اولین تقلبم اول دبستان بود سر املا یه کلمه رو نمی دونستم از رو بغل دستیم دیدم
حس خوبی داشت
همیشه بعد از هر تقلبی به خودم افتخار می کنم آخه وقتی یه کاری می کنی و معلم نمی فهمه واقعا حس خوبیه
کلاس چهارم سر امتحان جغرافیا دیدم بغل دستیم کتاب باز کرده داره جوابا رو از رو اون مینویسه منم از اون یاد گرفتم و چون یک سوالو بلد نبودم از رو کتاب نوشتم.خیلی حال داد
قبل مدرسه؟! اونو که یادم نمیاد ولی اول دبستان رو قشنگ یادمه اولین جلسه ی املا بود، بعد این خانومه گفت "کاما" بعد نمیدونستم این چی میگه یعنی اون رو به نام"ویرگول" میشناختم! و خیلی شیک به بغل دستیم نگاه کردم ...