• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آخرین کتابی که خوندید؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سیاوش
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اِما
از جین آستین
به نظرم خیلی جالب بود.
در مورد دختری به اسم اِما است که خیلی خیال پردازه و برای همه ی اطرافیانش شخصی رو انتخاب می کنه.
و خودش هم کلا اعتقادی به ازدواج و... نداشت و نمی خواست ازدواج کنه.
داستان از زبان سوم شخصه ولی خیلی روان و شیوا.
 
بیست و سه قصه لئون تولستوی ترجمه همایون صنعتی زاده
داستان هاش به زبان ساده بود هم سر داشت هم ته داشت. به قول پشت این کتاب مثنوی مولوی در فرهنگ روسه.
اگر از خوندن کتابای سنگین که هیچی ازش نمیفهمید خسته شدید برای استراحت این کتاب رو بخونید.
 
تهوع از ژان پل سارتر
کتاب درواقع یه جورایی دفترخاطرات شخصیت اصلی هستش که بیشتر یه فرد انزوا طلبه
این ادم در برخوردش با اشیا متوجه میشه که یه نوع احساس تهوع نسبت بهشون داره
در طول روند کتاب کم کم دیگه نگاه ابزاری به وسیله ها نداره ویک نوع موجودیت برای اونا قائل میشه

درکل کتاب قشنگیه توصیه میکنم اگر تونستید مطالعه بکنیدش
 
جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ رو امروز خوندم.
هدف نویسنده این بود ک بگه ب ندای درونیمون به ارزوهامون ب بلندپروازیامون بها بدیم و نخوایم ک مثل بقیه باشیم. بدون فکر راه بقیه رو نریم. ب کمال فکر کنیم. ب نهایت هرچیز... ک اگر دنبال خواستمون نریم روحمون اروم نمیگیره.
 
چه کسی پنیر مرا جابجا کرد اثر دکتر اسپنسر جانسون رو امروز خوندم.
راجع ب کنار گذاشتن ترسامون و رفتن به دنبال اهدافمون بود.
من هم مثل مایکل(یکی از شخصیتای داستان) از این سوال خوشم اومد; اگر نمی ترسیدی, چه کاری انجام میدادی؟
 
قمارباز
داستایوسکی
خداییش مترجم خیلی تاثیر داره، دفعه قبل از یکی به اسم آرمان خ.ندم با ایندفعه که از آل احمد خوندم زمین تا آسمون متفاوت بود
رو مترجم ها دقت کنید
 
کیمیاگر
پائولو کوئیلو
از بهترین کتابایی که تا حالا خوندم
اهل زیاده گویی و حوصله سر بردن نیست
و هواییم کرده که بزنم زیر همه چیز ولی کاش بیشتر از هوا باشه
 
شهر زامبی
ار ال استاین
ترسناک ولی نه زیاد ترسناک
 
یه کتاب علمی و خیلی کوتاه و همه فهم و واقعا عااالی
به نام : "هفت درس کوتاه فیزیک" از انتشارات "مازیار"

به شدت به علاقه مندان به فیزیک و متافیزیک توصیه میشه :RedHeart
 
کتاب "سیر عشق" از آلن دوباتن
کتاب بسیاز فوق العاده ایه...
ماجرای یک زندگی رو از زمان اشنایی دو نفر تا ازدواج و بچه دار شدنشون میگه و به شدت عالیه
مشکلاتی که تو مسیر ایجاد میشه رو میگه، تو یه سری جاها ریشه مشکلات رو میگه و با خوندنش به نظرم احساس درک متقابل تو آدم تقویت میشه : )
 
کتاب گریه های مسیح
یه داستان تقریباً جنایی که شخصیت اول از مسلمان ها متنفر بود و اتفاقاً یک پلیس فاسد بود.
خب داستانش خوب و جذاب بود ولی پایانش افتضاح بود .
 
کتاب نکلاس نیکلبی
نوشته ی چارلز دیکنز
خوبه بخونینش ضرر نکردین
 
درمان شوپنهاور /اروین یالوم
اگه دنبال رمانی هستین که با خوندنش چیزی بهتون اضافه بشه(یا کم بشه) کارهای اروین یالوم گزینه خیلی خوبین.
کتاب خیلی خوبیه. خوندنش میتونه اروین یالوم رو تبدیل به یکی از نویسنده های مورد علاقتون بکنه.

قسمتهایی از کتاب:
هر نفسی که فرومی‌بریم، مرگی را که مدام به ما دست‌اندازی می‌کند، پس می‌زند... . در نهایت این مرگ است که باید پیروز شود زیرا از هنگام تولد، بخشی از سرنوشت ما شده و فقط مدت کوتاهی پیش از بلعیدن طعمه‌اش، با آن بازی می‌کند. با این همه، ما تا آنجا که ممکن است، با علاقه‌ی فراوان و دلواپسی زیاد به زندگی ادامه می‌دهیم، همان‌جور که تا آنجا که ممکن است طولانی‌تر در حباب صابون می‌دمیم تا بزرگتر شود، گرچه با قطعیتی تمام می‌دانیم که خواهد ترکید.
********************
برترین خرد آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قرار دهیم، زیرا این تنها واقعیتی‌ست که وجود دارد و مابقی چیزی نیست جز بازی‌های فکر. ولی می‌شود آن را بزرگ‌ترین بی‌خردی هم نامید زیرا آنچه تنها برای یک لحظه هست و بعد همچون رویایی ناپدید می‌شود، هرگز به کوششی جانفرسا نمی‌ارزد.
********************
زندگی را می‌توان به تکه پارچه‌ای گلدوزی‌شده تشبیه کرد. هر کس در نیمه‌ی نخست عمر، به تماشای رویه‌ی آن می‌نشیند و در نیمه‌ی دوم، پشت آن را می‌نگرد. پشتش چندان زیبا نیست ولی آموزنده‌تر است زیرا بیننده را قادر می‌سازد ببیند که چگونه رشته‌های نخ‌ به هم پیوسته‌اند.
********************
ما محکوم شده‌ایم تا ابد با چرخ امیالمون بچرخیم: چیزی رو آرزو می‌کنیم، به دستش می‌یاریم و از لحظه‌ی گذرای خشنودی لذت می‌بریم، لحظه‌ای که خیلی زود به دلزدگی ختم می‌شه و بعد بی‌چون‌وچرا آرزوی بعدی و "می‌خواهم" بعدی از راه می‌رسه.
********************
و ....
 
