• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

اولین جلسه ای بود که بعده یه سال رفتم سره عربی
آقای هنرور گف برید کلکه عربی 3 رو بگیرید
رو میزه یکی از بچه ها بود.برش داشتم یه نگاهی بش بندازم
دیرو رفتم نمایشگا کتاب
به یارو میگم کلک عربی 3 رو یبده
بعد دوتا کنتاب گداش جلوم
هی دارم با یارو بحث میکنم نه اینا نیس
اونی که من میخام روش نوشته به کمکه هنر ور ولی اینا روش ننوشته
یارو اینطوریه که نه!آقای هنرور فقط همین یه دونه رو داره
به دوستم اس دادم میگم ببین اصن چنین کتابی نداره که به کمکه هنر ور باشه
دوستم :))))) باو اون به کلکه نه کم
من :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بودیم مشهد با خاله م
ماهم ک آذری زبان
سوار اتوبوس شدیم
تا کله پربود،هواهم شدیدأ گرم
بدجوری عرق کرده بودیم
خاله جونم ی جا پیداکرد و نشست ی خانوم مشهدی هم نشست کنارش
خاله جونم پنجره رو بست
خانومه گف:نبند خانوم،نبند
ما ب عرق کردم میگیم:tay lamisham
خاله جونم هول شد گفت آخه taylamah شدم
بنعد میبینه نه نشد
دوباره: آخه خیس شدم
مامان : :o
من: ;D
مامان : :))
من: =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

این قلم چی یه طرح داره که یه برگه میدن میگن بایَس اسم و شماره تلفن و مقطع تحصیلی چن نفر از آشناهاتونو بنویسین ما بشون بگیم بیاین اینجا عضو شین


یکی از بچه های سال بالایی شماره معلم ریاضی سال 2 دبیرستانو داده بود بعد مقطعشو ابتدایی نوشته بوده.اسمش حیسن محمودیه.خیلیَم دبیر خشکیه


خانومه زنگ زده...
-سلام حسین جان
-جــــــــــــــــــــان؟سلام علکم
-عه ببخشید میخواستم با آقای حسین محمودی صُبت کنم
-خودم هستم بفرمایین
-عاقا خودتونو مسخره کنین
-بابا شما زنگ زدین
-بوق بوق بوق بوق(بوق اشغال)


:)) =)) :))
جالب اینه که خودش تَـــــــــــریف میکرد سرِ کلاس :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر زنگ ریاضی بودیم داشتم با یکی از بچه ها صحبت می کردم (معلم ریاضیمون هم داشت یه سوال رو حل می کرد) صحبتمون یه جورایی کل کل بود .
معلم رسید به یه جایی گفت که خب حالا این کارو میکنیم منم وسط بحث حواسم نبود با صدای بلند همزمان به بچه هه گفتم خسته نباشی !
حواسم به صحبت معلم نبود ، دیدم بچه ها دارن میخندن ;D
معلم خودشو کنترل کرد چیزی بهم نگه ! آخر کلاس فهمیدم چی شده =))

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

معلم زیستمون تعریف می کرد :
یه روز که تولدش بوده رفته سر کلاس بچه ها پرسیدن آقا میشه دست بزنیم ؟ ( آخه یکم اخلاقش خاصه )
معلم هم گفته آره بیا دست بزن ;D

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
پاسخ : سوتی‌ها

میخواستم از ماشینمون پیاده بشم.
بعد مادربزرگم سمت راست من نشسته یود و داداشم سمت چپ ،
ماشین وایساد.
در یک دهم ثانیه فکر کردم داداشم سمت راسته و رویم را به سمت راست برگرداندم و گفتم " بکش کنار تلمبه " 8-} 8-}
من :-[
داداشم :o
مادربزرگم :-w
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم براي امتحان تاريخ ميخوندم
بعد يادم اومد بچه كه بودم يه سريالي ميذاشت كه الان اصلا نه موضوعش يادمه نه اسمش
فقط يادمه سريالش عليه شاه بود
بعد من كه نگاه كرده بودم اون سريالو،براي مدتها فكر ميكردم كه خوده شاه امريكايي بوده :))
يني فكر ميكردم متولد امريكا بوده و بعد اومده بوده ايرانو گرفته بوده :))
ديگه بعد از مامانم پرسيدم توجيه شدم ;D

بعله ما همچين هوشي داشتيم :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

همین دوساعت پیش امتحان داشتیم بعد من یکم دیر رفتم بالا سرجلسه.رفتم صندلی جلویی هانیه نشستم بعد هول شده بودم برگشتم بهش میگم هانیه خوب بلد نیستم.میگ نگران نباش هرکدومو خاستی بهم بگو میگم!.بهش میگم خوو چجوری برگردم عقب بگم کدومو ج ندادم؟
همینجوری داشتیم مکالمه میکردیم یهو دیدیم مراقبه بالاسرمون ب این صورت واستاده :-w
بچه ها: :))
هانی: ;D
من: :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلممون می خواست بگه سلوکیان به روش تفرقه بنداز و حکومت کن کشورو اداره می کردن گفت
گفت:حکومت بنداز و تفرقه کن

یکی از دوستام به پورتال گفت پوووورتال
 
پاسخ : سوتی‌ها

ديروز داشتم با دوستم باگوشيم حرف ميزدم بعد ازش خواستم صبركنه تا دقيقا اس كه برا يكي ديگه از دوستامون فرستاده بودمو بخونم :-"
دوستم:شادي تن تن بگو مردم از ففضولي

من: ن صبركن دقيق بگم چي شدمن درحال گشتن به دنبال گوشيم درهرجايي كه احتمال ميدادم گوشيم باشه

دوستم:چيكارميكني؟؟من:صبركن بذار پيداكنم :-"

دوستم:دنبال چي ميگردي؟؟

من:خفه شو كار دارم ... X-( معلوم نيس كي برداشته دزدي تو روز روشن اخه كي گوشيمو برداشته يني چي اين چ وضعشه.... X-( :-w

دوستم:شادي دستته ...داري باگوشي با من حرف ميزني :-"

من:ا راست ميگيا ;D :)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

الان تو تبلیغ مایع ظرفشوئی اسپیف گفت: با اسپیف فقط نمیشه ظرف شست، میشه خوش هم گذروند

:)) :)) :))
 
Back
بالا