پاسخ : چهارمین همایش علوم پایه سمپاد "همایش کرمان"
آقا آقا اجازه ما تو خوابگاه بودیم ولی چایخونه رو نگفتن !!!
بچه های شیراز اگه پشت در موندین تقصیر دباغیِ و محمد آخه ما داشتیم میرفتیم بیرون نگهبان گفت من میخوام باسه خودم برم خونه به بچه های شیراز بگین چه جوری در رو باز کنن . آخه باید دزدکی در رو باز میکردین خلاصه ما اومدیم بیرون یه دفعه اون ون رو دیدیم که توش بودین به این 2 تا گفتم بریم بهشون بگیم اینا گفتن خود دماوندی باسشون باز میکنه ... آخه قرار بود فرزین به دماوندی بگه قضیه رو ....
یه حسی بهم میگه ما هم عکسامون رو بذاریم ...
تو باغ ماهان تو اون خونه هه چه خبر بود یه دفعه درش باز شد یه عالمه آدم از تو اتاق 10 متری ریختن بیرون ...

این فالوده کرمانیا رو ما سال پیش خوردیم بعد تا آخر شب حالمون بد بود دیگه امسال توبه کردیم

آدرس خوابگاه که خیلی سر راست بود به همین خاطر یک ساعت دنبالش میگشتیم ... هی از جلو خوابگاه رد میشدیم میگفتیم این دخترانس یکی ما نیس

خاموشی بود ولی از لحاظ روشنایی یک نبود در دهن بچه ها رو هم خاموش کنه چه سر و صدایی بود ...
دایی که دندونش درد میکرد ... الهی ^-^
ولی دایی آخر خورشید رو تو رصد پیدا نکرد
آقای زراعتکار خدایی با گروهتون حال کردم دمتون گرم خیلی باحال بودین 3 تا مدال المپیادی با هم مقاله داده بودین...