تا حالا سوتی دادین؟؟؟؟؟
خب برا هم همه ما پیش اومده که یه جایی سوتی داده باشیم و بعدش هم ضایع شده باشیم.
خب حالا ببینیم کی جرات داره سوتی خودشو برای ما تعریف کنه؟؟؟؟؟؟؟
ما هم یه خورده بخندیم
تا دلت بخواد سوتی دادم!
1- تیر گاز!!!
2- قسم عباس رو باور کنم یا دم حضرت خروسو؟ (قسم حضرت عباس رو باور کنم یا دم خروسو!)
سوتی یکی از دوستان: ببخشید رادیکال یک چند میشه؟؟؟ (باحالتی که برای اسکل کردن معلم به کار میره اینو گفت)
یکی از بچه خر خون های کلاسمون با دوستش تو زنگ نهار نشسته بودن 30 دقیقه به این فکر کردهبودن که چه جوری میشه رادیکال یک رو رسم کرد.
بعد از زنگ با حالتی که انگار می خواد مچ بگیره گفت ببخشید رادیکال یک چی میشه؟
--------------------------------------------------------------------------------
یادم نمی یاد؟
Slience تو که ماشا الله افشا گری زیاد می کنی چیزی یادت نمی یاد؟
يادم معلم در مورد تياتر(!) خياباني توضيح ميداد من با يه حالت متفكرانه گفتم حالا كجاي خيابون اجرا ميشه؟!(توضيح:تياتر خيابوني يعني هر تياتري كه روي صحنه نباشه)
سلام
من یه عضو جدیدم
داشتم وبلاگو می خوندم که یهو...دیدم من با بقیه فرق می کنم
آخه من تو بچگیم نه کسی چیزی بهم گفته که حالا یادش بیفتم،نه اتفاق خاصی برام افتاده... ???
نمی دونم شما ها مثل من هستید یا نه؟
به هر حال خیلی ناراحتم که دوران سمپادی بودنم نصف بیشترش گذشته...یاد قبلنا که می افتم هم می خندم هم گریه می کنم...
بذارید یه خاطره بگم
یه بار یه بازرس اومده بود مدرسه...بعد ما ریاضی داشتیم...آقا این اومد تو کلاس ما...ایستاد جلوی پنجره...از پشتش نور می خورد تو صورت من و بغل دستیم سیاه می دیدیمش...بعد فک می کردیم داره یه طرف دیگه رو نگاه می کنه هی بهش می خندیدیم...حالال نگو ما رو داشته نگاه می کرده
حالال سوتی های ما به کنار...معلمممون دستاش پای تخته می لرزید...دیدین داشت اون صحنه...
نه! اتفاقا اصلا بی مزه نبود!!! واسه من که از این چیزا زیاد پیش اومده! 2، 3 باری شده که جلوی شیشه ی مغازه و بانک وایستادم و روسریم رو درست کردم، بدون این که حواسم باشه از پشت شیشه دیده میشم!!! سوتی ها رو حال میکنی؟؟؟!!!! حالا الان بیشتر دقت میکنم!
من اونقد سوتي دادم كه نمي دونم كدومو بگم.نود در صد زندگي من با سوتيو مسخره بازي ميگذره.
مثلا" يه بار سال سوم راهنمايي كتاب يكي از بچه ها كه اونوره كلاس نشسته بود دست من بود ازم كتابرو خواست منم از اينور پرت كردم نگو تو اين حين معلم اومده كلاسو كتاب درست خورد به صورتش :-\ بعدشم ديگه ....
يه بارم من اصلا" بلد نبودم سوت بزنم سر كلاس همه ساكت نشسته بوديم معلم پاي تخته درس مي داد منم يهو شيطونيم گل كرد خواستم يه تمرين سوت زدن بكنم از شانس من يهو صداش درومد...
آخ!!! سوتی :P
یه بار ماه رمضون بود،مدرسه مون واسه افطار دعوتمون کرده بود.کلاس ما هم قرار بود سالاد درست کنه.
ما سالاد رو درست کردیم و کلی هویج رنده شده اضافه اومد،گفتیم اینا رو چی کار کنیم؟بریزیم روی سر یکی از بچه ها!
قرار شد یکی بره این دختره رو صدا کنه و ما پشت دیوار قایم شیم و تا این اومد،هویج بریزیم روش
ما صبر کردیم و تا سایه ی طرف رو دیدیم هرچی هویج بود ریختیم طرفش،ولی از قضا طرف اون دختره نبود، برنده ی مدال طلای المپیاد ریاضی بود که دعوت شده بود مدرسه تا با بچه ها المپیاد کار کنه.
ولی خدایی با جنبه بود چون قیافه ی ما رو که دید،بعد به هیکل هویجی خودش زل زد و یهو قاه قاه خندید