داستان هاش داستان عاشقی هایه احمقانه ای که همیشه هم دو شخصیت مرد داره و یک یا دو تا زنه اصلی. تهشم هیچی نمیشه.
اگه دو تا کتابشو خونده باشی می تونی روند سومی رو بعده ۱۰ صفحه اول حدص بزنی. از اون خواستگاریش بگیر تا اون زنه قالی باف و اون دختره با سوپر پوعر. (Super power)
داستان هاش برایه صرف طنز نوشته شدن و فکر کنم به درد بجه راهنمایی ها فقط می خورن. چون شوخی هاش حتا برایه یه دبیرستانی با مزه هم نیست دیگه.
فکر کنم تقریبن تمام کتاب هاش اینطوریه. یه جوری باید انگار حتمن تو همه کتاب هاش جامعه اروپا و امریکا رو نامناسب و اینا نشون بده بعدش هم بگه ایران مثلن وطنه منه و از این حرف هایه بی ربط که همه میدونیم. بعدشم شروع می کنه از زبون یه مرد یا یه زنی کله خاطراتشو می کشه بیرون.
یا مثلن یکیش بود که صرفن هدفش این بود که قبل انقلاب و قلعه و اینا که میدونید احتمالن باعث صدمه زدن به مردم می شده چون مراقب بوده کسی مریضی نداشته باشه! (بازم احتمالن منظورمو میدونید)
در کل از اون کتاب هایی بود کتاب هاش که اگه می تونستم برگردم عقب حتمن نمی خوندمشون.
نه به عنوان طنز میشه ازش یاد کرد نه ارزشه داستانی داره و نه ادبی.
همش تقصیر یه دوسته نابابه

#-o