• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کافه پیانو

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sampadik
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

Sampadik

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,666
امتیاز
7,045
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تــهران
نظرتون راجع به این کتاب چیه؟؟
 
پاسخ : کافه پیانو

farhad_jafari.jpg


کافه پیانو نویسنده فرهاد جعفری
ناشر نشر چشمه
نوبت چاپ بیست و پنجم
نخستین چاپ ۱۳۸۶
آخرین چاپ تابستان ۱۳۸۸
تعداد جلد یک
شمارگان ۲۵۰۰ نسخه
تعداد صفحات ۲۶۶
موضوع درام
کتاب‌خانهٔ ملی ایران ۱۱۵۳۱۴۸
شابک ۸ - ۱۱۴۳ - ۰۴ - ۹۶۴ - ۹۷۸



کافه پیانو نام کتابی از فرهاد جعفری است. این کتاب اولین بار در سال ۱۳۸۶ توسط نشر سرچشمه چاپ شده‌است. این کتاب اولین نوشتهٔ فرهاد جعفری است.


داستان
داستان با بیان عقاید نویسنده درباره لباس و کفش خوب و تاثیر آن بر انجام کار بزرگ آغاز می‌شود. نویسنده شخصیت اصلی است و داستان برشی از زندگی او و دخترش گل گیسوست در فاصله جدا شدن از همسرش و تهیه مبلغ مهریه.

سبک نوشتن
داستان به صورت اول شخص روایت می‌شود. اکثر شخصیت های داستان واقعی هستند مانند راوی که خود نویسنده می‌باشد، گل‌گیسو دختر نویسنده و همایون دوست نویسنده. و به همین صورت بیشتر اتفاقاتی که در کتاب می‌افتد منشا حقیقی دارند. هر فصل کتاب مشتمل بر روایت اتفاقاتی است که در بازهء زمانی کوتاهی (در حد یک‌روز) برای راوی اتفاق می‌افتند. زمان داستان به صورت خطی پیش نمی‌رود ولی داستان در فاصله زمانی بین جدا شدن راوی از همسرش و تهیه مبلغ مهریه اتفاق می‌افتد.
 
پاسخ : کافه پیانو

بچه یکی یک تیکه کوچولو از متنش رو میذاره؟
اگر جالب بود خدارو چه دیدی شاید ماهم خریدیمش
 
پاسخ : کافه پیانو

کلا داستانش قشنگه اما آخرشو افتضاح تموم میکنه!
 
پاسخ : کافه پیانو

به نقل از کیمیا.پ :
کلا داستانش قشنگه اما آخرشو افتضاح تموم میکنه!
منم موافقم!اصن من با آخر داستانای ایرانی اصلا خوشم نمیاد!
به نقل از HHH :
بچه یکی یک تیکه کوچولو از متنش رو میذاره؟
اگر جالب بود خدارو چه دیدی شاید ماهم خریدیمش
. رفتم سراغ نامه ی علی. که نوشته بود: خیلی عجیبه. دیگه نه فیلم، نه رمان، نه موسیقی؛ هیچ کدوم حال سابقو بهم نمی ده و معلوم نیست چه مرگم شده. تو چی فکر می کنی؟
برایش نوشتم:
خدا بیامرزدت. کارت تمام است بچه. دلت زن می خواهد. یعنی داستانش این است که هر مردی، یک وقتی می رسد به این جا که دیگر هیچ چیز حال سابق را بهش نمی دهد و خودش نمی فهمد که این حس تازه و غریب از کجا آب می خورد. معنی روشن و خودمانی ِ همچین وضعیتی این است که طرف دلش یک بغل ِ گرم می خواهد که مال خودش باشد. یعنی کار با فاحشه یا تک پرانی چیزی هم پیش نمی رود. فقط یک زن و آن هم مال خود ِ خودت؛ دوباره ردیفت می کند. وگرنه هیچ بعید نیست کارت به دیوانگی هم بکشد. یعنی اگر بخواهی مانعش بشوی؛ چیزی نمی گذرد که عقلت ضایع خواهد شد.
اما یک راهی هست که می توانی سر این بحران که من اسمش را گذاشته ام « بحران ِ بغل ِ گرم ِ مال ِ خود ِ آدم» شیره بمالی و برای چند سالی دست به سرش کنی.
آن هم این است که هر طور شده ضعیفه ای را گیر بیاوری. خفتش را بچسبی و برای دو سه ماهی صیغه اش کنی. البته مراقب باش کاری دست خودت یا زنک ندهی...
این تیکه کپی پیست خالص بود! ;D :-"
خب من اون تیکه هایی رو که دوس دارم(مثلا اون فصل"تو هیچ وقت براش گریه نکردی.کردی؟"و چن تا دیگه!)رو تو نت پیدا نکردم و نمیتونسمم بتایپم! #-o
 
