goes down ☀️
خاله ستاره شگفت انگیز
- ارسالها
- 389
- امتیاز
- 4,125
- نام مرکز سمپاد
- چهارمیش
- شهر
- متروپلیس
- سال فارغ التحصیلی
- 1500
یه زمانی نامه های من دورانی داشت.
من به نامه هام معروف بودم، همه جا.
برای همه نامه می نوشتم. دبیر، مدیر، دوست، آشنا، فامیل...
حرفام رو می نوشتم، قشنگش میکردم، ادبیاتش میکردم، روونش میکردم. اکثر اوقات هم بازخوردی نمیگرفتم، ولی به خط تای نامه هام ایمان داشتم.
کم کم ایمانم رو لای انتظارم برای جواب گم کردم و هرگز نفهمیدم چرا.
ولی اگه کسی براتون نامه نوشت، جواب بدید. تای کاغذ رو باز کنید، شاید بخواد بال هاش رو باز کنه. شاید پروانه ای رو هوا کردید:)
من به نامه هام معروف بودم، همه جا.
برای همه نامه می نوشتم. دبیر، مدیر، دوست، آشنا، فامیل...
حرفام رو می نوشتم، قشنگش میکردم، ادبیاتش میکردم، روونش میکردم. اکثر اوقات هم بازخوردی نمیگرفتم، ولی به خط تای نامه هام ایمان داشتم.
کم کم ایمانم رو لای انتظارم برای جواب گم کردم و هرگز نفهمیدم چرا.
ولی اگه کسی براتون نامه نوشت، جواب بدید. تای کاغذ رو باز کنید، شاید بخواد بال هاش رو باز کنه. شاید پروانه ای رو هوا کردید:)







حتی دقیق یادم نمیاد چی بود ولی قشنگ یادمه چیزایی که میخواستم بنویسم رو کشیدم و رفتم دادمش بابام و اون طفلک هم میگفت: خب الان منظورت چیه بچه جان 😭