پاسخ : گند های دوران كودكی
خونه مادرجونم بودیم من ۴سالم بود
بچه های خالمم بودن
(هم سن و سالیم)
بعدش شب کناره هم رو زمین به ردیف خوابیدیم چارتایی
پسرخالم سابقه شب ادراری داش ،ما ۳تا نه ولی
صب شد بلند شدیم دیدیم همه رو همیم اتاقم بوی جیش میده
مادرجونم فهمید یکیمون جیش کرده نشست گف بچه ها بیاین ی بوس بکنمتون
ما رفتیم بغلش یکی یکی
دید نه همه بو جیش میدن فهمید اونی که جیش کرده رو همه جیشیده

بعد باید پیدا میشد فرده جیش کرده ،اصرار داشتن الکی که پیدا شه :سوت
بعد گفتن تو شلوارامون بو کنن هر کدوم بو جیش میده یعنی اون جیش کرده
یکی یکی میرفتن جلو کشه شلوارو میکشید مادرجونم بو میکرد
کشو ول میکرد
من آخری بودم
" من تو خودم جیش کرده بودما "
بعد رسید به من رفتم رو ویبره گفتم من برم دستشویی؟ :اس
مادرجونم فهمید گف برو حموم بدو بدو

بعد چون همه جیشی شده بودن ۴تایی رفتیم
"تر و خشک باهم میسوزن "