• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

چهار شنبه سوری

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع TMNT
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ

من پارسال نمیدونم چه مرضی گرفته بودم، ولی ترقه نزدم ! امسال ایشالا حضوری فعال و پر سر و صدا خواهم داشت، خودم بمب درست خواهم کرد ! خاطره ی جالب اینکه یه دوستی داشتم، یه بابابزرگ 70 ساله داشت، بعد بابابزرگه 1 بسته فیزا گرفته بود دستش، همینجوری مینداخت جلوی خودش، بعد وقتی ترکید اون یکی رو روشن میکرد. خلاصه یه بسته رو تموم کرد، رفت تو خونه ش ! انگار وظیفش بود !
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

من که چارشنبه سوری هر سال تو خونه میشینم تا صبح شه :| مگه بیمارم برم بیرون ترقه بزنن تو صورتم بمیرم؟ :|
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

من تا چند سال پیش نمیرفتم بیرون ولی اگه بدونی چه حالی داره /m\
البته آدم های خول و چل هم زیادن باید مواظب باشی
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

مث... از 4شنبه سوری میترسم.خیلی ترسناکه :-ss به خدا رسمای قدیم قشنگ :-ssتره
ولی هرسال بابام مجبورم میکنه برم بیرون منم که تابلو همه میفهمن چه قد میترسم
پسراهم که کرمو
0البته بلانسبت شماها)زرت و زرت ترقه جلوم میندازن منم تا2 روز افسردگی میگیرم
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

امسال تصمیم دارم ترقه نزنم
ولی میخوام یه آتیش روشن کنم کپسول گاز فندک بندازم. :-??
فقط همین ;D
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

کم کم داریم به چهارشنبه سوری نزدیک میشیم /m\
مردمم دارن هی ترقه میزنن :-"
شیطونه میگه برم یه طرقه بندازم جلوشون خودشونو خیس کنن :))
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

پارسال چارشنبه سورى با تولدم همزمان بود طبق معمول گند زده شد به حالم داشتم گوشه اتاق غصه مىخوردم كه دوستان همسايه به زور بردنم تو كوچه كلى از رو آتيش پريديم بعد سيب زمينى كبابيديم خورديم بعد اين پسر همسايه بىفرهنگمون همش جلو پاهامون ترقه مىنداخت اصن يه وضى بود!
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

چند سال پیش چهار شنبه سوری بود داشتم تو خیابون قدم میزدم :-"
کنار خیابون یه سری جوون آهنگ گذاشته بودن میرقصیدن ;D
بعد یهو پلیس اومد چند تا از دخترا سریع اومدن خودشونو چسبوندن به من ^#^
برای اینکه از دست پلیس فرار کنن طبیعیش کردن :-?
من هم :o :o :o
حالا یادش میوفتم خندم میگیره :))
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

با بروبچ داشتیم دور و بر کلاس زبان چرخ میزدیم که کم کم بریم سوار اتوبوس شیم سمت خونه.
تو ایستگاه دو سه تا دختر بودن هی میکی موس مینداختن سمت ما و خلاصه شاد بودن برا خودشون.
ما هم همگی اینجوری شده بودیم ^-^ که پلیسی چیزی اون دور و بر نباشسه که وانگهی یکی از دوستان یه سیلور انداخت سمت دخترا که کلآ کلشون بخوابه. ما که سریع فرار کردیم نگیرنمون ولی آخرین صحنه ای که دیدم دختره بود که همینجوری تو هوا داشت پرواز میکرد!!! >) >) =))
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

آقا من دو روز پیش دمه کلاس بودم بد ی موتوری رد شد ترقه انداخت
به پیشوازه چارشنبه سوری رفتن ینی؟
 
Back
بالا