• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تیزهوشان قبول شدم!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hany
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من که قبل از اینکه نتیجه رو ببینم داشتم فک میکردم که قبول نشدم و چقد قراره بعدش از مامانم نصیحت بشنوم که درس بخون و فلان :))
بعد همگامو که باز کردم دیدم زده پذیرفته شده. بار اول خوندمش پذیرفته نشده! :)) بعدم که رفتم دیدم نه جدی قبول شدم و از رو صفحه کامپیوتر عکس گرفتم و برا همه فرستادم :D (عقده ایم خودتونین!)
ولی اینم بگم که تا به سیستم سمپاد عادت کنم یکم اذیت شدم.
 
ما رفته بودیم شمال . با مامانم بیرون بودیم ، دوستم زنگ گفت نتیجه ها اومده و من قبول شدم . گفتم قرار بود تو تاریخ فلان بدن که ! میتونی مال منم چک کنی ؟ اگه شماره داوطلبی ای چیزی هم خواست ، مال خودتو چند تا بالا پایین کن پیدا میشه احتمالا :D
دوستم گفت باشه و قطع کرد . چند دقیقه بعد زنگ زد گفت تو هم قبول شدی . من کلی خوشحال شدم گفتم هوراااااا :x
مامانم خیلی جدی نگام کرد . به دوستم گفتم مرسی و قطع کردم ;;) هی ناخوادآگاه لبخندم کش میومد جمعش میکردم :)
شب من و بابام جشن گرفتیم :))
پ.ن : هشت سال گذشت واقعا ؟
 
من بابام رفته بود تو سایت با یه هیجانی مارا صدا زد بعد گفت فردا نتایجا میزنن
یعنی هممون یخ بستیم :eek::eek::eek::eek:
بعدش گفتیم خب حالا که تا این جا اومدیم یه امتاحانی بکنیم رفتیم و دیدیم نوشته پذیرفته شدید ... همون وقت بود که من رکورد پرش جهانیا شکستم:)):))||=||||=||
 
من کلاس فشرده زبان از 8 تا 12 برداشته بودم
وقتی برگشتم مامانم گف دوستت ساعت 8 صبح زنگ زده گفته اولویت اولت قبول شدی
منم فقط خشکم زد
اصا توو فاز بالا پایین پریدن و اینا نبودم
بعد بابام بوسم کرد [ اینم کادوشون :|]
بعد مامان گف البته وقتی فهمید نیستی ب من گف بهت نگم خودت دوباره بهش زنگ بزنی سورپرایزت کنه :D:D
منم دوباره زنگ زدم الکی ادا درآوردم مثلا نمیدونم :-"
ولی عکس العملم مث همون دفعه اول هیچی بود
#یادش بخیر
#بچه بودیم همه چی بهتر بود
 
هر کاری می کنم اصلا یادم نمیاد .
فقط نمونه رو یادمه داشتم میومدم خونه و تو حیاط بودم از بالا داد زدن قبول شدی :))
دیگه بیشتر از این یادم نمیاد (((:
 
با همون ی خورده نفس و هیجانی که برام مونده بود داد کشیدم قبول شدم:D
 
من رفتم سایت،نتایجو دیدم که قبول شدم،بعد بقیه خواب بودن،وایسادم بیدار که شدن،خبرو دادم،بعد چون توفاز خواب بودن هنوز،اول نفهمیدن چی به چیه،گرچه وقتی هم که فهمیدن،کار خاصی نکردن،درواقع منم کارخاصی نکردم!،فقط مثه این باکلاسای تو فیلما لبخند ملیحی زدم:)
درکل به نظرم سمپاد باید خوشحالی کنه که ما محصلش شدیم نه ما!! والا... :-)
 
بابام زنگ زد مامانم گفت قبول شدم:D
مامانم با جیغ و خوش حالی فراوون به من گفت:D
منم جیغ زدم
تامام/:)
 
من کلا دوسوال از کل آزمون نزده بودم اونم وقتم نرسید یعنی اوناروهم میزدم:)):)):)):))اونم با اطمینان میزدم اومدیم بیرون دیدم همه دارن گریه می کنن منم که اصلا انگار نه انگار باخنده رفتم بیرون دیدم بارون داره میباره رفتم بابا اومده بود دنبالم سوار شدم نگاه به بچه ها کرد بعد یه نگاه به من گفت معلومه عالی زدیا گفتم اتفاقا برعکس درنمیام اومدیم بعد ازچند وقت که جواب ها اومد تویه محیط عمومی بودم بابام زنگ زده بود به مامانم گفته بود گوشیی رو بده مریم منم رفتم تو دستشوییی :D:Dکه اگه دعوام کردن آبروم نره بابام بهم گفت که دراومدم منم طبق معمول یه لبخند خوش آب ورنگ رولبم نقش بست وسلام نامه تمام:)):)):D:D
 
Back
بالا