• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع پگاه 1717
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ارسال‌ها
2,779
امتیاز
11,303
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان امین
شهر
اصفهان
مدال المپیاد
یه زمانی واسه شیمی/ نجوم میخوندم
راستش من تجربه نوشتن ندارم... ;D متن نمینویسم، خاطره نمینویسم، کلا هیچی. ادبی هم اصلا نمیوتم بنویسم! راهنمایی 90% مواقع انشاهام عامیانه بود ، سر امتحان های زبان فارسی هم که میگن یه بند بنویسین پدرم در میاد، چرت مینویسم! ولی خب هر چیزی یه شروعی داره دیگه... ;D الان این هم ناخودآگاه بود، در واقع دومین متن طولانیه که واقعا یه جا نوشتمش و ادبی هم هست ;D... زیاد روش وقت نذاشتم، خودش اومد همینطور... سعی شده یکی از مشکلات جامعه گفته بشه توش...:-"
هر نظری دارین بدین ، فقط به کل ذوقمو کور نکنین ;D ;D


میخواهم نشانت بدهم، بیا و ببین. قرارمان امشب بعد از ساعت 10 شب
یک خیابان دراز که میرسد به یک برج کوچک، شب ها خلوت است و چراغ قرمز هم ندارد، پایت را روی پدال گاز فشار میدهی و تا برج دیوانه وار میرانی بعد از آن بپیچ سمت چپ، ، بعد از آن به راست و... همین جا! اصلش همینجاست، از همینجا شروع میشود و به کوچه پس کوچه ها و خیابان های کوچکی که تهشان بسته است ختم میشود.

همین خیابان اصلی هم یک طرفش بسته است، سیل ماشین ها تا تهش میروند و بعد دور میزنن، تفریح شان بعد از ساعت 10 همین است، اوجش تا 11 است بعد از آن... بعدش را نمیدانم... بعدش را من تا به حال نبوده ام که ببینم.

اینجا رقابت سر ماشین است، هر چه مدل بالا تر ، کلاسش بیشتر، کمترینش 206 است، هر چند این هم دیگر کم پیداست، و نهایتش بنز های بدون سقف قرمز و بی ام و های بدون سقف نقره ای. مرفهان بی درد .. نمیدانم... شاید آنها هم دردی دارند که من و تو از آن بی خبریم... سن هاشان از 18 شروع میشود و از 30 بالاتر نمیرود ،هم دختر هست و هم پسر، یک سریشان دارند میروند خانه هاشان، اعصابشان از این همه ماشین که با این سرعت کم میرانند خرد شده، یک سری دیگر هم برای تفریح... خب... دختر ها....ظاهرشان... من قضاوت نمیکنم ولی ظاهرشان مناسب نیست، شده اند شبیه چراغ های چشمک زن که از چند کیلومتری داد میزنند من اینجا هستم، از پوزخندشان پیداست منتظراند یک نفر بیاید شماره بدهد و شماره بگیرد، پسر ها هم... 4 چشمی نگاه میکنند ببینند کدام ماشین دختر دارد. میدانی اینجا نسبت ها مساوی نیست، دختر ها کمتراند، همینش جای بسی خوشحالیست، حداقل نشان میدهد دختر ها بیشترشان ... بیشترشان با این هایی که امشب خواهی دید تفاوت دارند... بیشتر از این نمیگویم، خودت حتما مانند این ها دیده ای دیگر، اگر هم ندیده ای امشب خواهی دید.

پسر ها کله هاشان را جوری از پنجره بیرون آورده اند که انگار از پنجره ی ماشین کناری رفته است تو! اصلا جلوشان را نمیبینند، همین چند شب پیش سر ماشین را کج کرده بود همینطور داشت می آمد و کله اش یک طرف دیگه بود، داشت لهم میکرد! خب جلویت را نگاه کن! سرعتشان کم است، اصلا جلو نمیروند، دارند شماره رد و بدل میکنند و تیکه می اندزاند و... خلاصه میگویم دارند تفریح میکندد. پدرم میگوید: ترافیک فرهنگی! خودت امشب خواهی دید.

دیشب 2 تا دختر سر خیابان ایستاده بودند، یک مرد هم کنارشان، نمیدانم آشنا بود یا مزاحم! ماشین ها یکی یکی می آمدند و کسانی که داخل بودند کله هاشان را بیرون می آوردند که اگر دختر ها با آن مرد نرفتند سوارشان کنند! شاید تو بگویی چه بی شرم! اما من چیزی نمیگویم، من قضاوت نمیکنم، من فقط آنچه دیده ام را برایت میگویم.

