• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
«جان چیست؟ غم و درد و بلا را هدفی
دل چیست؟ درون سینه سوزی و تَفی
القصه پی شکست ما بسته صفی
مرگ از طرفی و زندگی از طرفی»
*ابوسعید ابوالخیر
 
منال ای دل که در زنجیر زلفش
همه جمعیت است آشفته حالی
حافظ
 
آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم / ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم
آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان / تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
***
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم / اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
***
در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام / وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
مولوی
(یه آهنگ زیبا و شنیده‌شده از هژیر مهرافروز به اسم "آمده‌ام که سر نهم" هست؛ وقت کردید گوش کنید بسیار زیباست)
 
آخرین ویرایش:
بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ،
وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ،

شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ،
من جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ.
خیام
(یه سری پادکست‌های رادیویی هست به نام رادیوهیچ، اول هر قسمت همین رباعی رو میخونه؛ اگه وقت کردید گوش کنید بسیار پادکست شنیدنی‌ای‌ست)
 

گر آمدنم به من بُدی، نامَدَمی.

ور نیز شدن به من بدی، کی شدمی؟

بِهْ زان نَبُدی که اندرین دیْرِ خراب،

نه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی.​

خیام:x
 
هر روز که با تو من قراری داشتم
از اولِ صبح ، بی‌قراری داشتم ...!
 
آخرین ویرایش:
مرجان لب لعل تو مر جانِ مرا قوت
یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
قربان وفاتم ، به وفاتم گذری کن
تا بوت همی بشنوم از رخنه ی تابوت
پ ن : جناس تام هاش . . .
شعر از شاطر عباس صبوحی
 
نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر و دست برفشانی

نه خلاف عهد كردم كه حديث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در ميان جاني

سعدي
 
زندگی گر هزارباره بود
باردیگر تو، بار دیگر تو...
فروغ فرخزاد
 
صبح می بوسم تو را
شب توبه میگیرد مـرا
صبح مشتاقم ولی
شب حال استغفار نیست

#سعدی
 
دست منو محکم بگیر حالا که وقت رفتنه
بعد از یه عمری زندگی این کمترین حق منه
دست منو محکم بگیر، تا کم نشه از باورم
منی که حتی یک نفس عشقت نیفتاد از سرم
این فرصتو به من ببخش، با بی تفاوتی نرو
دست منو محکم بگیر خاطره کن این لحظه رو
نشکن دوباره بغضمو نزار ازت خواهش کنم
بیا یه کاری کن که من احساس آرامش کنم
 
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چونان شبنم پاک سحری
نه ، از آن پاک تری
تو بهاری
نه ، بهاران از توست
از تو وام میگیرد هر بهار اینهمه زیبایی را
حمید مصدق عزیز
 


شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.

هر لحظه به دام دگری پابستی؛

گفتا؛ شیخا، هر آن‌چه گویی هستم،

آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟

خیام
 
به قبرستان گذر کردم صباحی / شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله‌ای با خاک می‌گفت / که این دنیا نمی‌ارزد بکاهی
باباطاهر
 
آدمیزاد است و عشق و دل‌به‌هرکاری‌زدن
آدم است و سیب خوردن آدم است و اشتباه
 
Back
بالا