• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دیگر کسی نامه نمینویسد؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع babak_eb
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

شما چقدر از نامه استفاده میکنین؟

  • اکثر مواقع

    رای‌ها: 5 3.7%
  • فقط برای یادگاری

    رای‌ها: 35 26.1%
  • برای کارهای اداری

    رای‌ها: 6 4.5%
  • گه گاه نامه مینویسم

    رای‌ها: 32 23.9%
  • اصلأ نامه نمینویسم

    رای‌ها: 56 41.8%

  • رای‌دهندگان
    134
یه زمانی نامه های من دورانی داشت.
من به نامه هام معروف بودم، همه جا.
برای همه نامه می نوشتم. دبیر، مدیر، دوست، آشنا، فامیل...
حرفام رو می نوشتم، قشنگش میکردم، ادبیاتش میکردم، روونش میکردم‌. اکثر اوقات هم بازخوردی نمیگرفتم، ولی به خط تای نامه هام ایمان داشتم.
کم کم ایمانم رو لای انتظارم برای جواب گم کردم و هرگز نفهمیدم چرا.
ولی اگه کسی براتون نامه نوشت، جواب بدید. تای کاغذ رو باز کنید، شاید بخواد بال هاش رو باز کنه. شاید پروانه ای رو هوا کردید:)
 
توی دبستان یبار یادمه با چند تا از دوستامون برای روز معلم نامه نوشتیم دادیم دست مامان یکی از بچه‌ها که کارمند اداره پست بود فرستاد برای مدرسه ، وای که چقدر ذوق زده بودیم.
 
وای چقدر تاپیک قشنگی من خیلی دوست دارم نامه بنویسم و نامه تحویل بگیرم☹
 
من بچه بودنی روز پدر یا مادر چون نمیتونستم چیزی برم بخرم، نامه می‌نوشتم و با مداد‌رنگی خوشگلش میکردم، کلی قلب و این چیزا...
ولی دیگه ننوشتم...
شاید‌چون فاصله ها بیشتر شد، نمیدونم یا من آدم بی احساس تری شدم (شایدم در بروز احساسم ناتوان تر شدم).
ی پیج اینستاگرام(کوپید) هم بود که با دستگاه تحریر قدیمی نامه می‌نوشت با توجه به متنی که میخوای و آپشن های دیگه اضافه میکردی...
نامه اش رسید اما مخاطبش رف...
هنوز بازش نکردم..
خیلی خوشگل شده...
 
حدود ده ساله که بودم یه معلم زبان داشتم به اسم رامیز. من واقعا عاشقشون بودم. به قدری که اکثرا بهشون زنگ می زدم و کلی باهم حرف می زدیم و ایشون کسی بودن که منو به شعر انگلیسی علاقه مند کردن. اون موقع می خواستن مهاجرت کنن و من می ترسیدم که برن و اولین و بهترین دوستمو از دست بدم. در نتیجه تصمیم گرفتم یه دفترچه بردارم و هر جلسه براشون نامه بنویسم. می نوشتم و جلسه بعدی جوابشو برام در همون دفتر می نوشتن. یه مدت گذشت و من از اون آموزشگاه در اومدم. چند ماه پیش اسمشونو سرچ کردم توی لینکدین و دیدم مهاجرت کردن و الان لندن هستن. واقعا یه حس خوشحالی و افتخار سرتاسر وجودمو فرا گرفت. رفتم سراغ همون دفترچه. از لابه لای صفحاتش شماره شونو پیدا کردم و بهشون پیام دادم. هنوزم منو یادشون بود. اون نامه ها بود که این ارتباط بین ما رو بعد گذشت 6 سال همچنان پایدار نگه داشته بود و من قراره تا ابد اون دفترچه رو نگه دارم و بار ها بخونمشون :)

photo_2_01-08-2025_23-29-03_ce2u.jpg
photo_1_01-08-2025_23-29-03_r4by.jpg
 
من اولین نامه زندگیم رو کلاس اول برای بابام و مامانم نوشتم و بعدا بدون اطلاع خودمون و مامان باباهامون پست شده بود در خونه

مدرسه کلاس اولم واقعا ادایی بود

محتوای نامه تشکر و فلان بود و ارزوم این بود ورزشگاه ازادی رو ببینم

که این ارزو ۵ سال بعد محقق شد سال ۹۶

....

و الانم نامه های مجازی زیاد مینویسم
خوبی نامه اینه ساختار و نظم داره و دوستش دارم
 
اولین و آخرین نامه زندگیم رو به خاله ام نوشتم و براش پست کردم
اینایی که تمبر نزدید و توی صندوق پست ننداختین که نامه نیست😌
 
یه خاطره از اوایل آشناییم با همسرم بگم.
اول اینکه همسر من نویسنده‌ی چندتا داستانه و شاید یکی از جذابیتاش واسه من همین بود.
کلی داستان چاپ نشده هم داره که اولین خوانندشون من بودم.
اما
یه سری نوشته داره که احتمالا تا ابد تنها خوانندشون منم و اونم نامه‌هاییه که اوایل آشنایی برام می‌نوشت و من هم با قلم ساده و بی‌تجربه‌ی خودم دربرابر قلم اون جواب نامه‌هاشو می‌دادم.
بامزه‌ش اینجاست که محل کارمون یه جا بود ولی با نامه‌ با هم حرف می‌زدیم ;))
نامه‌های هر دو طرف الان اینجاست، تو خونه‌ی مشترکمون و یادگاری می‌مونه.
 
من اولین نامه زندگیمو به صورت تصویری عین آدمای غارنشین نوشتم چون هنوز سواد نداشتم:)) حتی دقیق یادم نمیاد چی بود ولی قشنگ یادمه چیزایی که میخواستم بنویسم رو کشیدم و رفتم دادمش بابام و اون طفلک هم می‌گفت: خب الان منظورت چیه بچه جان 😭
منم وایساده بودم توضیح میدادم:))
اونقدری منسجم همه چیز رو یادم نمونده که بخوام شرحش بدم😭
بعدشم به محض اینکه یکم یاد گرفتم جمله بنویسم کلی نامه می‌نوشتم که همشونم چرت و پرتی بیش نبود 🤣🤣
یه وقتایی هم یادمه نامه میچسبوندم به یخچال که «منو صبح فلان ساعت بیدار کنین» و سه سطر توضیح میدادم که بخدا کار دارم حلالتون نمیکنم بیدارم نکنین 😭

با اینکه دیگه وارد زندگی دیجیتال شدیم و این حرفا ولی من همچنان عادت نامه نگاریم رو حفظ کردم و هر از چند گاهی یه متن طولانی می‌نویسم میذارم تو پاکت مهر و موم میکنم ( :)). ) و می‌ذارم رو در یخچال و میرم
حتی نمی‌دونم چرا :)) عادت های عجیب غریب
 
Back
بالا