
مهسا از غذای دانشگاه راضیه.از غذای خوابگاه هیچ وقت راضی نبودهبه نقل از مهران م. :تو که از غداهای دانشگاهتون راضی بودی مهسا؛ چی شد بریدی یهو؟
نمیشد بیشتر از این تظاهر کرد دیگه، نه؟!
غداهای ما بهتر شدن. بهتر که نه، ما عادت کردیم احتمالا!
من غذاي خوابگاهو دارم ميگم نه دانشگاه!!به نقل از مهران م. :تو که از غداهای دانشگاهتون راضی بودی مهسا؛ چی شد بریدی یهو؟
نمیشد بیشتر از این تظاهر کرد دیگه، نه؟!
غداهای ما بهتر شدن. بهتر که نه، ما عادت کردیم احتمالا!
يه درصد فکر کن من غذا بپزم!!!به نقل از سَعیده :یه حرکتی در جهت پخت و پز بزنید خب...من میخوام این هفته بیام درخواست خوابگاه بدم!!!

به نقل از مهســـــــــــــا :تازه ياد گرفتم گازو چه جوري روشن ميکنن!!!!
بار اول که کبريت روشن کردم آب بذارم جوش بياد واسه چاي کلي ذوق کرده بودم!!!!!! :-[
حالا من بيام غذا درست کنم؟!


نه بلد نیستمبه نقل از پسر خیابون پشتی :بابا من که پسرم بلدم یه چیزی بپزم، دیگه شما بلد نیستی خداییش؟
مواد اولیه رو هم که از خونه مادراتون میذاره تو بارهاتون! دیگه چی میخواین؟
دیگه یه تخم مرغ رو که بلدی؟![]()




به نقل از پسر خیابون پشتی :بابا من که پسرم بلدم یه چیزی بپزم، دیگه شما بلد نیستی خداییش؟
مواد اولیه رو هم که از خونه مادراتون میذاره تو بارهاتون! دیگه چی میخواین؟
دیگه یه تخم مرغ رو که بلدی؟![]()
، این بیچاره ها که تو خوابگاهن حوصله ی غذا پزی داشته باشن ؟؟؟؟ انصاف داشته باشید بابا ... خدایی آشپزی حتی اگه بلد باشن و حتی اگه بلد نباشن و حتی اون تخم مرغش
حوصله میخواد ...
؟به نقل از نـِــگـیــنــــِ - راز :مهسا میخوای ما هر روز خوابگاه بودی واست غذا بیاریم خوابگاه؟

توفیق اجباریه دیگه!لاغر میشیم 



مامانم میگفت به خدا تو خوابگاهپسرا هم از زور شکمو بودن هم که شده خودشون یه چیز می پزن!!!شما زورتون میاد یه نیمرو درست کنینبه نقل از S@ene :عادت میکنی...
به غذای خوابگاه نه ها.... به کم کم یاد میگیری چی بخوری....
سالاد الویه آماده... شیرکاکائو کیک و...
ما معمولا ترجیح میدیم همون غذایی که میدن و هم گرمه هم آماده هم ارزون رو بخوریم یه مقدار آشپزی هم میمونه واسه جمعه ها که آشپز اتاقمون یه ماکارونی برپا کنه 8 نفری بخوریم(اتاقمون 8 نفریه![]()


