novanda
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 425
- امتیاز
- 1,888
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان 6 - فرزانگان امام رضا
- شهر
- تهران-لاهیجان
پاسخ : تا حالا تو مدرسه آب بازي كردي....؟
کلا من با آب انواع نوع خاطره دارم خوب بد خیلی بد خیلی خوب و...
اما این دفه میخوام یکی از بدتریناشو براتون بگم ک اون روز خودمم کلی ضایع شد
ما یه گروه 4 نفره ایم ک یکی از بچه های گروهمون یکی از سال بالاییمانو بیشتر از خواهرش دوس داره ! ما از فروردین ب بعد تقریبا هر روز آب بازی میکردیم !آخرین روز کلاسامون بود ب بچه های سال بالایی و پایینی و کل کلاس گفتیم بیاین آب بازی ما چاهار تا با چنتا دیگه از بچه ها حسابی مشغول بودیم همه با هم داشتیم یکی دیگه از بچه های کلاس خودمونو اذیت میکردیم اون بیچاره هم رفت تو دستشویی ک ما باشلنگ از بالا هی روش آبریختیم ک ی دفه .....
کلی صدای جیغ و داد و گریه اومد انگار یکی مرده!
رفتیم دیدیم اونور باغچه ی مدرسه همه ی بچه های سال بالایی جمعن یکی داره جیغ میزنه یکی داره گریه میکنه و از این کارا حالا ما چاهار تا بدو بدو از دستشویی اومدیم بیرون اون کسی ک ب دستشویی پناه آورده بود اونجا گیر کرد و ما بعد 1 ساعت درش آوردیم ......ما بدو بدو رفیتم ببینیم چی شده که اول باید از سد های انسانی ک یا داشتن گریه میکردن یا جیغ میگذشتیم از یکی پرسیدم چی شده گفت نوان(همون کسی ک دوستم از خواهرش بیشتر دوسش داشت ک البته ب فامیلی صداش میکردیم) داره خون بالا میاره....قیافه ی من: :-\
از اون ور یکی داشت میدوید بره دفتر همش داد میزد نوان مرد نوان مرد ....قیافه ی دوستم: :-ss هیچی دیگه.... تا برسیم پیش نوان خبر کفن و دفنشم شنیدیم رسیدیم بالا سرش دیدیم دماغش خورده ب باغچه داره خون میاد!!البته ی ذره پاره شده بود ولی ن در حد مرگ خودش طفلک متعجب بود !! بالاخره کادر مدرسه اومدن بردنش بعد ازاین عزاداریه دوستم شرو شد حالا اون زار زار گریه میکرد من ناخداگاه میخندیدم ینی ی جور ضایعیا !!!
اونم ک ناراحت بود ناراحت تر شد بعد بچه ها منو ازش دور کردن بعدشم ک رفتیم دوستمو ببریمش صورتشو آب بزنه ی دفه از دستشویی صدای گریه شنیدیم ک بدو بدو رفتیم دیدیم همون کسیه ک اذیتش کرده بودیمو گیر کرده بود کلی گریه کرده بود بیچاره
خلاصه کلی اون روز آب بازیمون زهرمون شد
کلا من با آب انواع نوع خاطره دارم خوب بد خیلی بد خیلی خوب و...
اما این دفه میخوام یکی از بدتریناشو براتون بگم ک اون روز خودمم کلی ضایع شد
ما یه گروه 4 نفره ایم ک یکی از بچه های گروهمون یکی از سال بالاییمانو بیشتر از خواهرش دوس داره ! ما از فروردین ب بعد تقریبا هر روز آب بازی میکردیم !آخرین روز کلاسامون بود ب بچه های سال بالایی و پایینی و کل کلاس گفتیم بیاین آب بازی ما چاهار تا با چنتا دیگه از بچه ها حسابی مشغول بودیم همه با هم داشتیم یکی دیگه از بچه های کلاس خودمونو اذیت میکردیم اون بیچاره هم رفت تو دستشویی ک ما باشلنگ از بالا هی روش آبریختیم ک ی دفه .....
کلی صدای جیغ و داد و گریه اومد انگار یکی مرده!
رفتیم دیدیم اونور باغچه ی مدرسه همه ی بچه های سال بالایی جمعن یکی داره جیغ میزنه یکی داره گریه میکنه و از این کارا حالا ما چاهار تا بدو بدو از دستشویی اومدیم بیرون اون کسی ک ب دستشویی پناه آورده بود اونجا گیر کرد و ما بعد 1 ساعت درش آوردیم ......ما بدو بدو رفیتم ببینیم چی شده که اول باید از سد های انسانی ک یا داشتن گریه میکردن یا جیغ میگذشتیم از یکی پرسیدم چی شده گفت نوان(همون کسی ک دوستم از خواهرش بیشتر دوسش داشت ک البته ب فامیلی صداش میکردیم) داره خون بالا میاره....قیافه ی من: :-\
از اون ور یکی داشت میدوید بره دفتر همش داد میزد نوان مرد نوان مرد ....قیافه ی دوستم: :-ss هیچی دیگه.... تا برسیم پیش نوان خبر کفن و دفنشم شنیدیم رسیدیم بالا سرش دیدیم دماغش خورده ب باغچه داره خون میاد!!البته ی ذره پاره شده بود ولی ن در حد مرگ خودش طفلک متعجب بود !! بالاخره کادر مدرسه اومدن بردنش بعد ازاین عزاداریه دوستم شرو شد حالا اون زار زار گریه میکرد من ناخداگاه میخندیدم ینی ی جور ضایعیا !!!
اونم ک ناراحت بود ناراحت تر شد بعد بچه ها منو ازش دور کردن بعدشم ک رفتیم دوستمو ببریمش صورتشو آب بزنه ی دفه از دستشویی صدای گریه شنیدیم ک بدو بدو رفتیم دیدیم همون کسیه ک اذیتش کرده بودیمو گیر کرده بود کلی گریه کرده بود بیچارهخلاصه کلی اون روز آب بازیمون زهرمون شد








