persiannovel
کاربر فعال

- ارسالها
- 70
- امتیاز
- 10
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی اهواز
- شهر
- اهواز
پاسخ : وجود
این یکی از مسائل قدیمی فلسفس اگه جواب می خوای می تونی بری نظریه های سقراط و افلاطون و ارسطو و... رو بخونی البته بعضی از حرفاشون چرتن مثلا بر نظریه های سوفسطاییان و بخون بخند. ثابت کردند که روز شبه
این یکی از مسائل قدیمی فلسفس اگه جواب می خوای می تونی بری نظریه های سقراط و افلاطون و ارسطو و... رو بخونی البته بعضی از حرفاشون چرتن مثلا بر نظریه های سوفسطاییان و بخون بخند. ثابت کردند که روز شبه





)
تمام نیاز هایی که برای تبدیل زنبور به انسان وجود دارد.نتایجX:همه ی دارایی های یک زنبور.بر اساس قانون 1) موجودی به نام انسان بوجود می اید.حال سراغ دومین نقش P یعنی نبود یک پدیده ی دیگر می رویم:برای مثال شما کیکی را تصور کنید که یک سوم ان را بریده اید.وقتی ان قسمت را بر می دارید بدین معناست که بقیه ی کیک را برش نداده اید.حال اگر جسم انسان را نقصی برای محدودیت مکان و زمان(فقط از طریق جسمی نه از راه روحانی!)بدانیم.ما دارای جسم و در نتیجه فاقد جاودانگی در این دنیا می باشیم.پس تثبیت یک گزاره یعنی نفی به هر انچه ضد موجودیت گزاره است.(لا اله الله!)حال اگر انسان را X و جسم انسان راp بنامیم p یعنی نبود احاطه بر مکان و در نتیجه زمان و با العکس.از ان جا که بدون وجود x هستی گزاره ی p غیر ممکن است و بدلبل وجود انسان حتما x وجود دارد پس اول x بوده است و بعد p.اما چرا؟چون اگر x باشد یعنی روح انسان و از ان جایی که رویای صادقه وجود دارد پس روح بر مکان و بنابرین زمان و با العکس تسلط دارد باعث وجود محددیت جسمانیش می شود.با توجه به تعریف هایی که در مورد x بیان شد x تنها قدرتی است که می تواند نقص را بوجود اورد و از هر نظر دارای صفات خوب نا محدود است پس هیچ وقت فنا و محدودیت را نمی پذیرد.دلیل دیگر ان این است:از ان جا که روح ما دارای تسلط بر مکان و زمان هست و جاودانگی را می خواهد پس x هم همیشگی بودن را خواهان است.ازا این فرایند این نتیجه را می گیریم که برای هست شدن هر موجود نیاز به بعدی غیر جسمانیست و چون بر مکان و زمان احاطه دارداگر ما دو بازه ی زمانی t و s را داشته باشیم دجار تحلیل و تغییر نمی شود پس نقض نمی شود به همین دلیل x هم نقض نمی شود.پس تا ابد وجود دارد و جاودانه هست.به این گزاره خدا می گوییم.چون خدا بی نیاز است پس هدفی ندارد و همیشه همه جا وجود دارد قدرتش نا محدود است و دچار تغییر نمی شود.از ان جا که وجود روح یعنی هستی نا محدود پس اگرp+x=q گزاره ی اول هیچ چیز نمی تواند باشد مگر نقص موقتی برای q در نتیجه این موجود بی نهایت نیاز مند نیست در صورتی که وجود چند خدا نشان از این دارد که چند خدا به هم نیازمندند.پس ما خدایی داریم که احد است و بسیط.یعنی یک پارچه است و هیچ خدایی غیر از او وجود ندارد.همیشه برای انجام اعمال صالح یک اصل ثابت وجود دارد و ان هم این است:خواستن توانستن است.لا حول و لا قوه الا با الله العلی العزیم. الحمد لله رب العالمین...