• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

چندوقت پیش تلفن زنگ زد منم برداشتمش یه آقایی بود خیلی گرم گفت سلام دخترم من عمو محسنم شناختی؟ :| :|
من عمو محسن ندارم باخودم گفتم حتما یکی ازهمکارای بابامه گفتم سوتی ندم بگم نمیشناسم یه وقت ضایع نشم
رفتم بابامو صداکنم حالا بابامم دم دربودوداشت باهمسایه صحبت میکرد گفت کیه؟گفتم همکارتونه خلاصه بابااومدوخیلی گرم
سلام واحوال پرسی کردبعد یه دفعه دیدم گفت خواهش میکنم خداحافظ :o :o
بعد فهمیدم مرده اشتباه گرفته خلاصه که خیلی ضایع شدم یعنی ادم باچنگال اب بخوره اینجوری ضایع نشه نه؟؟؟؟ ;D ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار واس ما کلاس المپیاد گذاشته بودن بعد ما اول دبیرستان بودیم معلم هم پیش دانشگاهی می خوند تا حالا هم جمع دختران نبود گویا بعد این خیلی خجالتی بود و اینا تخته تمیز و پاک می کرد :)) هی راه می رفت اوضاعی بود خلاصه بعد یه سوال داد بهمون اصل لانه کبوتری رو اثبات کنید بعد من و دوستم شروع کردیم به حل سوال من جو گیر بودم کلاس المپیادیم و اینا بعد فکر کردم دارم به جواب می رسم جوگیر تر شدم کسی نتونسته حل کنه بعد معلم برگشت گفت خوب اگه حل نکردیین حل کنم منم جوگیر گفتم نه اقا 2 دقیقه صبر کنید بعد 5 دقیقه سرم و بلند کردم خیلی شیک و مجلسی گفتم ببخشید گزینه هاش چی بودن؟ :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز با عمه‌م‌اینا رفته بودیم بیرون بعد پسرعمه‌ی 20 ساله‌م برگشته با افتخار تمام برامون تعریف می‌کنه که یه روز رفته بوده تو یه کتاب‌فروشی واسه خریدن چن تا کتاب ؛ بعد به فروشنده اسم چن تاشونو میگه و فروشنده میگه نداریم و اون‌قدر اسم کتاب میگه تا فروشنده به این وضعیت =)) درمیاد . ازش می‌پرسه چرا می‌خندی؟! :-w فروشنده میگه که این‌جا فروشگاه کتاب‌های انگلیسی هستش ;))
پسرعمه‌ی ...{بهتره نگم :-" } : خوبالا :-" :-"
فروشنده : :))

فامیل داریم اصن X_X :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

توی کانون زبان بودم ..دوستم گفتم ورک بوک نوشتی گفتم ن بابا توکه میدونی من ورک بوک نوشته شده میارم..گف بده بنویسم دادم بهش..دیدیم عـــــــــــه این نوئه!(مال خودمواورده بودم)بعدضایع شدن گفت بیاازیکی میگیریم
گفتم ن خودم بلدم مینویسم!
بدون اینکه توجه کنم چی ازمون خاسته زیرجاخالی هاکه دوقسمتی بود دور یه قسمت روخط کشیدم ..تیچرمونم بعضی وقتامیاد ورک بوک رویگا میکنه..وقتی اومد گفت اینا چیه؟
- خیلی جدی گفتم من این مورد روانتخاب کردم
ـ عـــــــه باید از هردو قسمت استفاده میکردی!وبعدم ورک رو ورق زد دیدنوهست...
خیلی لحظات خوبی بود..اصلا عااااالی
قیافه دیدنی داشتم..
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار کل خانواده نشسته بودیم حرف می زدیم بابام یه چی گفت بعد منم اصلا حواسم نبود فکر کردم دوستمه برگشتم به بابام گفتم (baba safehlama da ) :| بعدش بابام به روم نیاورد اما داداش و مامان :o :-? اینم بابام :)) اینم من :-"
***اون تیکه که نوشتم ترکی بود یه چی تو مایه های چرت و پرت نگو ;D :-" :-" :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر كلاس زبان تيچرمون خواست بگه:use usually,زبونش گرفت گفت يوژ يوزالي!!(به جاي يوز يوژالي) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

وفتی مامانم معاون بود(الان مدیره از بابت پز گفتم ;D ;D ;D)یه بار که بچه هاشونو از طرف مدرسه برده بودن مسافرت همه توی یه نمازخونه اسکان داشتن حدود 200دانش آموز باپرسنل.از قضا منو داداشم که کوچیک بود(حدود6ساله)بامامانم رفته بودیم :)
آقا شب شده بود و حالا مگه این دخترا میخابیدن هی مامانم بهشون میگفت بچه ها بخابید ولی بی اثر بود خلاصه مامانم اومد تز دادو گفت همه ساکت بودن ناگهان خری گفت؟؟؟؟
بعد داداشم پاشد گفت گوینده خر است :)) :)) :)) :)) :)) :)) ;;) ;;)
مامانم :-" :-" :-" :-" :-" :-" :-"
کل نمازخونه =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) رسمن رفت رو هوا ازخنده =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما خانوادگی کلا تو فاز سوتی هستیم :|
سوتی های خواهر کوچیکم (8 سالشه) در 24 ساعت گذشته :
خر گوره ( گوره خر :| )
زوقکم (قوزکم :-" )
مونو بوس (مینی بوس )
:-? :-? :-?
 
پاسخ : سوتی‌ها

6329a328c96588d51.png
 
پاسخ : سوتی‌ها

نمیدونستم اینو کجا بنویسم ولی خنده دار بود اینجا نوشتمش:
یکی از بچه ها سال سوم از زاهدان اومد مشهد که تو رفاه باشه و از اونج دور بشه ینی قید سهمیه منطقه رم زد حتی باکلی دردسر خونوادشو به زور آورد اینجا :-[
حالا الان پزشکی زاهدان قبول شده :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))ینی بازگشت به وطن =)) =)) =)) =)) =)) =))
شاعر میگه:هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باز جوید روزگار وصل خویش
دیگ آره اینطوریاس
 
Back
بالا