- ارسالها
- 750
- امتیاز
- 579
- نام مرکز سمپاد
- یه زمانی فرزانگان تهران بودم!
- شهر
- تهران
- دانشگاه
- ولیعصر
- رشته دانشگاه
- معماری
پاسخ : داداییسم
دادائیسم مكتبی ادبی هنری است كه در قرن بیستم میلادی در اروپا رواج یافت. واژۀ «دادا» در زبان فرانسه به معنی «سرگرمی و مسخرگی» است. كودكان آن را به معنی «اسب چوبی» به كار میبرند. همچنین معنای «همه یا هیچ» نیز از آن استنباط میشود. برخی آن را به معنای «بابا» در مقابل ماما دانستهاند.[1] این واژه در زبان رومانیایی به معنای «آری» كاربرد دارد. در یكی از زبانهای آفریقایی نیز به معنای «دم گاو» آمده است.[2] البته هیچ یك از این معانی با مكتبی كه در ذیل به تعریف آن خواهسم پرداخت، ارتباطی ندارد.
دادائیسم در روز هشتم فوریه سال 1916 م. در كافهای در شهر زوریخ سوئیس متولد شد. نام این مكتب از كنارهمگذاردن اتفاقی حروفی از فرهنگ لاروس به دست آمد.
البته هیچ یك از این معانی با مكتبی كه در ذیل به تعریف آن خواهیم پرداخت، ارتباطی ندارد.
دادائیسم، مكتبی است پوچ گرا و هیچ انگار كه در سالهای پس از جنگ جهانی اول رواج داشت. در واقع، دادا واكنشی است انقلابی به پیامدهای ناگوار جنگ جهانی اول. با شروع جنگ، انتشار كتابها و مجلات متوقف شد و این امر، سبب ركود ادبیات و هنر در جهان گردید. اوضاع نابسامان و آشفته، حتی افكار هنرمندان را مشوش نموده بود. در همان سالها، نوجوانانی پا به عرصه اجتماع نهادند كه بلافاصله از آغوش خانواده و مدرسه، رهسپار میدانهای جنگ میشدند. روشن است كه آنها در بدو ورود به جامعه با چه صحنههایی مواجه میشدند؛ صحنههایی مانند مرگ، نابودی، ویرانی، قتل و خون ریزی و اسارت. این عامل سبب شد آنها به همه قرار دادهای اجتماعی، سیاسی و حتی هنری بدبین گردند و این قوانین را عامل جنگ و ویرانی بدانند. آنان امیدی به بازگشت ثبات و آرامش جهان نداشتند. از این رو، پس از جنگ، واكنشی ناگهانی و ویرانگر از خود نشان دادند و مكتب دادائیسم را پایهگذاری كردند.[3]
تریستان تزار (Tristan Tzara)، شاعر رومانیایی (1896 – 1963 م)، ریشارد هولزنبك، شاعر آلمانی (1892 – 1974 م) ژان آرپ (1887 – 1966 م) و هوگوبال (Hogo Ball)، شاعر نویسنده و كارگردان تئاتر اهل آلمان (1886 – 1947 م) اعضای اصلی این مكتب بودند.[4]
دادائیستها با هر چیزی كه ظاهر عقلانی داشت، مبارزه میكردند و آن را به باد انتقاد و استهزاء میگرفتند و تمام تلاششان بر این بود كه به نوعی آزادی مطلق دست یابند. آنها حتی ادبیات را انكار میكردند و از آن متنفر بودند؛ زیرا ادبیات و هنر را وسیلهای برای تبلیغ جنگ میدانستند.[5] این نهضت فكری كه در سوئیس متولد شده بود، با فاصله اندكی در فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا و حتی آمریكا رواج یافت.
