• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

پسره داشت کنفرانس تاریخ میداد هی میگه دکتر کاشانی و آیت الله مصدق. ;D
معلم تاریخمون هم که خواب (:|
ما هم ~X(
اونم مارو نگاه میکرد بعد این شکلی :-??
از همه عجیب تر آخر کار معلممون که میخاست ازش سوال کنه میگه دکتر کاشانی نسخه جهاد داد یا آیت الله مصدق
ما :))
معلم :-?? :-$
ینی چه معلمایی داریمو معلم تاریخ سوالاش این شکلیه
آخر سرم به روش نیاوردیم ولی تا آخر کلاس مصدقو شیخ خطاب کردیم کاشانیو دکتر
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم موزیک صدای اتحادو گوش میدادم.بعد توش هی میگه من این مسیرو ادامه میدم.
داشتم یه پست مینوشتم میخاستم بنویسم من میدونم نوشتم من ادامه میدم :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز توی برنامه آقای گزارش گر یارو اومد گزارش کنه برداشت گفت:

خب بازی با شوت داور آغازمیشه ...

منو داداشم اینجوری بودیم =)) =)) =))

مجریم گفت داور سوت زد نه شوت :)) :))

داوراهم این جوری بودن =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از darn to me :
دیروز توی برنامه آقای گزارش گر یارو اومد گزارش کنه برداشت گفت:

خب بازی با شوت داور آغازمیشه ...

منو داداشم اینجوری بودیم =)) =)) =))

مجریم گفت داور سوت زد نه شوت :)) :))

داوراهم این جوری بودن =)) =)) =))

یه پسرم زیدان و آنجلوتیو نمی شناخت هی می گفت سر مربی سویا( :)))
وقتی رئال گل زد میگه ناراحتی سر مربی سویا و بعد آنجلوتی که خوشحالی کرد کلهم تا آخر گزارش حرف نزد
 
پاسخ : سوتی‌ها

بادوستام رفته بودم سوته دلان ب مامانم نگفتم میگفتمم اجازه میدادولی وقتی نگفتم میفهمیدبدمیشد
چندماه بعدش برامون مهمون باومدمامانم هرجازنگ میزدغذانداشتن گفتم مامان زنگ بزن سوته دلان ببین داره گفت نه نمیشه معلوم نیس غذاش چطورباشه
منم ازدهنم دررفت گفتم من خوردم بدنبودخوب بود
مامانم گفت توکی دیگه رفتی سوته دلان ?!؟!؟:-w :-w
ها!!چی؟!؟!؟چندوقت پیش بابچه هارفتم :-" :-"
گفت میشه بگی توکجاهانرفتی :-w :-w
:| :| :| :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم میگه يه هم کلاسى داريم آى کيو در حد جلبک

سر امتحان شيمى يه سوال بود که بايد فرمول شيميايى مينوشتى، جوابش "C2H6" بود !

به همين همکلاسيم رسوندم !

حالا چندروز بعد دبيره اومده بهش ميگه :
3286 چيه نوشتى متقلب ؟!
 
پاسخ : سوتی‌ها

برنامه آقای گزارش گر
شرکت کننده: توپ دست فلانیه B-)
مجری : توپ دستش باشه داور هند میگیره :))
شرکت کننده: :-[
من: =))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میگم یه تاپیک برای سوتیای توی این برنامه بزاریم موافقین؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

چندی پیش مادر پدرم داشتند باهم حرف میزدند منم پیششون نبودم ولی با دقت ب حرفاشون گوش میکردم!!
مادرم ی ماجرایی رو یکی ک ازهمسایه هابهش گفته بود ب پدرم تعریف میکرد!!

امروز ی اتفاقایی افتاده بود اون ماجراهم ب همین آدمای توی اتفاق ربط داشت!
مادرم با پدرم داشتند حرف میزدند منم تو آشپزخونه بودم(اونا توی حال نشسته بودند)
مادر خواس اون ماجرارو دوباره تعریف کنه
من یهو پریدم وسط حرفش و گفتم:
مامان اینو ی بار گفته بودی!!!تکراریه!!!!

فهمیدند ک گوش میکردم!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس شیمی داشتیم ترکیبای قطبی و نا قطبی و ... مشخص میکردیم و میکشیدیم.
معلم یکی از بچه ها رو برد پای تخته یه ترکیب یونی گفت...
این هم کلاسیه ما هم شروع کرد به ترکیب کشیدن!!! حالا هر چی ما اشاره می کردیم بابا ترکیب یونیه انگار نه انگار اصلا نمی فهمید!
معلم هی می گفت غلطه. درست ترکیب و نگاه کن.
خلاصه بعد از 2 ساعت یکی از بچه ها احساس باهوش بودن بهش دست داد یهو گفت فهمیدم: جفت الکترونای ناپیوندیش و نذاشتی!!!
ما که دیگه داشتیم زمین گاز می گرفتیم!!
تیکه ی معلممون هم که اون لحظه عالی بود! برگشت بهش گفت: تو فقط سالی یه بار حرف بزن اونم بگو عیدتون مبارک!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما کامپیوتر داشتیمو بیکار بودیم!
یه دفه مسوول سایتمون اومد و جلو همه ی ما افتاد!
دیگه کلن کلاس در حال ترکیدن بود!
بد بخت مسوول سایت به جای ما ازمون معذرت خواست!
 
Back
بالا