پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا
اسم این برهان خیلی مهمه؟ یه بار دیگه هم گفتم که من فکر میکردم اسم این برهان فلان...حالا مهم نیست اون برهان چی میگه.ببین این چی میگه.
تازه حکم برهان علیت هم اینه که می خواد بگه یه چیز بدون علته و اون خداست...حالا ما کاری نداریم.
در باره ی اون مولکول ها گازی هم حرکتشون کاملان وابسته به انرژی ای هست که دارن.اون انرژی علت حرکتشونه.
در ضمن وقتی صحبت در زمینه ی عقلی صورت میگیره علوم تجربی هیچ جایی ندارن (با این که این مثال توضیحداده شد).سر دلیلشم میتونیم تو تاپیکی جدا صحبت کنیم.بحث سنگینی نیست.
این جا فلسفه منطقه برادر!!!!
و اتفاقاً منطق فقط به عقل کار داره نه به ایمان و دین شما!!!! :د
بعد میگن چرا فلسفه منطق ترس داره!!
واسه این که جایی که باید با اسناد و مدارک علمی حرف زد شما میاید میگید خوب همه چیز نمیتونه علت داشته باشه ، پس یک علتی هست به اسم خدا
شما باید اثبات کنید که هر چیز نمیتونه علت داشته باشه..
علم میگه فلان چیز هم بی علته شما چشمتون رو روش میبندید؟ آفرین به این درایت و منطق!!!
اصلاً گیریم که یک چیز بی علتی هست...
خوب چرا این چیز بی علت طبیعت نباشه؟
سخن برتراند راسل:
اگر هر چیزی باید دلیل و علتی داشته باشد، پس وجود خداوند هم باید علت و دلیل داشته باشد و اگر چیزی بتواند بدون دلیل و علت وجود پیدا کند، بحث دربارهٔ وجود خدا بیفایده خواهد بود، زیرا وجود طبیعت نیز بدون علت ممکن است.
سخن جان هاسپرز:
به هر حال فرض کنیم که ما بتوانیم این سوال را که آیا جهان به عنوان یک کل علتی دارد چنین پاسخ دهیم که علت آن خدا است. اما این سوال که علت خدا چیست اجتنابناپذیر است. بسیاری از کودکان و نوجوانان با پریشانی زیاد از والدین خود این سوال را مطرح میکنند سوال آنان کاملاً درست است. چون ما گفته بودیم که هر چیزی علتی دارد و اگر آن سخن صحیح باشد پس خدا هم باید علت داشته باشد.
سخن نایجل واربرتون:
در این تقریر ابتدا فرض شده که هر چیزی معلول چیز دیگری است ولی آنگاه با بیان این که خداوند همان علت اول است خود را نقض میکند. هم میگوید که علت نامعلولی وجود ندارد و هم مدعی است که یک علت نامعلول – یعنی خدا – در کار است. برهان یادشده این پرسش را بر میانگیزد: و علت خدا چیست؟ چرا باید این سلسله در خدا متوقف شود؟ مگر خلاف ممکنات است که در جایی قبلتر؛ مثلآ با پیدایی خود جهان پایان پذیرد؟
هنری برگسون (به انگلیسی: Bergson)، فیلسوف فرانسوی، مدعی بود که واقعیت نهایی یا زندگی توسط ترتیبهای دقیق علی محدود نشده است؛ بلکه یک پروسهٔ رشد است که در آن پیشبینیناپذیرها، و درنتیجه بیعلتها، پیوسته اتفاق میافتند. هیچ تکرار دقیقی همزمان اتفاق نمیافتد؛ و جایی که تکراری نباشد، علتی نیست، زیرا علت یعنی اینکه انتِسِدِنت (پیشآیند) مکرراً به نتیجهٔ یکسان بینجامد
نظریهٔ مهبانگ بیان میکند که انفجار بزرگ، موقعیت پیدایش توامان فضا و زمان بودهاست. دراینصورت پرسش «چه چیزی قبل از جهان بودهاست؟» هیچ معنایی نخواهد داشت؛ مفهوم «قبل» با در نظر گرفتن موقعیت بدون زمان بیمعنا میشود.
:)
الان فکر کنم شما هم پذیرفته باشید که این برهان رد شده :)
شما میگید همه چیز نمیتونه با علت باشه!!! :د خوب ما به فرض شما احترام میذاریم! و میگیم بله در داخل مجموعه ی طبیعت و بین اجزای طبیعت هر چیز علتی داره اما خود مجموعه ی طبیعت بی علت هست!!! :)
چه مشکلی داره؟