یه معلم داریممممم....زیر خاکی! کلا وقتی میخد به یه چیزی اشاره کنه با انگشت وسطیش این کارو میکنه!!!(میدونید که چجوری!!! ;دی) مخصوصا وقتی داره با یکی خیلی جدی حرف میزنه!!!یا سوال جواب میده! بیچاره اون بچه ای که از این سوال میپرسه!
امروز موقع برگشتن(با سرويس برميگردم) قرار بود با دوستام بريم بيرون؛ نميخواستم جايى كه هميشه پياده ميشم، پياده بشم. قبل از اينكه برسيم جلوى خونمون به راننده گفتم كه من پياده نميشم. چون جواب نداد چند بار تكرار كردم و بعد با خودم فكر كردم حتماً شنيده ديگه. وقتى داشتيم از جلوى خونمون رد ميشديم، ديدم داره سرعتشو كم ميكنه و وايميسته! منم بلند تر بهش گفتم پياده نميشم، برو!
ولى انگار اصلن نميشنيد! وايساد و درو باز كرد(ماشين ون ـِ) !!
بعد همه با هم شروع كرديم گفتن اينكه: برو پياده نميشه!
باز هيچ واكنشى نشون نميداد! ما چند لحظه صبر كرديم ببينيم چيكار داره ميكنه
بالاخره يكى از بچه ها بهش گفت: پياده شد! بريم
اونم راه افتاد!!
+ بعد از امتحان جوابارو هميشه به پنجره ى اجرايى ميزنن كه رو به حياطه، امروز كه جوابارو زدن، يكى از برگه هارو پشت و رو زدن! يعنى جوابا رو به خودشون بود و ما كه تو حياط بوديم برگه سفيد ميديديم! بعد هرچى بهشون اشاره ميكرديم كه اينو پشت و رو كنن، نميفهميدن مشكلش چيه!!
ماها همه
خانم تهرانى بعد از فهميدن قضيه: چرا ميخندين؟؟!!
برگه جوابا
پنجره
اِمــــ این سوتی بازمی گردد ب سوم راهنمایی، ما رو برده بودن المپیاد آزمایشگاهی بعدش 6 تا محلولو باید نوع الکترولیتشو مشخص می کردیم !
یه هفت هشت تا سوالم مربوط ب همین الکترولیتا جواب می دادیم یَنی همش ب تشخیص درست اونا ربط داشت !
بعدش ما هی هرچی این الکترودارو تو اون محلوله می ذاشتیم چراغه روشن نمی شد ، ماعم ک ته ِ اعتماد ب نفس نوشتیم هیش کدوم الکترولیت نیستو اینا
-اومدیم بیرون دوستم می گه بچه ها آخر ِ سیم هـا ب کجا وصل بود ؟
من : مدارو ساغر بست
ساغر :
ما :چته ؟
ساغر : فک کنم ته ِ سیم ها تو دستم بود، ب مولد نزده بودم :-[
ما : ، تو روحت ، بابا حداقل تو سیمه فوت می کردی الکترونا یه تکونی بخورن
بعد خیلی پیروزمندانه برگشتیم مد ، صداشم در نیاوردیم تا روز اعلام نتایج ! دیگه شرفمون بر باد رفت