• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تیزهوشان قبول شدم!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hany
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من موقع نتایج خواب بودم اولش نمی خواستم پاشم اما تا گفتن نتایج اومده عین جت پریدم بیرون چن بار با گوشی میزدیم نشد اخرش بار اخر از بس استرس داشتم دادم مامانم یه دفعه بغلم کرد گفت قبول شدی
منم یه لحظه کپ کردم بعد انگاری بهم برق وصل کردن پاشدم یه دور دور خونه رو زدم :)) راهنمایی:))
 
من وقتی فهمیدم قبول شدم انکار از هاگوارتز برام نامه اومده بود، ذوق مرگ ترین :))
 
من اصن فکرشم نمیکردم قبول شم بعدش نصف شب یه دفعه از خواب میپریدم اون پرینت قبولیم نگاه میکردم تازه لمسشم میکردم که توهم نباشه دوباره میخوابیدم
 
من شب خونه مادرجونم مونده بودم مامانم اینا خونه خودمون بودن بعد یدفه نصفه شب زنگ زدن گفتن قبول شدی من چون اصن فکرشم نمیکردم قبول شم اول رفتم تو شوک بعدشم شرو کردم زنگ زدن ب کل فامیلا و ذوقمرگ:))
 
همانا من وسط هری پاتر و محفل ققنوس بودم اونجایی ک رفتن تو وزارت خونه بعد مرگ خوارا افتاده بودن دنبالشون بعد درا باز نمی شد ک فرار کنن .. ینی رسما تو اوج استرس بودم یدفعه مامانم گوشی رو کرد تو چشم گفت قبول شدی .. تو اون وضعیت انتظار این همه شوکه رو نداشتم . بعد چند ثانیه ک در شک بودم از تخت پریدم پایین.. طبقه بالا می خوابیدم من اونموقع بعد دور خونه رو می دویدم و اینا . بعد پنج دیقه گوشی رو ورداشتم ب هر کی میشناختم من جمله معلمم زنگیدم و اینا
بخاطر این ک هم اونجای کتاب محفل ققنوس بودم هم یدفعه نتایح رو دیدم .. هیچوقت اون صحنه از ذهنم پاک نمشه
 
روز اول ماه رمضون بود داشتیم با داداشم فیلم ریو رو میدیدیم
یه دفعه بابام بعد از 7.8 سال منو بوس کرد گفتم چتو شده؟؟؟؟!
گفت: قبول شدی! یه دفعه یکی از اعضای فامیل از تو دستشویی پرید بیرون گفت ماشاالله پهلوون
 
Back
بالا