• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز که نزدیک سال نو بود کلاس ها طق ولق شده بود .تعداد ماهم کم بود. رفتیم توی دفتر ور دل مدیر و معاوناش نشستیم.

دیدیم یه خانومی نشسته تو دفتر مدیرمون که مارو دید گفت : شما اینجا چیکار می کنید ؟برید سر کلاس معلمتون منتظره :^o.ماهم شروع کردیم به قسم خوردن واینکه خانوم باور کنید معلممون نیست. ^#^

بالاخره رفتیم تو کلاس دیدیم معلم نیست.اومدیم که بریم دفتر ،دیدیم یکی از معاونا داره میاد پیش ما .......
اومد گفت :آبرومون رو بردید اون خانومه بازرس ادارس ................. :)) :)) :)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از meli :
عه من بیشترین کسیم که تو حرف بزن پست دادم X_X :-" ^#^
مگه شما چند نفری ؟؟ :-/ ;D

فکر کنم میخواستی بنویسی : من کسیم که بیشترین پست رو تو حرف بزن دادم :-" ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

وای یه سوتی دادم دیشب
یه پسره رو تو خیابون دیدم فک کردم پسر داییمه (خیلی شبیهش بود خب :-")تازه مامانم فک کرد پسر داییمه
رفتم هی کرم ریختم (از گفتن سخن ها معذوریم ;D)
بعد پسره برگشت گفت خانم مشکلیه
یعنی من :-[
حالا شانس اوردم هنذفری تو گوشش بود وگرنه ابرو برامون میموند
 
پاسخ : سوتی‌ها

توهمایش رزمندگان یارومیخواست ازبرگزیده ها تجلیل کنه
ورداشت گفت آقای کیانا... :))
حالاملت =))
بعد2ساعت طرف اومده جاییزشوگرفته رفته
میگه وایساببینیم دختره یاپسر :))
خیرسرش معاون فلانجا هم بود
سیفی 3روزپیش:ببین عدید من
دمابه عنوان درآمددانت آمودان مدهد...
ترجمش میشه:ببین عزیزمن.شمابه عنوان سرآمددانش آموزان مشهد :))
البته براما که دیگه طبیعی شده
 
پاسخ : سوتی‌ها

با دوتا از دوستام قرار گذاشتم ... اون دوتا با هم بودن منم تو پارک دنبالشون میگشتم
پیداشون کردم گفتم : کجایید ؟؟ ندیدیمت ( اول شخص جمع با ضمیر مفرد ) ( به جا اینکه بگم ندیدمتون)
 
پاسخ : سوتی‌ها

:-[ :-[ :-[
ی بار میخواستم به یکی بگم چرا وسطِ درگاهی وایسادی؟ :P
گفتم: چرا وسطِ در گُهی وایسادی :-[ :-[
آقا شرمنده!!!
ی بار میخواستم به داداشم بگم ی تی شِرتِ شیک دیدم 25000 ت
گفتم ی تی شُرتِ دیدم 25000! :P
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از gisu :
میگم وقتی ارش مجیدی گل زد یاد اون بازی افتادم که با بطری زده بودن کلش.... :)) =))
:-" منظور ایشون فرهاد مجیدی بود ;D :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

ببخشید یکم منحرف فکر کردم
ولیاین سوتی یکی از بچه ها توی یکی از تاپیکای همین انجمنه

دبيرستان تا حالا كه نكردم اما چند بار دادم اما اگه بخوام بكنم از بچه ها نمي گيرم هم اين كه حرفه اي و اينا نيستم

کلی بهش خندیدم خودم
ولی خب ازش عذر خواهی میکنم ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دختر خالم داشت با مامانش دعوا می کرد
بعد یهو برگشت گفت :الان زنگ می زنم مرکز رسیدگی به کودک ازاری
من . خالم :)) :))
رفته زنگ زده
میگه که:سلام اقا ...خسته نباشید ...مرکز رسیدگی به کودک ازاری؟؟؟
مرد: :o
دخترخالم: X-(اقا چرا جواب نمی دین!!!!!؟؟؟؟؟؟/
مرد:خانوم اشتباه گرفتین ...اینجا اتش نشانیه
من و خالم: =)) =))
دخترخالم: :-[
 
Back
بالا