالی هم نداره.
قضیه اینه که شیوه های برخاستن با هم فرق میکنن.
 
  • لایک
امتیازات: brano
پاسخ : سمپادی های همدان

بچه ها امروز از خانوم زارعی پرسیدم.گفت 9نفر ازمون دادن واسه انسانی.اونام احتمالش کمه تشکیل بشن.ولی اداره گیر داده که حتی با7نفرم کلاس بزارن!

اونایی که رفتن ایشالا پشیمون نشن!من که پشیمون نیستم از موندنم.اونا هم پشیمون نباشن از رفتنشون!
اومدم این توی این فضا که 7سال بمونم و موندم.ولی جلتون خالی میشه واقعا :)
 
  • لایک
امتیازات: brano
پاسخ : سمپادی های همدان

به نقل از آناهید :
میدونی، البته "فقط یه متن" جاش توی تاپیک «سمپادی های همدان» نیست!
اما اشکالی هم نداره.
قضیه اینه که شیوه های برخاستن با هم فرق میکنن.

اره خوب اينم حرفيه.من به هركس ك ناراضيه حق ميدم.اما كاري نميشه كرد
من فقط خواستم با گذاشتن اين متن بگم تو بدترين شرايط اگه خودمون خوب باشيم اتفاقاي خوبي مي افته
كربن تو سخت ترين شرايط الماس ميشه
 
پاسخ : سمپادی های همدان

به نقل از zahra.k :
كربن تو سخت ترين شرايط الماس ميشه
البته در نظر بگیرید کربن الماس نمیشه همینطوریا :-" :-"
بچه های ‍‍‍سال چهارم چه روزایی تعطیلین؟
ما هرروز ۸ ساعتیم :|
 
Back
بالا