دادائیستها جامعه را نقد میكردند، ولی زبان و آثار آنها به گونهای نبود كه مردم با آن ارتباط برقرار كنند و منظور آنها را بفهمند. مثلاً شیوه نویسندگی آنها به این ترتیب بود كه مقالهای را از یك روزنامه انتخاب میكردند و آن را با قیچی تكه تكه مینمودند تا حدی كه در هر قطعه تنها یك كلمه باقی بماند. آنها قطعات بریده كاغذ را در كیسهای میریختند و آن را تكان میدادند. پس یكی یكی آنها را بیرون آورده و در كنار هم قرار میدادند. واضح است كه مطلب به دست آمده تا چه حد نامفهوم و بی معنا خواهد بود. قطعه زیر نمونهای از اشعار دادائیستهاست:
«بلوری از فریاد مضطرب میاندازد روی صفحهای كه خزان. خواهشمندم گردی نیم بیان مرا به هم نزنید. غیر ذی فقار. شامگاهان آرامی حسن و جمال دوشیزهای كه آب پاشی راه مرداب را تغییر شكل میدهد».[6]
نمایشنامههای آنها نیز عجیب و مضحك بود. به گفته یكی از اعضای این مكتب ، در یكی از نمایشها «روی صحنه عدهای با كوبیدن دسته كلید به جعبهای فلزی، موسیقی متن درست میكردند كه حاضران را تا سر حدّ جنون به خشم می آورد. صدایی از زیر یك كلاه بزرگ، شعرهای ژان آرپ را میخواند. هولزبنك با فریادی كه هر آن شدیدتر میشد، شعرهای خودش را میخواند و تزارا، ریتم یكنواختی را روی طبل مینواخت. بعد او و هولزبنك در حالی كه صدای خرس در می آوردند، دور صحنه میرقصیدند.»[7]
اگر چه عقاید و رفتار دادائیستها مبتنی بر ویرانگری و نقض همه امور عقلانی و قوانین اجتماعی بود، اما در پس این ویرانگری، آنها در پی خلق دنیایی زیبا و عاری از جنگ و نفرت بودند. به عقیده آنها هنرمند باید در پی خلاقیت باشد و این خلاقیت را در وجود خود جست و جو كند. سنتهای گذشته نباید ذوق و قریحه او را محدود سازد.[8]
پس از مدتی دادائیسم كه ریشه در مكتبهایی چون امپرسیونیسم، كوبیسم و فوتوریسم داشت، با تغییراتی كه در جهانبینی و نگرش اعضای آن به وجود آمد، زمینه ایجاد مكتب سوررئالیسم را فراهم آورد.
نخستین پایهگذاران مكتب سوررئالیسم كسانی بودند كه روزی در مكتب دادائیسم فعالیت داستند. آندره برتون (Andre Breton) یكی از این افراد است.[9]
مكتب دادائیسم به خاطر افكار و تندروی برخی از اعضای آن و نیز به سبب آنكه نتوانست با مردم ارتباط مناسبی برقرار كند، عمر چندان طولانی نداشت و پس از سال 1922 م رو به ضعف نهاد ودر سال 1923 م پایان یافت.
يه مطلب كوتاه در مورد داداييسم :)
واين كه داداييسم در هنر يكي از مكاتب مهم و ارزشمنده كه طي اون تغييرات اساسي در مسير هنر شكل گرفته
دادائیسم مكتبی ادبی هنری است كه در قرن بیستم میلادی در اروپا رواج یافت. واژۀ «دادا» در زبان فرانسه به معنی «سرگرمی و مسخرگی» است. كودكان آن را به معنی «اسب چوبی» به كار میبرند. همچنین معنای «همه یا هیچ» نیز از آن استنباط میشود. برخی آن را به معنای «بابا» در مقابل ماما دانستهاند.[1] این واژه در زبان رومانیایی به معنای «آری» كاربرد دارد. در یكی از زبانهای آفریقایی نیز به معنای «دم گاو» آمده است.[2] البته هیچ یك از این معانی با مكتبی كه در ذیل به تعریف آن خواهسم پرداخت، ارتباطی ندارد.
دادائیسم در روز هشتم فوریه سال 1916 م. در كافهای در شهر زوریخ سوئیس متولد شد. نام این مكتب از كنارهمگذاردن اتفاقی حروفی از فرهنگ لاروس به دست آمد.
البته هیچ یك از این معانی با مكتبی كه در ذیل به تعریف آن خواهیم پرداخت، ارتباطی ندارد.
