• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تقلب

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

تا حالا تقلب كرديد؟

  • بله

    رای‌ها: 1,450 94.3%
  • خير

    رای‌ها: 87 5.7%

  • رای‌دهندگان
    1,537
پاسخ : تقلب

پارسال (دوم تجربی)یه دبیر دینی داشتیم اصن این همیشه و در هر حالتی این شکلی بود :)
ما هم که سوء استفاده گر ;D
من به جرئت میتونم بگم یه بار در طول سال (به جز امتحان ترم)دینی نخوندم...همیشه هم دینییم 20 بود!
یه بار امتحان داشتیم من و دوستم از میز اول کوچ کردیم میز سوم ...منم کتاب باز کردم 20 تا سوالو از رو کتاب نوشتم بدون اینکه حتی جمله ها رو عوض کنم !
هی در اون حین که من کلم زیر میز بود داشتم تند تند ورق میزدم برمیگشتم معلممو نیگا میکردم میدیدم داره اینجوری :)نیگام میکنه....منم که پررو اینجوری :)نیگاش میکردم به کارم ادامه میدادم :-"
----------------------------
یه بارم میز اول بودیم من میترسیدم تقلب کنم ....سرم رو برگم بود یهو برگشتم بغل دستیمو نیگا کردم دیدم کتاب باز کرده با تفکر به کتاب نیگا میکنه هی چند صفه میزنه عقب چند صفحه میزنه جلو ...
یهو برگشت گفت :مهرناز جواب این سواله کدوم صفحه بود؟
یعنی معلمه اولین بار بود حالتش از این :)به این X_X تغییر کرد ;D
 
پاسخ : تقلب

معلم شیمی ازمون یه امتحان گرفت گفت دونفریه
ما دو نفر دو نفر شروع کردیم
بعد با صدای بلند مثلا از بقل دستیمون می پرسیدیم که جواب چی می شه؟
بعد جلویی انگار واسه بقل دستیش تضیح می داد کم کم شدیم 4 نفره
همین طور ادامه دادیم تا به اینجا رسیدیم که یه نفر سوالارو می خوند هر کی بلد بود جواب می داد معلمه هم اسکول
بد دیدیم هنوز یه سری سوال رو بلد نیستیم رفتیم به بهانه ی پیدا کردن کاغذ کتاب رو گشتیم
معلمه هم غات زده بود گفت یکی بیاد پا تخته جوابارو بش بگم بنویسه
ما همه ^#^ ^#^ ^#^ :-" :-" :-" :-"
معلمه :-w :-w :(( :-w :-w
بد همه جوابا رو گفت ما هم نوشتیم بد برگه ها رو جمع کرد ;D
 
پاسخ : تقلب

تقلب گروهی که فراوون!
مخصوصا مواقعی که معلم گرامی اسکل تشیف داشته باشن ;D
به طوری که آخراش هر کی از کلاس می ره بیرون هرچی تفلب رو تیکه های کاغذ نوشته میذاره رو میز اول و می ره بیرون ;D و خوشا به حال میز اولی ها :))
 
پاسخ : تقلب

تقلب که فراوون
یه معلم زیست اقا داشتیم خداییش خیلی اسکول تشربف داشت این وقتی از ما امتحان می گرفت می خواستیم حواسشو پرت کنیم می گفتیم اقا مثل این که تو سالن با شما کار دارن هیچی دیگه می رفت سالن بی خبر از این که سر کاره ما هم تو این فاصله ورقه هامونو عوض می کردیم
نو یکی از امتحانا هم ورقه ی دوستم که دست همه یه دور چرخیده بود گم شد معلم که اومد ورقه ها رو بگیره فهمید ولی به روی خودش نیاورد =))
 
پاسخ : تقلب

چشمتون روز بد نبینه سر میترم کلاس زبان برگه پاسخنامه دوستمو برداشتم اونم اصلا حواسش نبود بعد یهو وسط کلاس داد زد برگم کو ؟ داشت دنبال برگش میگشت منم گفتم ا هدی برگت دست منه !!!!!!! معلمه فقط خندید !
 
