• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمپادی های قم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Narcissus
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سمپادی ها قم

چون صاحابش نیست من تذکر می دم ،آقایون خانوما اینطوری بخواید چت آفلاین کنید تو تاپیک ،تاپیک 2 الی 3 تا پست دیگه قفل میشه،

من روز اول نمایشگاه یه آلت لهو آوردم مدرسه تو افتتاحیه بزنم ،بعد یهو دیدم یه عده آدم با محاسن و 4 5 تا روحانی ریختن اومدن منم که دیدم اوضاع خیته بیخیال شدم
،
 
پاسخ : سمپادی ها قم

به نقل از حامد مهدوی :
چون صاحابش نیست من تذکر می دم ،آقایون خانوما اینطوری بخواید چت آفلاین کنید تو تاپیک ،تاپیک 2 الی 3 تا پست دیگه قفل میشه،

من روز اول نمایشگاه یه آلت لهو آوردم مدرسه تو افتتاحیه بزنم ،بعد یهو دیدم یه عده آدم با محاسن و 4 5 تا روحانی ریختن اومدن منم که دیدم اوضاع خیته بیخیال شدم
،
به نقل از shenel.ghermezi :
مگه مدیر ما از اول مشکلی داشت؟(افارسی را پاس میداریم فقط به خاطر استاد m.b)

شما تو پروفایلت زدی ماله فرزانگانه تهرانی بعد اومدی اینجا نظر میدی . التبه رد گم کنیه . آره ؟!!؟!؟:
D:D:D
آره حامد . یهو همه شدن استغفرالله ...

ولی موشکی که لانچ کردیم خورد تو شیشه ماشین حاجاقا دانش پژوه .... کلی حال کردیم ..
 
پاسخ : سمپادی ها قم

نوشته ی lily.hosak
عیب نداره حالا تموم شده رفته ولی من که میگم باحال بوده
در ضمن اون چه باد بادک هوا کردنی بود سومای ضایعمون وسط حیاط آلیسا آلیسا بازی کردن من از خودم خجالت کشیدم...

خودتی ضایع! افتتاحیه به این خوبی. مگه آلیسا بازی کردن چشه. بعدم شما متن به اون قشنگی که ادیب بزرگ کلاس ما نوشته بود رو نگاه نمی کنی فقط آلیسا بازی کردتو می بینی ثانیا اگه ما سوما خودمونو نمی کشتیم که نمایشگاهی نبود! 1 هفته تا 11 شب مدرسه بودیما.
 
پاسخ : سمپادی ها قم

من کاری به زحمت بی دریغ شما ندارم
آخه حدی داره مارو خفه کردید از بس این فیلمو گذاشتید ما دیدم روز سمپاد روزمعلم خوبه روز دانش آموز نبود که بیارید ...
اون آلیسا آلیسام بچه بازی بود دو نفر بادبادک هوا میکردن خانوما دور میزدن
کی؟چه متنی؟آهان ف.ا؟ چی بود همون که رفتیم نمارخونه عین خولا(خودمونو عرض کردم کاری به خواننده متن ندارم) متنشو خوند بعد اومدیم پایین آلیسا بازی کنید مارو تورو خدا خنده داره...






بیخیال اصلا الان میگن اسپم میدید

یک بحث دیگه نمایشگاه بسه ...
 
پاسخ : سمپادی ها قم

بچه ها کیا می خوان بیان شریف بگن
بایدم سریع بجنبید >:D< >:D<
 
پاسخ : سمپادی ها قم

به نقل از lily.hozak :
شماها چقدر دلتون پره حالا عیب نداره باید همه چیزو به فال نیک گرفت مگه نه؟ ;)


مگه مجبور بودید تو حیاط بزنید اونم همچین موقعی؟ واا.. آدم شک میکنه...

به هیچ وجه؛ ما هم یه چیزی تو کله مون بود؛ اول قرار بود توی اون سالن ورزشی برگزار بشه؛ که یه ادم از خدا بی خبر نخواست...


از روز اول همش جون کندن بود توی این نمایشگاه...
روز آخر هم که همه ی دوستان مرام گذاشتند و رفتن؛ فقط سه، چهار نفر بودیم؛ من و حسین و محمد؛ مهندس هم که دمش گرم، همیشه با ما بود...پیرمون در اومد سر این غرفه ی نجوم؛ هفتصد متر موکت انداخته بود، روی داربستا؛ مگه می شد درش بیاری(منظورم موکته! فکر بد نکنید!) جریان بازگشتمون از مدرسه خیلی فاز بود؛ با آقای کاظم پناه، تا نرسیده به زنبیل آباد اومدیم؛ بعد ما رو اون جا پیاده کرد!!!
توی اون بارون، ما رو وسط خیابون ول کرد؛ ماشین هم نمی یومد؛ وسط خیابون نشستیم؛ البته نه وسط وسط؛ یه ماشین پلیس از جلومون رد؛ از این الگانسا؛ من یه لحظه آزارم گرفت، زل زدم تو چشمای پلیسه؛ به خاطر وضعمون ( نشستن گوشه ی خیابون) فکر کرد که ما گدایی، چیزی هستیم؛ رفت جلو تر وایسود؛ دنده عقب گرفت؛ وقتی نزدیک ما شد و فهمید آدم حسابی(!!!) هستیم، راهشو کج کرد و رفت توی یه کوچه؛ ولی خیلی حال می داد اون شب می رفتیم بازداشتگاه؛
 
پاسخ : سمپادی ها قم

آره،اون آش آخرشم خیلی فاز داد،
آخرش دو تا مسوول اومده بودن،نمی دونم کی بودن،من و کاتب و ابراهیم آبادی رو رسوندن خونه،
کلا فاز بودن،
صادقم که شدیدا آخرش قاطی کرده بود حرف می زدی فحش می داد،بعد نکته ی جالب اینه که تا ما وسایلو جمع کردیم ،بارش بارون تو قم متوقف شد ;D
 
پاسخ : سمپادی ها قم

به نقل از lily.hozak :
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مثل اینکه دیگه جریان از فال نیکم گذشته از حد گذشته...

فکر کن فردا تو مدرسه پر میشد قدوسیا رفتن بازداشتگاه دیگه اینو کم داشتیم...فکر کن حالا چه حرفایی که در نمیومد کاش میرفتید ما الان سوژه داشتیم واسه حرف زدن...

فکر کنم شما ها الانم خیلی سوژه داشته باشین . چیزایی میشنوم ....
 
پاسخ : سمپادی ها قم

پست های نامربوط پاک شدند!
جک و لطیفه تعریف نکنین،اسپم هم ندین!
;D
 
پاسخ : سمپادی ها قم

ببینم توی کلاس اولی ها(قدوسی) کی می خواد بره تجربی
 
Back
بالا