دادائیسم، مكتبی است پوچ گرا و هیچ انگار كه در سالهای پس از جنگ جهانی اول رواج داشت. در واقع، دادا واكنشی است انقلابی به پیامدهای ناگوار جنگ جهانی اول. با شروع جنگ، انتشار كتابها و مجلات متوقف شد و این امر، سبب ركود ادبیات و هنر در جهان گردید. اوضاع نابسامان و آشفته، حتی افكار هنرمندان را مشوش نموده بود. در همان سالها، نوجوانانی پا به عرصه اجتماع نهادند كه بلافاصله از آغوش خانواده و مدرسه، رهسپار میدانهای جنگ میشدند. روشن است كه آنها در بدو ورود به جامعه با چه صحنههایی مواجه میشدند؛ صحنههایی مانند مرگ، نابودی، ویرانی، قتل و خون ریزی و اسارت. این عامل سبب شد آنها به همه قرار دادهای اجتماعی، سیاسی و حتی هنری بدبین گردند و این قوانین را عامل جنگ و ویرانی بدانند. آنان امیدی به بازگشت ثبات و آرامش جهان نداشتند. از این رو، پس از جنگ، واكنشی ناگهانی و ویرانگر از خود نشان دادند و مكتب دادائیسم را پایهگذاری كردند.[3]
تریستان تزار (Tristan Tzara)، شاعر رومانیایی (1896 – 1963 م)، ریشارد هولزنبك، شاعر آلمانی (1892 – 1974 م) ژان آرپ (1887 – 1966 م) و هوگوبال (Hogo Ball)، شاعر نویسنده و كارگردان تئاتر اهل آلمان (1886 – 1947 م) اعضای اصلی این مكتب بودند.[4]
دادائیستها با هر چیزی كه ظاهر عقلانی داشت، مبارزه میكردند و آن را به باد انتقاد و استهزاء میگرفتند و تمام تلاششان بر این بود كه به نوعی آزادی مطلق دست یابند. آنها حتی ادبیات را انكار میكردند و از آن متنفر بودند؛ زیرا ادبیات و هنر را وسیلهای برای تبلیغ جنگ میدانستند.[5] این نهضت فكری كه در سوئیس متولد شده بود، با فاصله اندكی در فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا و حتی آمریكا رواج یافت.
دادائیستها جامعه را نقد میكردند، ولی زبان و آثار آنها به گونهای نبود كه مردم با آن ارتباط برقرار كنند و منظور آنها را بفهمند. مثلاً شیوه نویسندگی آنها به این ترتیب بود كه مقالهای را از یك روزنامه انتخاب میكردند و آن را با قیچی تكه تكه مینمودند تا حدی كه در هر قطعه تنها یك كلمه باقی بماند. آنها قطعات بریده كاغذ را در كیسهای میریختند و آن را تكان میدادند. پس یكی یكی آنها را بیرون آورده و در كنار هم قرار میدادند. واضح است كه مطلب به دست آمده تا چه حد نامفهوم و بی معنا خواهد بود. قطعه زیر نمونهای از اشعار دادائیستهاست:
«بلوری از فریاد مضطرب میاندازد روی صفحهای كه خزان. خواهشمندم گردی نیم بیان مرا به هم نزنید. غیر ذی فقار. شامگاهان آرامی حسن و جمال دوشیزهای كه آب پاشی راه مرداب را تغییر شكل میدهد».[6]
نمایشنامههای آنها نیز عجیب و مضحك بود. به گفته یكی از اعضای این مكتب ، در یكی از نمایشها «روی صحنه عدهای با كوبیدن دسته كلید به جعبهای فلزی، موسیقی متن درست میكردند كه حاضران را تا سر حدّ جنون به خشم می آورد. صدایی از زیر یك كلاه بزرگ، شعرهای ژان آرپ را میخواند. هولزبنك با فریادی كه هر آن شدیدتر میشد، شعرهای خودش را میخواند و تزارا، ریتم یكنواختی را روی طبل مینواخت. بعد او و هولزبنك در حالی كه صدای خرس در می آوردند، دور صحنه میرقصیدند.»[7]
اگر چه عقاید و رفتار دادائیستها مبتنی بر ویرانگری و نقض همه امور عقلانی و قوانین اجتماعی بود، اما در پس این ویرانگری، آنها در پی خلق دنیایی زیبا و عاری از جنگ و نفرت بودند. به عقیده آنها هنرمند باید در پی خلاقیت باشد و این خلاقیت را در وجود خود جست و جو كند. سنتهای گذشته نباید ذوق و قریحه او را محدود سازد.[8]
پس از مدتی دادائیسم كه ریشه در مكتبهایی چون امپرسیونیسم، كوبیسم و فوتوریسم داشت، با تغییراتی كه در جهانبینی و نگرش اعضای آن به وجود آمد، زمینه ایجاد مكتب سوررئالیسم را فراهم آورد.
نخستین پایهگذاران مكتب سوررئالیسم كسانی بودند كه روزی در مكتب دادائیسم فعالیت داستند. آندره برتون (Andre Breton) یكی از این افراد است.[9]
مكتب دادائیسم به خاطر افكار و تندروی برخی از اعضای آن و نیز به سبب آنكه نتوانست با مردم ارتباط مناسبی برقرار كند، عمر چندان طولانی نداشت و پس از سال 1922 م رو به ضعف نهاد ودر سال 1923 م پایان یافت.
يه مطلب كوتاه در مورد داداييسم :)
واين كه داداييسم در هنر يكي از مكاتب مهم و ارزشمنده كه طي اون تغييرات اساسي در مسير هنر شكل گرفته





