• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

دبير فيزيکمون بالاي امتحان فيزيک يه جمله از پاسکال نوشته بود يادم نيــــــ چي بود ولي قشنگ بود ;D

بعد امتحان به دوستم ميگم جمله هه که بالاي برگه بود خيليــــــــ قشنگ بود ..

بعد گفت کدوم جمله :-/ منم گفتم همون که از پاکسال بود ديگه ..

دوستم : :o --------»» =)) =))

من : :| ---»» ;;) ----»» X_X

پاسکال: [-(

بازم من : :-" ------»» =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

در یک مکالمه تلفنی :

من - شما خانم ؟

فلانی - فلانی

من - ممنون

فلانی - مزاحم شدم

من - مرسی

:-"
 
پاسخ : سوتی‌ها


دیدین میریم مهمونی:
روبوسی کردنی طرف میخاد 2تا بوسمون کنه ولی ما 3 تا
بعد طرف جا خالی میده، حالت کله امون بلاتکلیف میمونه و آخرشم بوس سوم مابه مولکول های هوا منتقل میشه!
یا بلعکس؟
هیچی دیگه!
من هر سری، سر تعداد بوس های روبوسی مشکل دارم و سوتی میدم!
یکی قرار داد کنه تعدادو لدفن!
این دوشواری حل شه! :-"
جوونای مملکت جلو جمعیت ضایع نشن خو :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم شيمي اومده سركلاس ميگه عمه خدا بيامرز منم اين سوالو بلده
من:اي بابا چقد بد شد!!كلي پشت سر مرده فحش داديم :))

معلم: :-w X-(
بچه ها: =)) :))
من: :-" X_X
__________________________________________

دوست من:باباي من وقتي عصباني ميشه خيلي قاطي ميكنه
بچه ها:تكبيييييييييييير /m\ (يعني غيب گفتا :)) ;D)

__________________________________________

بچه هاي اون يكي كلاس داشتن شعر در وصف آقاي مسافر(خيليا ميشناسنش :-" :-s)ميخوندن!!!"خداحافظ گل ناز**مسافر اومده باز \:D/ \:D/
بعد مسافر از پشت اومد =)) =))
هيچي ديگه ي زنگ كامل از اون كلاس صداي جيغ ميومد X_X :-ss
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار یادمه یه استاد زبان مرد داشتیم
بعد یه روزی سر کلاس از من یه سوال پرسید منم بلد نبودم
بعد اونم که با من لج بود شروع کرد به
تیکه انداختن و مسخره کردنم
از قضا(املاش درسته عایا؟؟؟؟؟)
پسر خاله دوستم بود
و اون شبم انگار این استاد ما خونه خالشون(مامان دوس بنده)دعوت بودن
استادم داستان ضایع شدن منو براشون تعریف کرده بود و دوستم بم زنگ زده بود
ببینه راس میگه یانه
حالا داشته باشین مکالمه منو دوستم:
تارا(دوستم):سلام مهی....خوبی....شنیدم مهران(استادمون)ضایعت کرده؟؟؟راس میگه؟؟؟
من:اون گ.. خورده از مادر زاییده نشده منو ضایع کنن
و من مثه همیشه پامو گذاشتم رو تخته گاز
از فحش های کوچولی مثه بی ادب و بی تربیت شرو کردم تا فحش های خفن(خیلی خفن)18+
بعد از اینکه تموم کرد و از خر شیطون پایین اومدم
دوستم گفت:مهی استاد میگه فردا حسابتو میرسم اگه گذاشتم پاس شی این ترمو و بعد گفت این همه فحش از کج یاد گرفتی میتونی باش یه فرهنگ فحش کامل و جامع بنویسی
و من اون لحظه این ریختی بود :o ~X( :o ~X( :o ~X( :o ~X(
و سریع گوشیو قطع کردم
فرداش که رفتم قیافه استاد عین این خوناشاما شده بود
اصنم محل نمیذاشت
منم شیرینی تر گرفتم بردم سر کلاس این یارو کوفت کنه مارو پاس کنه
ولی هیچ وقت معذرت خواهی نکردم اصن دلیلی نداره معذرت خواهی کنم ازش خیلی هم کار خوبی کردم
و بالاخره من اون ترمو پاس کردم

نکته اخلاقی:زمانی که گوشی را روی حالت بلندگو قرار میدهید حتما به شخصی که آنطرف خط هست اطلاع دهید.
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز بعد از امتحان با دوستام رفتیم سوپری
من یه هزاری دادم چیپس بخرم دوسمم قبلش پول داده بود کارت شارژ همرا اول بخره
خانم فروشنده چیپس و کارت شارژ و با هم به من داد
بعد من میرم به دوستام میگم کی سیم کارت ایرانسل داره؟؟؟ ;Dبقیه پولمو بهم کارت شارژ داده منم میخوام بهتون هدیش کنم ;D :x
دوستان من :o :o
یکی ار دوستام:اول اینکه این کارت شارژ ایرنسل نیستو همراه اول دوم اینکه من پول داده بودم قبل از تو کارت شارژ بخرم ^-^
من: :-[ :-[ ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امسال یکی از بزگترین سوتی های سال واسه ما اتفاق اقتاد.
معلم شیمی ما با نام حمید
معلم هندسه با نام رسول
آقا نشسته بودیم سر کلاس حمید و داشتیم خیلی خوب بهش گوش می دادیم و حمید دقیقا وسطای کلای ایستاده بود.
دیدیم یهو دره کلاس یه کمی نیمباز شد.
اِ.. اینکه رسوله..
رسول هی اینور و اونور رو می پایید بعد دیدم نه این از رو نمیره درو بیشتر باز کرد..
باز هی نگاه میکرد دیدم خیلی تعجب داره که چرا ما ساکتیم.
حمید هنوز نفهمیده بود این اومده.
بعد یهو رسول با یه چهره پیروزمندانه وارد کلاس شد و سلام کرد و رفت پشت میز معلمو با تخته گاز کیفو گذاشت و جزوشو بیرون اورد و شروع کرد به تدریس.
اینجا بود که حمید فهمید و نتونست جلو خودشو بگیره و هی بلند بلند میخندید و رفت بیرون.
ما رو بگی پکیده بودیم
رسول یعنی ضایع شد المپیکی و با کلی شتاب و عذر خواهی در رفت.
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز بعد از امتحان زبان فارسی ملت داغوون..
داشتم با دوستم حرف میزدم.. بعد نیم ساعت سرویسم اومد..
اومدم باهاش دست بدم میگه سلام..
فشار امتحاناته به خدا..
 
پاسخ : سوتی‌ها

بعدساعت ناهار ديدم يکى ازبچه هاجلودهنشو گرفته نفس نميکشه،داشت کبودکبودميشد!دوروبرياشم ازخنده روده برشدن،ميپرسم چى شده؟فاطمه خفه شدى،نفس بکش!ساغرميگه:همين الآن به اين نتيجه رسيد که هوادهنيه،نميخوادنفس بکشه!!! :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم تاریخ منو صدا زده جلو میخواد بپرسه منم اصن تاریخ نخوندم هیچی بلد نیستم فقط خدا خدا میکنم چی میشد یه اتفاقی میفتاد.
معلم اولین سوالشو پرسید: هدف امریکا از اوردن بختیار به حکومت چه بود؟؟
همینو که گفت دیدم که بلد نیستم داد زدم "مرگ بر امریکا"
بچه ها همکاری کردن دیگه همه تو کلاس داد میزنن "مرگ بر امرکا"
من: \:D/ \:D/ \:D/ \:D/
معلم: :-L :-L :-L :-L :-L
 
Back
بالا