• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مارکس و مارکسیسم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع pay@m
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

pay@m

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
9
امتیاز
2
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد1
شهر
مشهد
مدال المپیاد
دارم واسه المپیاد شیمی میخونم
سلام
اینجا درباره مارکس و اندیشه هاش بحث کنیم. موافقین و مخالفین ماکرس نظر بدن لطفا
 
پاسخ : مارکس و ماکسیسم

مارکس یه فیلسوفه. میخواستم ببینم اگه کسی از اندیشه هاش خبر داره با هم دربارش صحبت کنیم.
 
پاسخ : مارکس و ماکسیسم

من تا اين حد مي دونم كه ايشون مانيفست ماركسيست رو ارائه كرده با همراهي انگلس و چند تايي ديگه
خوب به نظرم براي اينكه بحث بهتر باشه يه اطلاعاتي و يه نقد هاي بي طرفانه اي از ماركسيست بذاريد بد نباشه
 
پاسخ : مارکس و ماکسیسم

این برای کسایی که درباره ی مارکسیسم نمی دونن ! یه پیش زمینه داشته باشید !

مارکسیسم
مارکسیسم مکتبی سیاسی و اجتماعی است که تحت تأثیر اندیشه‌های کارل مارکس فیلسوف و انقلابی آلمانی در اواخر قرن نوزدهم پیدا شد. فردریش انگلس نیز از شکل دهندگان مهم به اندیشه مارکسیسم بوده‌است و مارکسیست‌ها با اصول کلی اندیشه او نیز موافق هستند.
اساس مارکسیسم آن طور که در «مانیفست کمونیست» (نوشته مارکس و انگلس) بیان شده‌است بر این باور استوار است که تاریخ جوامع تاکنون تاریخ مبارزه طبقاتی بوده‌است و در دنیای حاضر دو طبقه، بورژوازی و پرولتاریا وجود دارند که کشاکش این دو تاریخ را رقم خواهد زد.

میان مارکسیست‌های مختلف، برداشت‌های بسیار متفاوتی از مارکسیسم و تحلیل مسائل جهان با آن موجود است اما موضوعی که تقریباً همه در آن توافق دارند: «واژگونی نظام سرمایه‌داری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و لغو کار مزدی و ایجاد جامعه‌ای بی طبقه با مردمی آزاد و برابر و در نتیجه، پایان ازخودبیگانگی انسان» است. (که کمونیست‌ها معتقدند در جهان سرمایه‌داری ناگزیر است)
مارکس و انگلز همانند بقیه سوسیالیست‌ها، تلاش کردند تا به کاپیتالیسم و سیستم هایی که در جهت به خدمت گرفتن کارگران پایه ریزی شده بودند خاتمه دهند. در حالی که سوسیالیست‌ها در آغاز راه به دنبال اصلاحات اجتماعی بلند مدت بودند، مارکس و انگلز معتقد بودند که انقلاب اجتماعی اجتناب ناپذیر بوده و تنها مسیر ممکن به سوی سوسیالیسم است.
برای ادامه مطلب اینجا کلیک کنید http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%85
 
پاسخ : مارکس و ماکسیسم

به وسیله ایده های آقای مارکس بود که همون مارکسیستی که میگن انقلاب های زیادی به وسیله قشر کارگر و کم درآمد بر علیه بورژوا ها در اروپا انجام شد عقیده این یسم اینه که مردم باید از نظر درآمد مالی در یک سطح باشن و این کارگران که نقشه اصلی رو در اقتصاد بازی میکنند ولی از نظر من این ایده به کل اشتباه است چون تا سرمایه دار و فکر اقتصاد دان نباشه نیروی کار چه بدرد میخوره
 
پاسخ : مارکس و ماکسیسم

ماركس عقيده داشت فلسفه تا زمان خودش فقط حرف بود و بايد عملي ميشد و ماركس بود كه به فلسفه عمل جون داد .

و بعد از اون داروين و بعدش فرويد نظريه ماتريالست و جون دادن . و عملي كردن . ماركسيست ديالكتريك بودن .
 