پاسخ : تقلب

یه بار سر امتحان شیمی بود فک کنم من دوستم جفتمون سر یه سوال شک داشتیم
ما اصولا تو امتحانات که تو کلاس برگزار میشه بچه ها از رو برگه هم میبینن از هم سوال نمیپرسن
بعد دوستم جواب سوال که تستی بودو از من دید منم از رو اون
بعد که امتحان تموم شد معلم جواب هارو گفت
من به دوستم دمت گرم سوالو از رو تو دیدم
اونم به این حالت :-w
بعد من شدم 20 اون شد 19.5
جوب سوالو درست زده بود از رومن که دید غلط کرد
 
پاسخ : تقلب

راهنمایی امتحانی نبود که من و گروه دوستام تقلب نکرده باشیم!
ولی دبیرستان یه ذره اصلاح شدم!!!
یه دفعه دوستم امتحان دینی داشتیم ، از روی کتاب همشو نوشت 18.5 شد.منم نخونده بودم . از رویکتابم ننوشتم شدم 19.5!!! ;D
 
پاسخ : تقلب

يه معلم كامپيتر داريم معروفه به ضبي(مخفف ضبيح اله،اسمشه)اوشكول
يعني يه بار سر كلاسش امتحان زبان فارسي داشتيم در حدي تقلب كرديم معلم زبان فارسيمون بعدا كه سولارو تصحيح كرد گفت تو كلاس خالي هم نميشه ايندر تقلب كرد بنده خدا فكش چسبيده بود كف زمين!!!
 
پاسخ : تقلب

اصن یه معلم ریاضی داشتیم....در حد چی اسکول!!!!! ;D
ینی میگم اسکول!!
آقا ما توکلاس این هر کاری کردیم!!!!!
طرف واستاده بغل دستم!!دارم با کناریم چک نویس عوض میکنم!!! هیچی نمیفهمید!!!!!!!!
هیچیییییییییییی!!!!!! ;D
اصن در حد جلبک!!! ;D
 
پاسخ : تقلب

يه معلم رياضي داشتيم تقلب مي گرفت خدا! از تو شيشه ي ساعتش يه بار داشته كلاس رو ديد ميزده، كه تقلب مي گيره! يه بار هم مثلا داشته از پنجره بيرونو نگاه مي كرده كه تقلب گرفته!
معلم اجتماعيمون ولي به طور مستقيم تقلب مي گرفت. خيلي تيز و قيافه شناس بود!
يه معلمي هم داشتيم كه چشماش انحراف داشت. به تو نگاه مي كرد با كناريت صحبت مي كرد! هيچ كس سر كلاسش جرئت نمي كرد تقلب كنه، چون معلوم نبود الان داره كجا رو مي بينه!
يه بار معلم ديني اومد امتحان بگيره و من چون دستم شكسته بود امتحان نمي دادم. كتاب رو باز كردم و جواب همه ي سوالا رو از روي متن كتاب به دوستم گفتم. آخرش هم يه جند بيت شعر تو كتاب بود، اونا رو هم براش نوشتيم!
امتحان ادبيات بود نوبت دوم. همه ي نيمكت ها رو چيده بودن تو راهرو! هر 2 متر هم يه مراقب! كسي نمي تونست جنب بخوره. شگرد بچه ها اين بود كه كتاب و جزوه زير لباس مي بردن توالت جاسازي كي كردن،بعد سر امتحان دلشونو مي گرفتن و بالاخره هر امتحان 6-7 نفر اجازه ي ورود به توالت رو كسب مي كردن! اما ازين حركتا اصلا به استيل ما نمي خورد. آقا تو سالن امتحانا كتاب باز كردم! واي چه استرسي! خيلي حال مي داد. كلي هيجان داشت! حالا جاي جواب رو هم نمي دونيم كجاست! هي ورق بزن. بالاخره نوشتمش. هنوز مزش زير دندونمه! اين ريسكي ترين تقلب زندگيم بود!
امتحان كامپيوتر رو هم نمي نويسم چي كار كرديم كه براي مدرسه زشته!!!!
 
Back
بالا