• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز تو آموزشگاه رانندگی منتظر مربیم بودم که بریم کلاس فرمان!
مربیم خیلی دیر کرده بود!
زنگ زدم بهش میپرسم کجایی؟
میگه تو پمپ بنزینم!
منم میدونستم که دروغ میگه،خوابش برده بود تو خونش بود!
خواستم ضایش کنم و دروغشو دربیارم،ازش پرسیدم اگه تو پمپ بنزینین،کو بوی بنزین؟!!!!

من: :-[ :-\ ^#^
مربیم: :)) =)) =)) :)) :)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه روووز صب رفتم نونوایی ...تقریبا شلووغ بوود...خلاصه ما پش سره یه پیره زنه بووودیم .خیلی عرق کرده بوود بنده خدا معلووم بوود داره خیلی بش فشار میاد ..
خلاصه از شانسه بده این بنده خدا تا نوبتش شد شاتر گف باید صبر کنین یه 20 دیقه...بنده خدا پیره زنه ...
هموونطور شاترا مشغوول حرف زدن و چایی خوردن بوودن که یهو پیره زنه گووووزید... :)) :)) بنده خدا شاترا خودشوونو زدن به نشنیدن گفتن شاید مشکل داشته..که ناگهان پیرزن سرشو با افتخار بالا گرف و با کمال خووونسردی گف:(( والا پدر سووخته ها با ای نووون پختنشووون)) =)) =)) =)) اقا اینو که گف نوونوایی ترکید ..خودشم خندش گرفته بووود...(ببخشید یه زره بی ادبی بووود)
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابای دوستم با همکارش رفته ترکیه دوستم میخواست بهش میگه:بابا تو هتل تخت دونفره گرفتید؟
همکارش مرد بود!!! =))
بابای دوستم گف:کره خر!مگه زن بود ک با هم رو یه تخت بخابیم!!!! =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

ی زمان شایعه شده بود از استخر ارمغان فیلمه زنان شناگر پخش شده
بعد مادر بزرگم خیلی میرفت اون استخره گف خدارو شکر ما کلاه سرمون بود حجاب داشتیم
=))
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو آژانس داشتم با رانندهه حرف میزدم یهو گوشیم زنگ زد
به رانندهه گفتم ببخشید یه لحظه گوشی =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

صحنه اول - ساعت 4:06

داشتیم با خواهرمون دعوا میکردیم

بابام ما رو گرفته بود مامانمونم خواهرمون رو

ما یه صحنه در رفتیم از دست بابامون

اومدیم یه سیلی جانانه به خواهرمون بزنیم

بی مروت جا خالی داد خورد تو صورت مامانمون

صحنه دوم - ساعت 4:08

سروش کو؟!

سروش خوابه
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه دفعه سر صف بودیم! معاونمون داش حرف می زد! بچه هام ترکونده بودن بس که گروه درس کرده بودن سر صف و با هم حرف می زدن!
یهو معاونمون عصابش خورد شد گف : خیلی ببخشیدا ، ولی من همتونو از پشت می شناسم :))

*می خواست بگه که اونایی که پشتشونو به من کردنو می شناسم یا بگه من همه رو می شناسم حتا اگه پشتشون به من باشه، ولی خوب طوری گف که همه خندیدین :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم اومده حلیم بخوره میگه اِاِاِاِاِاِاِاِاِه چه شوره ;D بعد میگه =)) بجا شِکَر ،نَمَک اورده ;D :-"
:-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

یبار زنگ زدم ۱۳۳ گفت فامیلتون گفتم حقیقی، گف میاد خدمتتون
قط کرد
دوستم گف دیدی گفتم جهانی شدی=))
آدرس نپرسید احمق:دی
 
Back
بالا