• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

من با میل به تماشای فیلم هایی میروم که برای شش ساله ها آزاد است، چون در این فیلم ها از لوس بازی های بزرگترها مانند پشت پا زدن به اصول زناشویی و طلاق خبری نیست. در فیلم هایی که زناشویی را به بازی می گیرند یا یکدیگر را طلاق می دهند، همیشه خوشبختیِ یک نفر نقش بزرگی بازی می کند. جمله هایی مثل "عزیزم مرا خوشبخت کن" یا "می خواهی سر راه خوشبختی من بایستی؟" در این فیلم ها زیاد به گوش میخورد در حالی که من خوشبختی را لحظه ای می دانم ، و چیزی که بتواند بیش از یک یا دو و حداکثر سه ثانیه دوام بیاورد خوشبختی نمی دانم.

عقاید یک دلقک - هاینریش بل
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

انسان ها دوستان خود را سختتر از دشمنان خود میبخشند! (متن دقیق نیست!) (از خود نیچه هم هست فکر کنم)





وقتی نیچه گریست- اروین د. یالوم
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

یک افسانه‌ی صحرایی، از مردی می‌گوید که می‌خواست به واحه‌ی دیگری مهاجرت کند، و شروع کرد به بار کردنِ شترش. فرش‌هایش، لوازم پخت‌وپز، صندوق‌های لباسش را بار کرد - و حیوان همه را پذیرفت. وقتی می‌خواستند به راه بیفتند، مرد پرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود.
پر را برداشت و پر پشتِ شتر گذاشت. اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد.
حتماً مرد فکر کرده است : شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.


گاهی ما هم در مورد دیگران همین‌طور فکر می‌کنیم، نمی‌فهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطره‌ای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده.

مکتوب - پائولو کوئلیو
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

-تو و فراز همه چیز پدر و مادرتان هستید، همه چیز.
-من نمی خواهم همه چیز کسی باشم. این جوری دوست داشتن فقط قفل و زنجیره.این پدر و مادرها انتظار دارند حتی وقتی آدم هم می میرد، از آن دنیا اس ام اس بزند که رسیدم.


دستش را از کوله بیرون آورد. باز هم شیرین بود:"ویکتور هوگو می گوید به کسی که دوستش داری، هرگز نگو دوستت دارم.ویکتور هوگو غلط کرده .دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم. "


-گلی جان ،می دانی سخت ترین کار دنیا چیه؟
-چیه پدر جون؟
-دوست داشتن،گلی جان.
-جدی؟
-آره بابا جان،حالا می دانی سخت تر از دوست داشتن چیه ؟
-نه پدر جون.
-دوست نداشتن باباجون،دوست نداشتن.

♡پیش از بستن چمدان♡ مینو کریم زاده♡
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

× نرم‌تر می شد. کوزیمو هم‌چنان شگفت زده بود از اینکه او هرلحظه به حالی درمی‌آمد. به او نزدیک شد. ویولتا یک‌پارچه نرمش و مهربانی بود.

-بگو...
+بگو...

یک‌دیگر را شناختند. کوزیمو او را شناخت و به شناختِ خود نیز رسید، زیرا به راستی پیش از او خود را نشناخته بود. ویولتا او را شناخت و به شناختِ خود نیز رسید، زیرا با آن‌که به خوبی می‌دانست خود چگونه کسی است، چگونه بودنِ خود را تا آن‌ زمان به آن خوبی حس نکرده‌بود.

× و دوباره عشق همان‌گونه طوفانی که خشم، آغاز می‌شد. درحقیقت این هر دو یکی بود اما کوزیمو سردرنمی‌آورد.

-چرا رنجم می‌دهی؟
+چون دوستت دارم.

آن‌گاه او خشمگین می‌شد.

-نه دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم خوشی‌اش را می‌خواهیم و نه رنجش را.
+وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می‌خواهیم؛ عشق را، حتا به قیمتِ رنج.
-پس تو به عمد مرا رنج می‌دهی؟
+بله، برای این‌که از عشقت مطمئن بشوم.

در فلسفه ی بارون جایی برای این‌گونه استدلال‌ها نبود.

-رنج یک چیز منفی ست.
+عشق همه چیز است.



بارونِ درخت نشین/ایتالو کالوینو

بی ربط: اسمِ کتاب به‌شدت دوست‌داشتنی نیست؟ ؛؛‌)
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

من امیدوارم وقتی که مردم یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازه‎ی مرا توی رودخانه‌ای جائی بیندازد. هرجا که میخواهد باشد ، ولی فقط توی قبرستان، وسط مرده‎ها چالم نکنند. روزهای جمعه می ‎آیند و روی شکم آدم دسته‎گل میگذارند، و از این‎جور کارهای مسخـره.
وقتی که آدم زنده نباشد گل را میخواهد چکار؟ مرده که به گل احتیاج ندارد.

ج.د.سالینجر-ناطوردشت
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

وقتي داستان هاي غم انگيز مي خوانيم با شهامت خودمان را در آن موقعيت ها تصور مي كنيم ،ولي به محض اينكه واقعا غصه دار مي شويم ، تازه مي فهمييم تحمل كردن چه كار سختي است

آنه شرلی در گرین گیبلز | ال.ام.مونتگمری
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

هیچ وقت به قصه های دیو و پری اعتماد نکنید.هر قصه ای که با جمله"و از آن به بعد تا آخر عمر با خوشبختی زندگی کردند"چرند است.هیچ پایان خوشی وجود ندارد.آخر هیچ قصه ای،نقطه نیست.زندگی ادامه دارد.همیشه در گوشه و کنار زندگی،چیز جدیدی پیدا می شود.شما می توانید از موانع بزرگ بگذرید،با خطرهای بزرگ روبه رو بشوید،از قدرت های جادویی استفاده کنید و زنده بمانید تا قصه تان را تعریف کنید-اما این پایان قصه نیست.زندگی شمارا به جلو هل می دهد،شمارا این طرف و آن طرف می چرخاند،خرد و خمیرتان می کند،ماجراهای غم انگیز یا وحشتناکی را توی بغلتان می اندازد و هیچ وقت دست از سرتان برنمی دارد تا به پایان حقیقی برسید-به مرگ.تازمانی که نفس می کشید، قصه تان ادامه دارد.


نبرد با شیاطین-دارن شان
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

پدر و مادر ها آدم های عجیبی هستند. حتی اگر فرزندشان مزخرف‌ترین بچّه‌ی دنیا باشد، باز هم فکر می‌کنند او بهترین است.


ماتیلدا - رولد دال


منظورم اون پدر مادراییه که همیشه الکی از بچه‌هاشون تعریف می‌کننا ... منظورم شما نیستین خدای نکرده :D
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

بعد از این همه مدت سوروس _البوس دامبلدور
تمام مدت_پروفسور اسنیپ :x
 
Back
بالا