پاسخ : مارکس و ماکسیسم

در مورد مارکس ی حرف جالبی ک میزنن اینه ک میگن مارکس فلاسفه رو از آسمون ب زمین بازگرداند..
ب این معنا ک تا پیش از مارکس فلاسفه دنبال ماورا بودن.برکلی و اسپینوزا و ..همه خدا رو کلید سوالاشون میدونستن.مارکس اومد گفت جواب همین پایینه رفقا ;Dبگذریم ک بعدا کانت باز هلمون داد ب همون آسمون ;))

کسی نظر مارکس رو در مورد جایگاه زن در جامعه ی ایده آلش میدونه؟..
 
کسی نظر مارکس رو در مورد جایگاه زن در جامعه ی ایده آلش میدونه؟..
جنبش فمینیسم مارکسیستی وجود داره که براساس کتاب "منشأ خانواده،مالکیت خصوصی و دولت" اثر انگلس،عمل میکنن.
از پیشگامانشم میشه اگوست بِبِل،کلارا زتکین،الکساندرا کولنتای(اولین سفیر زن)،ایولین رید و لیز واگل رو اسم برد.
البته اولین بار این ایده توسط فلورا تریستان در کتاب "اتحادیه کارگران" سال 1843(سالها قبل از مانیفست کمونیسم) مطرح شد.همچنین نظریات لویس مورگان هم تاثیر زیادی داشتن. طبق این مکتب:
سعی بر توصیف فرودستی و بهره کشی از زنان در جامعه سرمایه داری هست.اینا میگن تبعیض جنسیتی گرچه کاملا با تبعیض طبقاتی قابل توضیح نیست،ولی بیشترین اهمیتو داره.معتقدن اساس ظلم به زن ها ناشی از مالکیت خصوصی(زن مالِ مرده)،تبعیض کار جنسیتی(مثلا شرکت زن در بدن سازی،زیاد پذیرفته شده نیست) و نظام مرد سالار میدونن که نظام سرمایه داری،عامل اصلی تولید اینهاست.دشمن اصلی اونا،نظام طبیقاتی و اقتصادی ایه که زنان رو فرودست میدونه.راه حل روهم انقلاب کمونیستی میدونن تا موقعیت زنان باهم برابر بشه.تاکید اصلیشون روی زنان کارگره.
اما یکی از دشمنان اونها،فمینیستهای رادیکال بودن که میگفتن حتی دستگاه اندیشه ای هم مردسالاره.اونا میگن بین زنان در همه طبقات(نه فقط کارگر)منافع مشترک وجود داره و دشمن اصلی،خودِ مردان هستن
در نتیجه این منازعات در دهه 1970،فمینیسم سوسیالیستی برای اتحاد این دو به وجود اومد که ژولیت میشل،الیسون جگر و هایدی هارتمن(مقاله "ازدواج ناموفق فمینیسم و مارکسیسم") از پیشگامانش بودن و اعتقاد داشتن نباید تک بعدی بود بلکه باید هم با نظام سرمایه داری و هم مردسالاری مبارزه کرد.اونها محل مبارزه رو نه فقط کارخونه ها،بلکه همه حوزه های عمومی و خصوصی که زنان توشون در تبعیضن،میدونن که مبارزه ای چند جانبست.معتقدن مرد سالاری یک مقوله فراتاریخیه(بلکه روانکاوانست.مثل فمینیستهای رادیکال) ولی در عین حال در جامعه سرمایه داری،شکل بخصوص و بدتری میگیره.جنس، طبقه، نژاد، سن و ملیت افراد همگی از عوامل نابرابرین و هیچکدوم بر اون یکی براتری نداره.
دیدگاه منم همینه!
 
A case in point is how the Commune of Paris came to be in its ideological reconstruction, in spite of the historians’ efforts to restore its reality, a proto-proletarian revolution in a city that at the time counted few industrial workers among its dwellers. Why a municipal revolution, sparked by a rent strike and partly led by women, came to be misrepresented has to do with the inaccuracy of Karl Marx’s sources in his writings about the Commune, mainly based on his correspondence with Elizabeth Dmitrieva, president of the Women’s Union, a committed socialist Communard who saw just what she and her mentor wanted to see.

Castells, Manuel (2012). Networks of Outrage and Hope: Social Movements in the Internet Age. Cambridge: Polity Press. P 16​
 
به نظرم جالب میشه اگه این بحث ادامه پیدا کنه.

خوب میشد اگه یکی از مدیران عنوان تاپیک رو اصلاح میکردن.
 
Back
بالا