دوستم میره دم در دستشویی معلما، که یه برگه چسبونده بودن رو در ،جذبش میشه شروع میکنه به خوندن، یهو یه معلمی در رو باز میکنه که بیاد بیرون، این دوست منم هول میشه میگه خسته نباشید!
بعد از چند ثانیه که میفهمه چی گفته کلاً رنگش عوض میشه.حیف اونجا نبودم ببینم عکس العمل اون معلمه چی بوده؟!
علی از شیراز برگشته بود بعد داش باسمون از جاهای تفریحی و ... میگف(اشتبا فک نکنین ؛فقط درس میخونه تو دانشگاه )
بعد میگف آقا رفتیم دروازه خیابونِ فلان و ...بازارِ فلان و پارک فلانو ...
بعد یهو رفیقم پرسید : علی شیراز بودی سی و سه پل هم رفتی؟
***
طفلی علی اینقد زیرِ فشارِ ک میگه:
میانِ کنکور و کانون قلمچی هیچ ارتباطی نیس ب جزِ یک دره ی عقیم(ما ها بش میگیم عمیق )
***
داشتيم سر ديني بحث ميكرديم، منم با حرارت فراوان داشتم سخنراني ميكردم، اومدم يه قسمتي از كتاب "دو قرن سكوت" رو نقل قول كنم (درباره دوقرن اول اسلامه) برگشتم گفتم "صد سال تنهايي"
يكي از بچه ها گفت:"همون كه گابريل گارسيا ماركز نوشته؟ "
من: نه نه، من يه صدسال تنهاييِِِِِِ ديگه رو ميگم!
بابام عادت داره سر کارم میذاره گفت چارشنبه 1 رو تعطیل کردن
رفتم به همه گفتم اخبار اعلام کرده تعطیله!
به دوستام و فامیلام گفتم اونام به دوستا و فامیلاشون گفتن بعضیا که بلیط گرفتن از فرصت استفاده کنن برن مسافرت حتی
دیگه کلا تو مدرسه شایعه کردم و معلمام باور کردن حتی
فقط منتظرم به گوش وزیر برسه واقعا تعطیلل شه وگرنه شاید گوشمالی داده بشم
اصن از من چیزی شنیدین مگه؟
------
پ.ن1: چهارشنبه مصادف با 11 بهمن روز بعد از میلاد پیامبر، بین التعطیلین می باشد