- ارسالها
- 291
- امتیاز
- 2,674
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- tbriiizzzz
- سال فارغ التحصیلی
- 95
- دانشگاه
- دانشگاه تبریز
- رشته دانشگاه
- زبان و ادبیات انگلیسی
پاسخ : سوتیها
سال پیش که سوم بودم خواستیم تو علوم تقلب کنیم!!!!!البته من میترسیدم چون دوستم نقشه خبیثانه ای کشیده بود!!!!
دوستم:فرشته بده من ورقتو!!!
من:ها؟؟؟؟؟؟نه خودم هنوز چیزی ننوشتم که!!! :-ss
دوستم:نمیدی؟؟
من:الان نوچ!
یهو دیدم عوضی پا شد ورقمو برداشت ورقه خودشو پرت کرد رومن!!!!!!
منم چیزی هنوز واس خودم ننوشته بودم که از عصبانیتم تن تن هرچی دستم اومد نوشتم دادم بش مال خودمو گرفتم بعدش رفته از معلم میپرسه خانوم این درسته؟؟؟معلمم میگه اره!!!!
بعدش من نفهمیدم اونم همون سوالو رفته منم رفتم همونو پرسیدم چون اشکال خودم بود بعد معلم برگشت گفت تو مگه الان نیومدی؟؟
من:من کی خانوم؟؟؟(حالا یادم رفته موضوع چیه)!!
من چن دیقه بعد:هههههههااااا خانوم یادم اومد ای بابا الزایمر گرفتم خانوم!
معلم:
!!!هنوز هنگیده بود!
بعدش یه کتک خوروندما به دوستم...........!!!!!
سال پیش که سوم بودم خواستیم تو علوم تقلب کنیم!!!!!البته من میترسیدم چون دوستم نقشه خبیثانه ای کشیده بود!!!!
دوستم:فرشته بده من ورقتو!!!

من:ها؟؟؟؟؟؟نه خودم هنوز چیزی ننوشتم که!!! :-ss
دوستم:نمیدی؟؟

من:الان نوچ!

یهو دیدم عوضی پا شد ورقمو برداشت ورقه خودشو پرت کرد رومن!!!!!!

منم چیزی هنوز واس خودم ننوشته بودم که از عصبانیتم تن تن هرچی دستم اومد نوشتم دادم بش مال خودمو گرفتم بعدش رفته از معلم میپرسه خانوم این درسته؟؟؟معلمم میگه اره!!!!
بعدش من نفهمیدم اونم همون سوالو رفته منم رفتم همونو پرسیدم چون اشکال خودم بود بعد معلم برگشت گفت تو مگه الان نیومدی؟؟

من:من کی خانوم؟؟؟(حالا یادم رفته موضوع چیه)!!

من چن دیقه بعد:هههههههااااا خانوم یادم اومد ای بابا الزایمر گرفتم خانوم!

معلم:
!!!هنوز هنگیده بود!بعدش یه کتک خوروندما به دوستم...........!!!!!