تو یه تاپیک یکی از بچه ها از کتاب مهرگان سرگذشت آب و آتش تعریف کرده بود. منم دانلودش کردم و خوندم. فوق العاده بود.
ادامه ش هم آبانگان و آذرگان هست. یه رمان تاریخی و عاشقانه.
به عنوان یک دختر شدیدا دلم میخواد جای بانو دایانا باشم :D
راستش ولی خیلی حس و حال جومونگ رو واسم تداعی میکرد:D جومونگ ایرانی مثلا:-"
 
در ساعت ۱:۲۵دقیقه ی بامداد کتاب جاناتان مرغ دریایی رو خوندم
اوباش به نظرم مزخرف اومد ولی آخراش مفاهیم عمیقی رو برداشت کردم
خلاصه این که هیچ وقت همچین چیزی نخونده بودم
تجربه ی خوبی بود;;)
 
کتاب ارواح رو بیش از ده مرتبه خوندم. تله ی مرگ و ده بچه زنگی از اگاتا کریستی و ماسک نفرین شده وسال نو با آدمک زنده از ال ار استاین که خیلیی ترسناک نبودن (:
 
تو یه تاپیک یکی از بچه ها از کتاب مهرگان سرگذشت آب و آتش تعریف کرده بود. منم دانلودش کردم و خوندم. فوق العاده بود.
ادامه ش هم آبانگان و آذرگان هست. یه رمان تاریخی و عاشقانه.
به عنوان یک دختر شدیدا دلم میخواد جای بانو دایانا باشم :D
راستش ولی خیلی حس و حال جومونگ رو واسم تداعی میکرد:D جومونگ ایرانی مثلا:-"
نویسنده کتاب بهار برادران از بچه‌های دبیرستان فرزانگان ۳ تهران بوده!
 
بیاین بمن تبریک بگین بعد از هفته ها بالاخره "عقاید یک دلقک" رو تموم کردم : )
اثر هاینریش بل
راجع ب زندگی شنیر یه دلقک بود ک همسرش ولش کرده و میخواد با یکی دیگه ازدواج کنه و زانوش زخمی شده و هیچ پولی براش نمونده و تنهاست و نمیتونه کار نمایش انجام بده ... از هرکی کمک میخواد جور نمیشه حتی خونوادش با اینکه خ پولدارن کمکش نکردن و اخرش خودش دست ب کار شد و شروع ب ساز زدن تو خیابون کرد... ازش نتیجه گرفتم ک اخرش هیچکی ب دادت نمیرسه فقط خودتی و خودت ک تو هر موقعیتی باید خودتو نجات بدی..چیزی ک بارها تجربش کردم تو زندگیم...همیشه تا خودم دست ب کار شدم و دیگه از کسی انتظار کمک نداشتم سریع تر از اون چیزی ک فکرشو میکردم مشکلم حل شده...
 
کتاب "سباستین" اثر منصور ضابطیان
من منصور ضابطیان رو به عنوان یه مجری میشناختم از برنامه رادیو هفت. اون موقع ها سرم خلوت تر بود و اکثر شب ها که مجری رادیو هفت خوب بود، نگاه میکردم برنامشو. و منصور ضابطیان تهیه کننده (فکر کنم) و شخص اصلی برنامه بود و هر از گاهی مصاحبه میکرد با یه آدم خفن. خلاصه میدونستم یه آدم خفنه، ولی نمیدونستم نویسندست. تا اینکه یه روز تو اینستاگرام دیدم عکس تو جشن امصای کتابشو.
سه هفته پیش به عنوان کادوی تولدم یکی از دوستام براک کتاب سباستین رو گرفت. کلی جلدش رنگی و با سلیقه کار شده بود که باعث میشد ترغیب شم علیرغم چند تا کتابی که تو صف خوندن بودن، برم سراغش. و تو دو روز تموم شد(اونم نصف روز)!
کتاب در مورد صفر ضابطیان به کوباست. اونم آخرین سالی که هنوز با آمریکا رابطشون اوکی نبود و به قول خودش باید به عنوان یکی از آخرین یادگار های یه کشور مستقل و کمونیست و ... میرفته تا ببینتش. نثر روانی داره. شوخی های جالبی داره. عکس های قشنگی داره که چند تا اولش رنگین ولی بقیش برا ارزون دراومدن کتاب سیاه سفیدن. در حدی خوبه که قشنگ حس میکنید رفتید سفر شما هم.
بعد خوندن داشتم با همون رفیقم که هدیه داد صحبت میکردم، گفتم خوب بود و این حرفا. میگفت خدایی الان دوست نداری بری کوبا؟ دیدم راست میگه. جایی که نهایتا با چه گوارا و فیدل(اونم از دور) میشناختم، الان یکی از جاهاییه که واقعا دوست دارم ببینمش.
پ.ن: اگه کسی کتاب خوبی در مورد "چه گوارا" خونده واقعا ممنون میشم بهم بگه:)
 
Back
بالا