پاسخ : سوتیها
یک دفعه وقتی یکی از مراحل یک بازی مسخره رو بعد از میلیون ها بار باختن رد کردم خیلی خوشال شدم
داداشم کنارم نشسته بود و نگاه میکرد
از شدت خوشالی اومدم داداشم رو بغل کنم
دستام رو به سمتش باز کردم رفتم جلو بقلش کنم چنان با مشت زد تو دماغم که خون ریزی به پا شد

می خواستم بکشمش
از خوشالی اومدم بقلت کنم بکس میزنی چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟
----------------------------------------------------------------------------
میدونم پست خلاف قوانینی تاپیک هست ولی ممکن بود بعدا یادم بره تا حالا یکی بیاد پست بزاره تا بریم صفحه بعد !
-----------------------------------------------------------------------------
اون دفعه سر کلاس معلم دینی مداد آتیش زدیم
بوش که بلند شد پرسید ؟ بچه ها یک بویی نمیاد ؟
بچه ها هم گفتن بو کولر هست !!!
ساده باور کرد

--------------------------------------------------------------------------
یک دفعه کلاس پنجم بودیم داشتیم هدیه آسمان کتاب کارش رو حل چک میکردیم و میخوندیم نوبت یکی از بچه ها که شد طرف کپی کرده بود نمیدونست قضیه چیه گفت :
PAYAM BARANE BAZRAG
حالا ما موندیم این داره چی میگه حالش خوبه و اینا کسی که از روش نوشته بود گفتم منظورش :
PAYAM BARANE BOZORG
هست

--------------------------------------------------------------------------