همان نزدیکی ها نشسته بودیم...صدای جیغ آمد ، من برگشتم ببینم صدا از کدام طرف است ... مادرم اما واکنشی نشان نداد، هیچ یک از کسانی که آت اطراف بودند واکنشی نشان ندادند. رو به مادرم گفتم صدای جیغ آمد ، گفت شنیدم، گفتم همین؟! گفت از این جیغ و داد ها زیاد میکنند. میخواهند بگویند هستیم، جلب توجه است، با تعجب نگاهش میکردم ، گفتم چون عده ای بی دلیل جیغ میزنند بی تفاوت شده ای؟! اگر جیغش واقعی بود چطور؟! شاید واقعا کمک میخواهد ، شاید دارند بلایی سرش میآورند! اگر من جیغ کشیده بودم چطور؟! چه حسی پیدا میکردی وقتی میدیدی هیچکس اهمیت نمیدهد، به من ؟! نگاهش خیره ماند... گفت... گفت میدانم... حق با توست... با خودم فکر کردم دستی دستی شده ایم چوپان دروغ گو! قربانی مان کرده اند! قربانی تفریحشان شده ایم! مادرم در جواب گفت میدانم، اما نمیدانست، آدم ها فکر میکنند این اتفاق ها هیچوقت برای عزیزان خودشان نمی افتد...


هر شب این ها را میبینم، تو هم امشب خواهی دید ولی... من قضاوت نمیکنم، نمیگویم کارشان درست است یا نه، نمیدانم مشکل از کجاست، نمیدانم این اصلا مشکل است یا نه، من امر به معروف و نهی از منکر نمیکنم! پدرم میگوید وقتی جوان های مملکت اینطوری اند ، چه انتظاری داری؟ بروی جلو بگویی کشور ، آینده ، پیشرفت نمیفهمد! میگویم تفریح نیست، تفریح ندارند، تو یک تفریح دیگر بگو به جای این! میگوید کتاب هم ندارند؟ بروند یک چیزی بخوانند لااقل! یک کار مفید در زندگی شان میگویم: همه اش که خواندن نیست، تفریح هم باید باشد... جوابم را نمیدهد... افکارش جای دیگر است، طوری که به من قضیه نگاه میکنم نگاه نمیکند، او پدرانه میبیند، من بچگانه....

همانطور که از بین ماشین ها رد میشوم و همه ان را پشت سر میگذارم، درست قبل از اینکه همه شان از دیدرسم خارج شوند می ایستم، برمیگردم، نگاهشان میکنم و زیر لب میگویم: مردم کشور من!

امشب تو هم با من بیا، بیا و ببین، اما قول بده قضاوت نکنی، قول بده نروی جلو و نصیحتشان کنی، قول بدی وقتی میبینیشان زیر لب ناسزا نگویی، چپچپ نگاهشان نکنی، قول بده که فقط ببینی و بی صدا پیش خودت فکر کنی و بعد... وقتی از بین ماشین ها رد شدیم و همه شان را پشت سر گذاشتیم ، قبل از اینکه همه شاد از دیدرسمان خارج شوند، بایستی ، 2 تایی به چشمان هم نگاه کنیم و زیر لب بگوییم مردم کشور من!

پس قرارمان امشب، بعد از ساعت 10، منتظرم.
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

ببخشید دیره اما نکاتی رو باید یادآور شد :

اولن : برادران و خواهران اونطرفا با ماشین در اند صفا و صمیمیت در کنار یکدیگر قدم میزنن (اتوبوسا رو زدن شهروند الکترونیک کردن اینم روش!)

دویمن: اونایی که سر خیابون وایمیسن جلب توجه می کنن بی شرمی رو تا آخر رسوندن (دیگه چیزی نگو و چپ نگاه نکن نداره) حتما دزدی و اینا هم میکنن (ما که تهمت نمیزنیم!)

سیمن: این که چیز جدیدی نیست :)

چهارمن: هر کی میگه تو ایران تفریح نیست تفریح رو فقط تو "د ی س ک و " و "ک ا ز ی ن و" و یه جای دیگه میبینه پس مشکل این نیست که تفریح نداریم!!

پنجما : مردم تفریح رو در خرید و چرخ زدن تو خیابونا میبینن مشکل فرهنگ سازیه نه نبود تفریح!

بقیش برا بعدن ;)
----------------------------------------
ولی در کل خوب نوشته بودین ;) بازم از اینکارا بکنید !
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

از همشهريمون به خاطر ياد اوري اين نكات تشكر ميشه


پسره با بي شرمي تموم جلوي مرد ميانسال يا يه زوج جوون پشت چراغ قرمز مزاحم دختر مردم ميشد.....


