• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بوديم خواستگارى، مامان نامزد داداشم به بابام گفت بفرمايين از خودتون پذيرايي كنين شرمنده به خدا... باباي منم كه پرت ميگه بله همه خوبن سلام ميرسونن!!
مامانبزرگمم عروسو اشتبا گرفته بود نيم ساعت داشت قربون صدقه يكى ديگه ميرفت!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سرکارخانم حرف بزن توانجمن آخره!
 
پاسخ : سوتی‌ها

اينم سوتيه من بود ديگه! ينى دوجا نوشتم اشتباهى بعد جاي اينكه اينجا بپاكمشون اونجا پاكشون كردم اينو فرستادم! :o
 
  • لایک
امتیازات: TMNT
پاسخ : سوتی‌ها

+18
_________________________________________
بی جنبه هاش نخونن
____________________
خواهرم طبق همیشه وقتی از محل کارش اومد شروع کرد به تعریف کردن اتفاقات افتاده واسه مامانمو منم که داشتم تلویزیون می دیدیم بیشتر حرفاشو می شنیدم.
خلاصه حرف زد و زد و زد نمیدونم در مورد چی بود مامانم ازش پرسید مگه از اون روزا اینجوری نبود.؟
خواهرمم در جواب گفت :
((از اون روزا همکارام می کردن صدام در نمی میومد اما تازگیا صدام در میاد.))
=)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
گمونم منظورش زیرآب زدن های کاری و اذیت کردن بود. ;))
______________________________________________________
ببخشید دیگه.صحنه داشت :-[ :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻳﻪ ﺳﻮﺗﻲ ﺍﻱ ﺩﺍﺩﻡ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ 15 ﺳﺎﻝ ﻧﻈﻴﺮﺷﻮ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ! ;D

ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻴﺮﻭﻥ. ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺎﻟﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﭘﺬﻳﺮﺍﻳﻲ ﺑﺮﻡ (:| ﺧﻼﺻﻪ ﮔﻮﺷﻲ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻭﺭﺩﺍﺷﺘﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺶ.
ﺁﻗﺎ ﻫﺮ ﭼﻲ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺰﺩﻡ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺑﻮﺩ!
ﺧﻼﺻﻪ ﺑﻌﺪ ﻳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻳﺪﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ! :-??
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻧﻮﺷﺘﻢ: "ﭼﻘﺪ ﺯﺭ ﻣﻴﺰﻧﻲ ! ﻗﻄﻊ ﻛﻦ ﻛﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﻡ"ﺑﻌﺪ ﺳﻨﺪ ﻛﺮﺩﻡ.ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﻗﻌﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﮔﻮﺷﻴﻮ رو ﺗﺨﺖ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﻭﻧﻮﺭ!(ﮔﻮﺷﻴﻤﻢ ﺭﻭ ﺳﺎﻳﻠﻨﺖ ﺑﻮﺩ)
ﺑﻌﺪ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺩﻳﻘﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ
ﺩﻳﺪﻡ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺭﻡ . ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻭﺍﺳﻢ ﻓﻮﺭﻭﺍﺭﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ!
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻙ!ﺑﻴﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﺟﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻢ!
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﻴﻜﺸﻲ؟ :-w
ﭼﺮﺍ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﻴﺪﻱ؟
ﺧﻮﺍﻫﺮﻣﻢ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭﻱ ﻭﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﮕﺎﻡ ﻣﻴﻜﺮﺩ!
ﮔﻔﺘﻢ :ﻫﺎ ﭼﻴﻪ؟!
ﺑﻌﺪ ﺩﻳﺪﻡ ﻧﻪ ﻣﺜﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺷﺪﻩ!
ﻳﻬﻮ ﻳﺎﺩ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ!
ﻣﻦ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻠﺶ ﺳﻴﻢ ﻛﺎﺭﺗﺎﻣﻮﻧﻮ ﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ! ﺑﻌﺪ ﻫﺮ ﺩﻭﻣﻮﻧﻢ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻫﺎﻱ ﻫﻢ ﺩﻳﮕﻪ ﺭﻭ "abji" ﺳﻴﻮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ!
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﮕﺎ ﻭ ﺍﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺰﺩﻡ! :-" X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز توی مدرسمون داشتم با چکمه هام که لژ داره روی یخ ها سر می خوردم.
معاونه اومده بالا سرم می گه:مواظب باش.کله پا نشی کار بدی دستمون
منم خیلی جدی و محکم گفتم نه کف چکمه هام لژ داره نمی خورم زمین نگام کنین.
بعدم جلوش رفتم رو یخ ها تا نشون بدم نمی خورم زمین.
تو همین لحظه بود که کله پا شدم. :))
حالا معاونه داره می خنده.منم که مثل لبو شدم. X_X :-[ :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

-اولین جلسه ی کلاس بود، معلم کلاس زبان اسامی بچه ها رو یکی یکی می خووند، رسید به اسم «بارانه».
دختره رو که دید ازش پرسید واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه
اینکه روز تولدم بارون

میومده !!!!!!!!!! یه پسری از ته کلاس داد زد: خوبه اون روز آفتابی نبوده!!!!!!!!!!!!!!


پ.ن: سوتی قبلی که نوشتم خیلی +18 بود و پشیمون شدم از نوشتنش برا همین تعویض کردم با این شرمنده که زیاد سوتی نیست:دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز دوستم اومد خونمون پای ایفون داشت زنگ می زد
منم اماده نبودم دستپاچه شدم
پای ایفون پرسید:سلام پارمیدا خودتی نمی خوای درو باز کنی؟
منم گفتم اشتباه زنگ زدین کسی به این نام اینجا زندگی نمیکنه X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابابزرگ ِ بنده اومده شیر گــَرم واسه خود ِش، بعد گــَرم کرده ُ اینا خورده میگه: فاسد ِ! لخته لخته شده ُ ...

× رفتم نــِگاه میکــُنم میبینم شیری نیس که شیشه ی ِ دوغ انداخته دور :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم زبان فارسی میخوندم ویپگی های زبان رو گفتم جابجایی

یه کتاب کار زبان فارسی خریدم پر سوتی
مثلن : یه جاش نوشته بود در جمله علی زندگی میکند زندگی مفعول است زیرا میشود بعد ان را اورد
حالا شما بعدش را بیارین
میشه : علی زندگی را میکند :-" :-"

مودممو با وسایلش هر کدوم رو یه گوشه خونه قایم کردم بعد همش پیدا شد جز یه قسمتش بعد منم یه هفتس التماس و خواهش از مادر گرامی برای اون قطعه فک کردم قایمش کرده
بعد الان میبینم که خودم قایمش کرده بودم ;D
 
Back
بالا