• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یه بدبختی رو سرکار گذاشته بودم. گفته بودم بهش امریکایی ام .خنگ خدا باورش شده بود!
بعدش یه روز یکشنبه بود بهم مسیج داد گفت الان مدرسه ای؟ منم هول شدم گفتم آره! کلی بعدش با هم حرف زدیم و اینا بعد که خدافظی کردیم یه چند لحظه من مکث کردم گفتم تو امریکا که یکشنبه ها تعطیله!؟ تاحالا سوتی به این گندگی تو عمرم نداده بودم . ولی جالبه که طرف متوجه نشد!:))
 
راهنمایی بودم...

ی بار میخواستم دو زنگ آخرو بپیچونم برم خونه تکرار فیلم سینمایی مورد علاقمو ک شب قبلش نتونسته بودم کامل ببینم، ببینم!!!!:)):))(الآن ک بهش فکر می‌کنم،
میبینم چقدر بچه بودم!!!!!):D:D~X(

خودمو زدم ب مریضی!!!:)):)):))>)

دوستام پرسیدن چته؟ گفتم دلم درد میکنه!!!
معلمم پرسید، گفتم میگرن دارم، مال اونه!!!
ناظمم پرسید،(درحالی ک دستم رو معدم بود) گفتم فکر کنم قلبمه!!!:D:))=))
@-|@-|

البته ک تهش لو رفتم و نتونستم ب فیلمم برسم~X(:((:((

اما خاطرش برام به یاد موندنی شد:D:D:D
 
برای عروسی دخترعموم،
پایین موهامو(از وسط موهام) مش کردم!!!:D:D

بعد معاون مدرسه نمیدونست(نبایدم میدونست!!!):D:D:D

از دبیر ادبیات اجازه گرفتم برم آب بخورم،
توو راهرو دبیر ورزشمو دیدم ک خیلی وقتم بود ندیده بودمش...

وایسادم سلام و احوالپرسی و اینا...:D:-h

بعد جایی‌ام ک من وایساده بودم، دقیقاً پشتم دفتر معاونم بود...:((:((~X(

من همینجوری داشتم حرف میزدم ک یهو یکی داد زد:
تو موهاتو رنگ کردی؟؟؟o_O:@:@:@

و منم ک اون لحظه هول شده بودم، برگشتم دیدم بله، مقنعه‌ام رفته بالا موهامو معاون عزیزم دیده!!!!@-|X_X:-??

و برای ماست‌مالی کردن قضیه حین قایم کردن موهام گفتم: کیییی؟؟؟؟؟ مننننن؟؟؟؟ نههههههههه!!!!!!X_X:O

و سریعاً محل رو ترک کردم...#-):-":-"

ولی خدایی قیافه‌ی جفتشون دیدنی شده بودا...:D:D
 
با دختر عمه هام رفتیم بازار بعد یه سینی قلم کاری شده خیلی خوشگل دیدیم 75هزار تومن بعد همینجور ما داشتیم بحث میکردیم که بخریمش واسه مامانامون فروشنده در حالیکه داشت خندشو قورت میداد اومد نزدیک و خیییلی آروم گفت:خانما اون 75 میلیونه نه هزار تومن.:D
به سرعت از محل گریختیم به حدی ضایع شدیم که تا نیم ساعت حرف نزدیم با هم.
خب صفرارو درست بذارین دیگه جای صفر خط کشیده بود
 
آخرین ویرایش:
اسم ها رو aو b میگم تا اتفاق دوباره تکرار نشه:D
سوم ابتدایی مدرسه عوض کردم
با یکی دوست شدم
اسمش a بود
ترم اول بود نمیدونم از کجا به ذهنم رسید دوستمو صدا کردم گفتم اسمتو رو کاغذ بنویس
اونم نوشت و من با قرار دادن یک نقطه روی یکی از حروف اسمشو به b تبدیل کردم که از قضا b اسم یه حیوان وحشی بود
:D
واینطور شد که از سوم ابتدایی تا پیش دانشگاهی ایشون رو با نام b صدا میزدن
شما فرض کن پیش دانشگاهی بودیم به یکی میگفتیم برو a رو صدا کن میگفت اون کی هست؟
میگفتم همون b
خلاصه اگه امسال دانشگاه اونا قبول شم فک کنم خودشو دار بزنه


پ ن :b جان ببخشید بچه بودم خوب:D
 
پیرو بند اول این پست :
روز بعد از این ماجرا یکی از بچه ها ("م") میاد اونجا و منو نمیبینه اونجا
یعد یکی از بچه ها ("پ") که روز قبلش اون "کپی خودم :-" " رو بهش نشون داده بودم
اون فرد رو نشونش میده و میگه که خیلی شبیه منه اون فرد
بعد از چن دقیقه "م"، منو به "پ" نشون میده و با تعجب میگه چقد از علی کپی هست اینجا، اون که اونجاست هم خیلی شبیه علی ه :))
 
یه روز یکی از دوستام اول صبح،موقعی که داشته وارد کلاس میشده،دبیر سر کلاس بوده و خب اینم میخواد یه کمی گلوکز بسوزونه که به دبیرمون میگه : سلام صبحتون بخیر.خسته نباشید...
و وقتی میشینه میفهمه که اول صبح که دبیر کاری انجام نداده که بخواد خسته باشه، و خب ایشون هم اصلن به روی مبارکشون نمیارن که سوتی دادن:)):)):))
 
سر کلاس گیاهی بودیم بعد از ظهر بود همه رد داده بودن. بعد داشتیم درباره شکل بذر نارگیل بحث میکردیم. استادمون داشت توضیح میداد.
من: آخی چقد شبیه توپ بولینگه.
بقیه:عه. اره راست میگی!
پرنیان با صدای آروم:بالنگ...
من: توپ بولینگ هم از این سوراخا داره.
پرنیان دوباره: بالنگه... بالنگ.
-پرنیان چیه هی بالنگ بالنگ میکنی؟!
-میگم که اسم اون گیاهه که میگین بالنگه نه بولینگ!
-...
ما:=))
مایکل سیمپسون:|
مربای بالنگ:|
بذر نارگیل:-w
توپ بولینگ:|
 
آخرین ویرایش:
تو خیابون یه ماشین جلوم نگهداشت ازین شیشه دودیا فقط شیشه کنار راننده پایین بود من دوتا پسرو دیدم ک گفتن خانوووم ببخشییید منم هول بلند گفتم آقا برو مزاحم نشو و راه رفتنمو تند کردم ک دیدم شیشه عقبم اومد پایین یه خانوم مسن گفت دخترم آدرس میخواستیم منم خواستم ضایع نشم گفتم هرچی اصن شمام مزاحم نشو و دوییدم :| آدم تا کجا میتونه سوتی بده آخه؟
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا