• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز من پاک کنم نباورده بودم ...
هی از پشت سری پاک کنم میگرفتم
برگشت گفت : چرا اینقدر پاک می کنی تو .
ببین منو اصن پاک نمیکنم
من گفتم: خیلی ساده است چون تو با خودکار مینویسی ;D
گفت نه .. چی .. هان...
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از فامیلامون میخواست بگه دست مادر رو باید بوس کنیم
با ماچ قاطی کرد گفت دست مادر رو باید بوچ کنیم! :))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه بار هم خودم میخواستم بگم صفحه شخصی گفتم شفحه صخشی! ;D
;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز . یکی از بچه ها یک برگه دفتر رو خیلی پاره کرد . بعدش اومد کنار من گفت هر کی بتونه اینو درست کنه . من بشش 10000 تومان می دم . بعدش کناری من گفت من می تونم . بعدش شروع به کار کرد . که یکی از بچه ها اومد د 3 تا از قسمت هاشو برداشت و خورد و گفت . دیگه درست نمیشه
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابای یکی از دوستام
یکی زنگ میزنه، باباش تلفنو برمیداره . قسمتی از مکالمه:
باباش:الو؟
فرد:الو سلام!
باباش:علیک سلام !...
فرد: خوب هستید شما؟
باباش:شکر خدا . متشکرم .
فرد: من رفتنی هستم!
باباش[میره تو فاز مرگ و زندگی]:همه ما رفتنی هستیم آقا!
نمیدونم جدی میگفت پدرش یا واقعا متوجه نشد که فامیل فرد بود :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

ی بار کتاب دستم بود داشتم میدرسیدم مثلا :-"

بعد رو کتاب دستم گوشی بود :-"

یهو مامانم بدون در زدن اومد تو....منم هول شدم گوشیو پرت کردم جلو پای مامانم ;D

مامانم: :-w

من: :-[

مامانم: :-w

من: :(

بازم مامانم: :-w

من: :((
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز رفته بودیم . میدان تیر . بعدش برگشتنی معلم پروشیمون داشت اسم ها رو می خوند (داخل می نی بوس ) بعدش اسم منو خوند . گفتم . بله . بعدش دوباره گفت جزینی . با صدای بسیار بلند گفتم بله . گفت چرا جواب نمی دی .؟ X-(
گفتم آقا دادم دوبارم دادم
یهو مینیبوس رفت تو هوا . نامردا همسونم سال سومی ... بودند
 
پاسخ : سوتی‌ها

در مدرســه:
ما :خانوم درسمون عقب ـه. میخواید نپُرسید؟ ;;)

معلم :شما نگران عقب افتادگی من نباشید.
نه یعنی نگران عقب ماندگی ـم نباشید.
ینی نگران عقب موندگیم تو درسا نباشید.

خیلی تلاش کرد...ولی نشد این جمله درست شه ;D :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز همش هر کاری می کردم ، نمی تونستم وارد سمپادیا بشم . بعد کلی به در و دیوار زدن فهمیدم که نوشتم : www.sapmadia.ir .
 
پاسخ : سوتی‌ها

سال فارغ التحصیلیو بجای 97 زدم 96 بعد با بعضیا کلی درباره ی این بحثمون شد آخرم وقتی متوجه شدم گفتم باشه همین دیگه میگن 96 97 آخرین سال فارغ اتحصیلیه
*امروز گفتم درستش کنم دیگه زشته ;D
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه یارو برام تعریف میکرد (اینو گفتم بگو مال خودم نیس):
به همه دو ماه میگفت که سیم کارتش سوخته بعد که یکی از فامیلاشون میخاست درستش کنه متوجه میشه که سیم کارتو برعکس گذاشته
 
پاسخ : سوتی‌ها

همایش فیزیک داشتیم باید میرفتم مقاله اراعه میدادم
صبح جمعه - سرما خورده - فین فین - صدا گرفته - حال و احوالی فجیع
رفتم بالا که توضیح بدم مقاله در مورد سفر در زمان بود
کار هایی که من کردم :
نظریه نسبیت انیشتین رو رد کردم
سفر به آینده به هیچ صورت امکان پذیر نیست
سفر در زمان با یک پارادوکس اثبات میشه که اون پارادوکس با یک پارادوکس دیگه اثبات میشه !!!
با کنفرانس خبری اشتباه گرفتم وسط همایش میپرسیدم کسی سوالی نداره ؟ جو گیر شده بودم با اون حالم !!!
کلا یک چیز بدی بود
 
Back
بالا