• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دوره آموزشی دفاعی _ میدان تیر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع eyekay
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر


هيچكس اينجا ميدون تير نرفته ؟؟؟

همه معافيت دارين ؟!!!! :o :o
هيچ خاطره اي؟؟!!!! :o :o :o
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

دمتون گرم خیلی باحال بود =)) =))
خیلی حال میده وقتی که یه نفر میخواد اذیتت کنه بعد تو حالش رو بدتر بگیری
جدی نمیدونم چرا سمپادیا بیشتر از دیگران استعداد حال گیری دارن
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

منم خیلی دوس دارم برم سربازی ولی نه2سال
امسال میخوان ببرنمون شلمچه خدارحم کنه ولی بابچه هاخوش میگذره ;D ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

تاپیکهای "راهیان نور" و "دوره آموزشی دفاعی / میدان تیر" ترکیب شدن . بحث هر دو تاپیک رُ همینجا ادامه بدید ;;)
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

بیچاره 26 نفری که توی این اردو اتوبوسشون چپ کرد وفوت کردند.
واقعا به خانواده هاشون تسلیت میگم.
مصیبت بزرگیه.
کاش قبل ازاینکه این اردوهارو بذارن امنیت جان دانش آموزها رو درنظربگیرن نه اینکه فقط یاد بدن چهار تا تیر رو چه جوری بزنیم. =(( =((
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

منم تسلیت میگم خیلی بدبودمخصوصابرای ماک قراربودفرداش برگردیم :-s :-s :-< :-< :( :(
تازه توی راه نصف شب نمیدونم این خبرازکجااومدک ی اتوبوس دیگه هم چپ کرد 8-| 8-| 8-| :-< :-< :-< :-<
 
آخ آخ آخ میدون تیر : ))
اولش که با اتوبوس داشتیم میرفتیم معاون مدرسه میگفت بچه ها اونجا منطقه نظامیه!!! ها : ))))
حواستون باشه شوخی ندارن
نمیدونم شوخی نکنید تیکه نندازید فلان بسار
رسیدیم اونجا دو ساعت خواستن بترسونن که نمیدونم تیر جنگی کسی بپیچونه حکمش اعدامه!!!!
بعد چندتا تیر هوایی زدن بچه ها سرو و صدا نکنن
بعد هی یکی داد میزد
خمپاااااره
ما میپردیم رو زمین : )))
دهنشون سرویس
زمین پر سنگ و خار بود قشنگ تنمون زخمی شد
بعد یه سری غد بازی درآوردن بهشون گفتن کلاغ پز برن بنده خدا ها فلج شدن ، د آخه مومن مروت داشته باش اسیر نگرفتی که (حالا بماند که اون دوستان کوتاه نیومدن : ))) )
خلاصه رفتیم‌تو میدون تیر و چندتایی تیر در کردیم
آخر سرم گشتنمون چیزی رو یادگاری نبریم با خودمون : )))
 
اول که رسیدم به میدان تیر یهو دیدم هفت هشتا از بچه ها لباس سپاه و ارتش تنشونه(کرکام ریخت)
من اون روز با یه تیپ لش عجیب غریب و پلاک و ... رفته بودم
اقا رفتیم اونجا و اینایی که لباس سپاه پوشیده بودنو هی تشویق میکردن مارو هم میگفتن تیپشو نگاه کن و ...
وارد که شدیم
صف بستن و اموزش و این مسخره بازیا
اخرش رسیدیم به اصلی ترین بخش داستان
قبل اینکه بریم اونجا یه چنتا از بچه ها بودن میگفتن
"من اینقد گنجشک زدم سیبل رو جر میدم"
"صالح جان بشین بشین میری اونجا خودتو میکشی "
منم هیچی نمیگفتم
رفتیم اونجا و
از ۸ تا تیر همه به سیبل خورد.سه تا خورد به خال
یکیش به ۹ خورد سه تاش به هفت و یکیش پنج
اونایی هم که فاز گرفته بودن همه تپه مپه هارو زده بودن
خیلی ناز و مهربون این گوشه ها پرسه میزدن
پیدا نمیشدن که
:)
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا