• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز امتحان فیزیک داشتم
بعدِ عمری سالی اومدم تقلب کنم
کتابو ورداشتم مشغول پیدا کردن سوال بودم بعد اینکه پیدا شد یهو دبیر فیزیکم ( مَردِ) منو دید رو صندلی نشسته بود خودشو اینور و اونور داد تا ببینه چی دستمه :-?
من: :-ss
فورن کتابو گذاشتم رو صندلی کناریم
بعد از جاش بلند شد من کاملن ریلکس
اما از اون موقع تا آخر امتحان
اون: :-?
من: ;;)
و آخرش امتحانو - - -م ;D

----------------------------------------------------------------------------------------

تو مدرسه با زینب داشتیم نتو را مینداختیم رمزشو نمیدونستیم از اونجا زنگ زدم به مدیر مدرسه رمزشو بپرسم
بعد با خیاله راحت درحالیکه تلفن دستمه و دارم به مامانم میزنگم( ;Dتلفن رایگان بود دیگه )و صدای خوشگل اون بوقا رو گوش میدادم
از اون طرف رمزو وارد کردم میگم:
زینب چرا وصل نمیشه؟؟؟ X-(
;D ;D

سیم تلفن تو مودم نبود ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

اسم دختر عموم سیمین ئه و اسم دخترش شیرین ئه !
من موقع صدا کردن دختر عموم :
شیرین ;) چیزه... نه، شیمین ;D ای بابا! منظورم همون سیمین ئه دیگه :P
 
پاسخ : سوتی‌ها

یادم میاد بچه که بودم مامانم فرستادتم مغازه گف برو لامپ صدی(صدوات) بگیر.
منم رفتم مغازه: عمو: یه لامپ صد تومنی بدید لطفا؟؟
عمو: چی؟ منظورت صدیه؟ :o
من: نه مامانم خودش گفت صدتومنی؟ :-"
عمو: عزیزم حالا بیا من این صدی رو بدم ببر اگه نبود برش گردون!!!!!
:-[ :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

اون اولا وقتي عضو انجمن پشتيبان كنكوري هاي 92 شده بودم فك ميكردم يعني مثلا اونهارو دوس داريمو پشتيباني روحيشون ميكنيم وقتيم همه بهم ميگفتن با 14 سال سنت چجوري پشتيبان كنكوريايي؟ :-?? :-/منم ميگفتم خوب پشتيبانيشون ميكنم ديگه چش نداري ببيني؟ :-L
تازه الان يواش يواش دارم ميفهمم چ سوتي اي دادم بنده! ;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اینو چون درارتباط با اچ امه برا خالی نبودن عریضه می گذارم
مامان منم گفت برو فلان قدر زردچوبه بخر
رفتم مغازه گفتم عمو نیم کیلو زعفرون بده
مغازه داره گفت من کله مغازمو بفروشم به اندازه نیم کیلو زعفرون نمی شه :-??
=))
 
پاسخ : سوتی‌ها

تا حالا که سوتی زیاد دادم... ;D
مثلا یه بار با دوستم کنار پل هوایی بودیم بش گفتم بیا با اسانسور بریم B-)
یه بارم می خواستم به معلم علوممون پارسال بگم...ان شالله همیشه بالا سر بچه هاتون باشین گفتم ان شالله همیشه رو بچه هاتون باشین :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب از این نرم افزارای ایرانی دانلود کردم که موقعی گوشیت شارژ میشه بهت خبر میده. منم برا اولین بار میخواستم امتحانش کنم. گوشیو زدم تو شارژ و خوابیدم. بعد سه شب دیدیم یکی داد میزنه:: بکش بیرون،،بکش بیرون
ینی همونجا .... یا دهنم سرویس شد از ترس.
این از دیشبمون و امروزمون.
خدا امشب و فردا رو به خیر کنه.

× جنا : ادب ؛ نزاکت اینا :- "
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز بعد از امتحان، مدرسه رو پیچوندیم رفتیم خوراکی بخریم... :P
دوستم اومد از تو یخچالی ک تو مغازه بود یه دنت برداره بعد هِی تلاش میکرد در یخچالَرو باز کنه، نمیتونست! اصلا یه وعضی ;)
مغازه دار اومد درِشو باز کرد ... B-)
دوستم:: ;D خب همیشه از اون ور باز میشد !!! :>
(خب یکی نیست بگه یخچال میسازین یجوری به ادم بفهمونین از کدوم طرف باز میشه! والا!)
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو فیس بوک بودم و داشتم با یه هندی چت میکردم یه جا حواسم نبود بهش فارسی پیام دادم. بعد هندیه جواب نداد و نداد تا یه ساعت بعدش. میگه هر کار کردم نفهمیدم چی نوشتی!میشه یکم برام توضیح بدی؟؟ منم که تازه جریانو فهمیدم بهش گفتم که چی شده و جواب اصلیمو بهش گفتم. بعد دیدم طرف شروع کرده علامت خنده فرستادن!!!!! با خودم گفتم اگه برای یه ایرانی چنین قضیه ای پیش بیاد عکس العملش چیه؟؟؟؟ من فک کنم برات یه صفه فوش بنویسه!!!!!!؟؟؟؟؟ حالا خودتون فرهنگا رو مقایسه کنین.
 
Back
بالا