Zetsubou Shinji
Evangelion Fan
- ارسالها
- 806
- امتیاز
- 4,841
- نام مرکز سمپاد
- شهید دستغیب
- شهر
- شیراز
- سال فارغ التحصیلی
- 1000
نشون دادن احمقانه و بی معنی بودن تفسیر کپنهاگی از کوانتوماصن با انجام این آزمایش می خواستن به چی برسن؟؟؟
نشون دادن احمقانه و بی معنی بودن تفسیر کپنهاگی از کوانتوماصن با انجام این آزمایش می خواستن به چی برسن؟؟؟

نشون دادن احمقانه و بی معنی بودن تفسیر کپنهاگی از کوانتوم
مسائل معروف کوانتوم، بدون یک فهم حداقلی از تفسیر کپنهاگ، قابل توضیح نیستن. گربه شرودینگر هم به همین ترتیب. اصلا خودِ شرودینگر هیچ اعتقادی به پیامد عجیب این آزمایش نداشت، بلکه میخواست نشانی باشه برای عقلانی نبودن تفسیر کپنهاگی(حتی اینو اولین بار تو نامه ای برای اینشتین مطرح کرد، که هردو مخالف این تفسیر بودن).1-بله ولی تفسیر کپنهاگی در چنین جمعی که چندان فیزیک نخواندن هم نباید مطرح کرد

. هیچ ربطی به بیگ بنگ و کیهان شناسی نداره!
گربه شرودینگر، صرفا یه مسئله در حوزه مکانیک کوانتومیه. ارتباطی به بیگ بنگ و قبل از اون نداره. هدف این آزمایش ذهنی، ربطی به بیگ بنگ نداره. اصلا بیگ بنگ هنوز تو زمان شرودینگر ثابت نشده بود که بخواد چیزی دربارش بگه! این مسئله، درباره مکانیک کوانتوم(حوزه ریز) و تفسیر درست از نتایج این حوزه ست، که با توجه به تفاسیر مختلف جاری در کوانتوم، پاسخ های متفاوتی هم بهش داده شده: تئوری تخریب ذهنی(که از همون تفسیر کپنهاگ میاد. این موضوع که گربه قبل از باز کردن در جعبه، تو حالت قطعی مرده یا زنده قرار گرفته. چون مثل اینه که محیط و گربه، خودِ گربه رو مشاهده کرده و وضعیتشو قطعی کرده)، چندجهانی(اینکه گربه در یک جهان زنده ست و در جهان دیگه مرده. هر احتمال، مثل یه شاخه عمل میکنه برای یک جهان جدید و موازی) و...به قبل بیگ وبنگ واحتمال بودن حیات است.

تئوری هایی که منجر به چندجهانی بشن متنوعن. یکیشون همیناییه که گفتیدجهان های موازی مربوظ به نظریه رسمان وابر گرانش کوانتومی
اینکه ما "بعدا" چه استفاده هایی از یک اصل بکنیم، طبیعتا به این معنا نیست که اون اصل از همون ابتدا، به عنوان پاسخی به اون مسئله ارائه شد. همونطور که هدف نیوتون از قوانینش، ساخت موشک نبود و از چنین چیزی خبر نداشت. فارغ از تفاسیر و کاربردهایی که میشه از معمای گربه شرودینگر کرد، این مسئله در ابتدا به عنوان ردیه ای بر تفسیر کپنهاگی ارائه شد.این ازمایش اصل بر هم نهی کوانتومی را اثبات وایجاد کرد که ما با همون اصل میاییم در حوزه جهان های قبل بیگ بنگ صحبت میکنیم.

عه این تاپیکه
چه جالب، هنوزم نتونستم درست درکش کنم
من از دوسال پیش ک اینجا رو خوندم تا الان نفهمیدم واقعا چجوری میشه بگیم گربه هم زندهست هم مرده. واقعا معنی نداره -___- یا زندهست یا مرده دیگه، حالا اینکه ما نمیدونیم کدومشه ربطی به چیزی که واقعا اتفاق افتاده نداره. توی اون جعبه یکی از حالت های مرده یا زنده وجود دارن و ما نمیدونیم کدوم.
بذارین اینجوری بگم که حرفم واضح تر شه: فرض کنین یه نفر تو اون جعبه پیش گربه باشه اما بدونیم که اون شخص امکان نداره بمیره و همیشه زندهست و میبینه. خب تمام مدتی که ما هنوز جعبه رو باز نکردیم و نمیدونیم گربه زندهست یا نه، اون شخص توی جعبه است و میدونه گربه زندهست یا مرده! یعنی تکلیف برای اون مشخصه. اگه از اون بپرسن گربه چه بلایی سرش اومده، یه جواب واحد میده. اما اگه از ما بپرسن خب ما نمیدونیم و میگیم یا مرده یا زنده است. ولی نمیتونیم بگیم هم مرده هم زنده است که =| یکیشونه! اون شخصی که تو جعبه بوده هم شاهده حتی =| حالا دقیقا چه اصراریه بگیم هم مرده هم زنده است؟=|
بحث اینجاست ک شما دوستان میگید : “ ما” نمیدونم یا میدونیم گربه زندست یا نیستمن این نظریه رو میفهمما، ولی قانع نمیشم، مثلا اینکه میگه تا وقتی داخل جعبه رو ندیدیم، هم یک گربه مرده در ان وجود دارد هم یک گربه زنده، این بنظرم اشتباس چون اون گربه اون تو یا مرده یا زندس، چه ما ببینیمش چه نبینیم فقط یکی از این دو حالت و داره نه هر دورو، چرا فهمیدن ما راجب حیات گربه باید رو مرگ یا زندگی گربه تاثیر بزاره
=( در هر صورت گربه یا مرده یا زندس نمیشه بین این دو فعل "و" گذاشت .
