- ارسالها
- 2,103
- امتیاز
- 5,606
- نام مرکز سمپاد
- شهید قدوسی (ره)
- شهر
- قم...قم...قم
- دانشگاه
- تهران
- رشته دانشگاه
- مهندسی مالی
پاسخ : سوتیها
امروز هم دوتا سوتي باحال!
يه كلاس د اريم به اسم "تاريخ امامت" . استادش حوصله تاريخ گفتن نداره، گفته شبهه بگيد جواب بدم
(استادش روحانيه! :-& )
من پرسيدم در مورد اينكه از كجا معلوم كه اعتبار اين تاريخايي كه ما داريم درست باشه؟
اونم گفت كه خب هر كسي كه نمياد بنويسه. بالاخره يه ادم درست حسابي مياد توي هر زمينه اي فعاليت ميكنه. وگرنه ادمي در زمينه ي غير تخصصيش كار نميكنه!
منم كه عصباني بودم از اينكه استادمون آخونده، گفتم:
هه. وقتي هر نفهمي از در مياد تو يا ميشه استاد يا ميشه رئيس د انشگاه، اين چه حرفيه كه ميزنيد؟؟؟
يهو دوزاريم افتاد چه سوتي اي دادم. گفتم مثلا توي دانشگاه فلان جا، رهبراي شيطان پرسي استاد و رئيسشن

-------
اين يكي يه خورده مشكل اخلاقي داره.
سر همون كلاس، استاده داشت اشكالات اعراب جاهلي رو ميگفت. گفت ازدواج هاشون چه وضع افتضاحي داشته
يه مدل بوده كه همسرشون رو ميدادن به يه مرد قوي ، كه مثلا بچه شون قوي به دنيا بياد
#-o
بعد بچه ها نفهميدن، اومد توضيح بده.
گفت مثلا من ميام زنمو ميدم يه اين آقا ( اشاره كرد به يكي از بچه ها) ، بهش ميگم يه بچه قوي بم بده!! :-\
همه خنديدن،اما يارو نفهميد چرا خنديديم. آخرش گفت نگران نباشيد، قرار داد مينوشتن

امروز هم دوتا سوتي باحال!
يه كلاس د اريم به اسم "تاريخ امامت" . استادش حوصله تاريخ گفتن نداره، گفته شبهه بگيد جواب بدم
(استادش روحانيه! :-& )من پرسيدم در مورد اينكه از كجا معلوم كه اعتبار اين تاريخايي كه ما داريم درست باشه؟
اونم گفت كه خب هر كسي كه نمياد بنويسه. بالاخره يه ادم درست حسابي مياد توي هر زمينه اي فعاليت ميكنه. وگرنه ادمي در زمينه ي غير تخصصيش كار نميكنه!
منم كه عصباني بودم از اينكه استادمون آخونده، گفتم:
هه. وقتي هر نفهمي از در مياد تو يا ميشه استاد يا ميشه رئيس د انشگاه، اين چه حرفيه كه ميزنيد؟؟؟

يهو دوزاريم افتاد چه سوتي اي دادم. گفتم مثلا توي دانشگاه فلان جا، رهبراي شيطان پرسي استاد و رئيسشن

-------
اين يكي يه خورده مشكل اخلاقي داره.
سر همون كلاس، استاده داشت اشكالات اعراب جاهلي رو ميگفت. گفت ازدواج هاشون چه وضع افتضاحي داشته
يه مدل بوده كه همسرشون رو ميدادن به يه مرد قوي ، كه مثلا بچه شون قوي به دنيا بياد
#-oبعد بچه ها نفهميدن، اومد توضيح بده.
گفت مثلا من ميام زنمو ميدم يه اين آقا ( اشاره كرد به يكي از بچه ها) ، بهش ميگم يه بچه قوي بم بده!! :-\
همه خنديدن،اما يارو نفهميد چرا خنديديم. آخرش گفت نگران نباشيد، قرار داد مينوشتن





(البته ما به حد كافي شيطوني ميكنيم كه خودمون جونمون در مياد
)