پاسخ : کافه پیانو

ارزش خوندن داره چون مثل بقیه رمانهای ایرانی کلیشه ای نیست...
 
پاسخ : کافه پیانو

من خوندمش کتاب خوبیه برای اینکه به ما بفهمونه زندگی میتونه خیلی متفاوت باشهخ یعنی من اینو ازش گرفتم
 
پاسخ : کافه پیانو

به نظر من جااالب ترین نکته در مورد کتاب این بود که نویسنده خیلی خیلی به ریز ترین جزئیات آدما و اتفاقات و حتی اشیا دور و برش دقت میکنه!!!و اینکه خیلی رک و بی پرده منظورشو میرسونه!
اینو از متن کتاب نوشتم:
ازم پرسید:اگه یه داستان بلند نوشته بودی جمله ی طلاییش چی بود؟
یه کم که فکر کردم گفتم:شاید این ((اگر میبینید کسی کار بزرگی نمیکند،برای این است که لباسی ندارد که بهش تکلیف کند؛یا اساسا آدم کوچکی است)).شایدم اینکه ((خوب نیس آدم با عروسکش طوری رفتار کنه که انگار فقط یه عروسکه؛دل ندارهو نمیتونه نفرینش کنه.از قضا؛آه شون خیلی ام دامنگیره)).
 
پاسخ : کافه پیانو

دیشب بعد عمری نشستیم کتاب غیر فانتزی بخونیما!!!!!!!!!! B-)
بعد رفتیم کافه پیانو را باز کردم شروع کردم به خوندن!
از اولاش خوشم اومد بعد رسیدم صفحه 41 (اونایی که دارنش یه نگاهی به این صفحه بندازن!) دیدم مردک پررو(فرهاد جعفری) به بازیکنان ARSENAL >:D< توهین کرده! X-( X-( X-( X-(
میخواستم کتاب را پاره کنم دیدم ماله بابامه ;D
تازه مثه اسکلا اومده میگه منچستر یونایتد :-& :-& :-&عالیه و خوبه !
هیچی دیگه پرنش کردم کنار اومدم تو نت ولی با این حال به غیر از این مورد کتابه خوبی بود! ;)
 
پاسخ : کافه پیانو

خواستم پست قبلو ویرایش کنم دیدم نداره پس گیر ندین 2 پست پشته شر هم دادم! ;)
به نظرم کتابه بسیار خوبی بود و نویسنده تو نسته بود عقایده شو بگه!
اول داستان خیلی خوب آغاز میشه و در خیلی از جاهاش جملات خیلی قشنگی به کار میبره ( بعدا تایپشون میکنم الا حسش نیست)
یه قسمتیش که در باره آهنگ فرنگیس سیاوش قمیشی و فرهاد تو فکره یک سقفم میگه خیلی حال کردم!
خز ترین قسمتشم صفحه ی 41 هست! X-( ;) :)) ;D
 
Back
بالا