ImPiSh
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 371
- امتیاز
- 1,121
- نام مرکز سمپاد
- دبیرستان فـرزانگان یـک
- شهر
- تهران
پاسخ : سوتیها
امروز یکی از دوستان ما یه سوتی داد اصن باقلوا
داشتیم تو حیاط راه می رفتیم
بعد یه ساقه طلایی هم تو جیب من بود
دوستم هی می گفت بده من اون ساقه طلایو دستم بنده!
منم اصن جوابشو نمی دادم
بعد من یه ثانیه وایسادم که بند کفشمو ببندم
اون فکر کرد من دارم راه می رم کنارش
ولی من نبودم که... یکی از بچه های سوم بود که کنارش راه می رفت.... اونم بدون اینکه نگاه کنه دستشو کرد تو جیبه اون که مثلا ساقه طلایو برداره !
بعد طرف برگشت گفت: عزیزم چی کار داری می کنی؟
بعد اصن دوستم یهو دستشو کشید بیرون کلی عذرخواهی و معذرت !
منم داشتم اینور می خندیدم
امروز یکی از دوستان ما یه سوتی داد اصن باقلوا

داشتیم تو حیاط راه می رفتیم
بعد یه ساقه طلایی هم تو جیب من بود

دوستم هی می گفت بده من اون ساقه طلایو دستم بنده!
منم اصن جوابشو نمی دادم
بعد من یه ثانیه وایسادم که بند کفشمو ببندم
اون فکر کرد من دارم راه می رم کنارش
ولی من نبودم که... یکی از بچه های سوم بود که کنارش راه می رفت.... اونم بدون اینکه نگاه کنه دستشو کرد تو جیبه اون که مثلا ساقه طلایو برداره !

بعد طرف برگشت گفت: عزیزم چی کار داری می کنی؟

بعد اصن دوستم یهو دستشو کشید بیرون کلی عذرخواهی و معذرت !
منم داشتم اینور می خندیدم









