گرگ از برف نمی ترسد

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع arman aria
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ارسال‌ها
1,042
امتیاز
1,399
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
Mshhd
سال فارغ التحصیلی
1390
مدال المپیاد
المپیاد کامپیوتر
دانشگاه
OLC
رشته دانشگاه
Architecture
تلگرام
اینستاگرام
امشب به قصه ی دل من گوش می کنی




تو در تلاطم وهم فریب جنبش اندوه
تو در نهایت تاریکیِ شکستن یک کوه

منم چو لرزش دست شدید حضرت استاد
به وقت رسم قناری و ترسِ بودنش آزاد

فرا همایش رویا به وقت خواب نصیحت
مرا به حجره ی تعظیمِ دیدبان عظیمت

که در ورای همین خاکِ تن کشیده در اغوش
و با عنان و عتاب کثیف و سرکش و مدهوش

تهاجم تئوری های سنگ سرد و گلِ له
که از نوازش اندام به زیر خاک . تن فربه


:|
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

زیبا بود و متفاوت
آرمان کم کار شدیا
داری تنبلی میکنی
بیشتر بنویس
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

خوشم اومد :)
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

جالب و خاص بود
اما يه چيزي توش هس كه نميفهمم
يه حس كه نميتونم دركش كنم :(
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

شعرِ سنگینی بود
درکش سخته
:|
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

به نقل از ArmAn AriA :
شعرِ سنگینی بود
درکش سخته
:|
لابد، شايد
گفتم يه حسه
معناش قابل فهم بود ;)
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

خوب بود واقعا قشنگ بود آدمو به خودش جذب می‌کنه معناش هم قشنگ بود ولی‌ یه جایی‌ ایراد داره که تو شعرت گم شده سعی کن بیابیش
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

بیش تر لمس کردنیه تا فهمیدنی!

این جور سعرا رو خیلی دوست دارم!
 
پاسخ : گرگ از برف نمی ترسد

به نقل از قاصدک :
بیش تر لمس کردنیه تا فهمیدنی!

این جور سعرا رو خیلی دوست دارم!

لطف داری
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا


آرمان آریا 2 فروزدین



دردا که من می زده ی رند هوس باز
از وهم خدا عربده خوانم کشم آواز

دُردی به لب و تن پر از اعجاز مصیبت
من وقت اذان مستم و بر صومِعه ابراز

شب را به هوای عطش و آتش دوزخ
می نوشم و می تابم بر سینه ی تناز

یارب تو به کار من عجب غافل و پستی
ار راه نیایی بدرم سفره ی این راز

من پیکر خود را به مجازات کشانم
با آتش پیمانه و ایجاز غزلساز

بیهوده بگویم تو که کوری و کر و لال
امشب به سرم زد که بگویم ز دلم باز


 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

جالب بود و البته زيبا
ولي به نظرم اگر اهميتي داره البته يه جاهايي كم داشت معنا ناقص ني شعر شايد ناقص باشه!
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

من کجا او به کجا


سر شیرین من و آن همه دانایی تو؟!!!!!!
مستی بی قْدْرم خلصه و هوشیاری نو؟؟!؟!؟!؟!؟!

من دیوانه کجا آن همه دلدار کجا
قدح جام من و پهنه ی دارایی تو؟!؟!؟؟!؟!!

من که شبگردم و بی ارزش و مغرور به هیچ
طبل رسوایی من نغمه ی خوش نامی تو؟!؟!؟!؟

من جامه بدریده توی عاشق کش ناز
روی بیمار من و جلوه و زیبایی تو؟؟؟!؟!؟!؟!

...

:-<
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

آرمان با این شعر آخریت در حد المپیک حال دادی
ایول
میشه کاملشو بذاری لطفا؟
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

به نقل از reza-handsome :
آرمان با این شعر آخریت در حد المپیک حال دادی
ایول
میشه کاملشو بذاری لطفا؟

کاملشو به رفقامون مثه شما میدیم ولی تو نت نباید باشه
;)
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

راستش هیچی نمی تونم بگم =D>

اگر شد این شعر آخری رو بدین ما هم بخونیم ;)
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

من جامه بدریده توی عاشق کش ناز
روی بیمار من و جلوه و زیبایی تو؟؟؟!؟!؟!؟!

مصرع اول این بیت تو کلمه ی جامه مشکل داره خیلی تو پر بقیه ی شعر زده
حیفه ی کاریش بکن
بقیش خوب بود مر30
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

داماد خان در اینجا جامه رو jameh تلفظ کنید
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

واقعا زيبابود.چرا ادامشون نميذاريد؟ خب ماهم ميخوايم بخونيم...:-(
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

آرمان کوشی؟
من شعر میخوام
 
پاسخ : ناله ی گرگ - اشعار آرمان آریا

اين شعرو مطمعني خودت نوشتي؟ اخه با افكارت يه جورايي هم خوني نداره :-\
 
Back
بالا