ماشينه گذاشته بود دنبال 2 تا دختر پياده......(هرچند كمي هم مشكل در ظاهر دخترا بود) اما نه درحدي كه با ماشين دنبال دوتا دختر جوون پياده باشه....فمر ميكنم فقط من شنيدم و ديدم كه اونا مزاحمن....كاري از دستم برنميومد...سه تا كرگدن تو يه ماشين....
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

من خودم اينكاره بودم ترك كردم :(( :-<
ولي اون موقع ها (يكي دو سال پيش) به بدي الان نبود
الان هر پسري رو نگاه كني، چشش تاب ميخوره رو يه دختري كه جلوشه
البته اينم بگم كه دخترا هم كم نذاشتن
و سرو ظاهر نگاه كني انگار خودشون رو آماده كردن برن ساحل تو L.A
بهرام راست مي گفت:(خواهر روسري سرت كن كه من تحريك نشم)
پسراي الان هم خيلي بي حيا تر شدن، ما اونموقع ها چيزي به نام تجاوز به فرد رو نداشتيم، ولي الان پر شده از كسايي كه به زور ............................................ :(( :(( [-( [-(
بالاخره چيكار ميشه كرد
طبق قوانين مملكت همه آزادن
ولي احتمالا اين مملكت اسلامي نيست
اگه اسلام ما الان اينه خدا به داد صد سال ديگمون برسه
(ميدونم لحن نوشتنم خوب نيست، ولي خودمو خالي كردم)
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

من توی جمعشون بودم (یعنی حرفاشونو و انگیزشونو شنیدم ازشون)
خیلی از اینی که به نظر میاد غمناکتره
پریروز 1.5 ساعت گریه میکردم
نوشته هات عالین و جراتت
حالا فهمیدم چرا همه ی نوشته هامو میسوزونم
خیلی خوب بود
و جالبتر:
بعد از دو سه شب همشونو میشناسی
یه سری آدم ...
نمیشه محکومشون کرد
پوچی پرشون کرده :-<
بعد از 11 هم همه میرن باغ یه نفر مهمونی...!
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

به نقل از نمكي :
از همشهريمون به خاطر ياد اوري اين نكات تشكر ميشه


پسره با بي شرمي تموم جلوي مرد ميانسال يا يه زوج جوون پشت چراغ قرمز مزاحم دختر مردم ميشد.....


ماشينه گذاشته بود دنبال 2 تا دختر پياده......(هرچند كمي هم مشكل در ظاهر دخترا بود) اما نه درحدي كه با ماشين دنبال دوتا دختر جوون پياده باشه....فمر ميكنم فقط من شنيدم و ديدم كه اونا مزاحمن....كاري از دستم برنميومد...سه تا كرگدن تو يه ماشين....
به نظرم بیشترش به همینه که مشکل از ضاهره بابا من وعموم رفته بودیم بیرون تو خاقانی 2 تا دختر وایساده بودن بعد هر ماشینی که توش پسر بود جلوشون ترمز میکرد و یه چیزی میگفت اونا هم خیلی راحت می خندیدن یا جواب میدادن همین جوریم وایساده بودن 2 قدم راه نمیرفتن تو حکیم نظامی تا تاکسی بگیرن همون جا منتظر بودن تا بیان سراغشون
من وعمومم با ماشین رفتیم جلوشون بهشون هیچی نمیگفتی می خواستن سوار شن
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

من گاهي وقتا وقتي با خونواده پياده هستيم يا پشت چراغ خطر وايساديم اين صحنه ها رو ميبينم اب ميشم :-[

رومو اونور ميكنم...بهشون ميگم بريم...يا كاري ميكنم متوجه اون منظره نشن كه خودم خجل نشم :-[....نميدونم چرا ;D
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

راستش با کمال پررویی اینا نسبت به کرج خوبه به نظرم ! توی کرج یه پارک هست ( اسمشو نمیگم!) ، توی روز روشن( عصر) هم چشمای آدم گرد میشه ! انواع گشت ها هم از پس این ملت بر نمیان ... حتی گشتیشم دیدم که تیکه میندازه و سر و گوشش میجنبه ( در این گونه مواقع نمیتونم فحش ندم ! )
متاسفم ... به شخصه خیلی از این جور آدما دیدم( حتی تو مدرسه) ... :-< گاهی اوقات این آدما ترحم انگیزن ... از نظر من بیشتر این آدما خیلی حقیرن ...
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

وقتی که کسی "بوق" میزنه، بالاخره بین کسایی که بوق رو میشنون،کسی هست که بخواد تقلید کنه، و کسی هم بالاخره پیدا میشه که واکنش بده به "بوق" !


وقتی "الافی"باشه همین میشه،پوچی و بی سروپایی رو بالاخره با خودش میاره! حالا هرچقدر پلی بیاد تیر این ماشینارو قفل کنه،بنزین گرون شه، بازم این جماعت میرن!

اسمش هم "دور دور" ، شایدم دیده باشین مینویسن "2ر 2ر " . "دور دور"هایی که تو یک مسیر خاص انجام میشه، بدون هدف!البته یه سری هدف هست :|
 
پاسخ : قرارمان امشب، بعد از ساعت 10

خب حتما یا خود دختره خوشش میاد تو چشم باشه یا بعضی وقتا دختره خوبه پسرا کلن کخن !
البت پوشش یه خرده ناجورم خب موثره ! درس باشی صاف میری صاف میای که گرگه شاخت نزنه ! اگم زد دیگه مشکل خود کخ کخ طرفه ! که در این صورت اگه دختره خوب باشه یکی واقعا پیدا میشه که به پسره یه چیزی بگه ! البت امیدوارم !
 
Back
بالا