شما یادتون نمیاد، قدیما...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یه مدت سرچ همه این بود که نحوه درست کردن اسلایم بدون بوراکس
هوش برتر
خندوانه:سلام من رامبد جوان هستم از شبکه نسیم اینجا خندواااانه است
(متعلق به جم جونیور: جزیره ارزوها،ادگار و الن، پونی کوچولو،همینارو یادم میاد درحال حاضر)
 
نمیدونم یادتون میاد یا نه ولی یه زمانی توی مدارس شیر و مجله‌ی رشد میدادن. مجله ای که مسابقه بود بین بچه ها که بتونن قسمت سرگرمیش رو تموم کنن. توی زنگ تفریح ها دنبال هم میوفتادیم و ادای گنگستر ها رو در میاوردیم. محرما و شاید روز های عادی به صورت رندوم بچه ها دسته راه مینداختن و روی دفتر و کتاباشون یا ظرف ها میزدن.
یه وقتایی توی زنگ تفریح سه تا سنگ میریختیم وسط و نباید میذاشتیم که خط بشه یا از روی سکو پایین بیوفته و در آخرش گلش میکردیم.
بعضی از بچه ها میرفتیم و یه باریکه ی آب از لوله ی آبخوری به سمت همه ی گیاها میبردیم تا گیاها بتونن از آب استفاده کنن.
بازی کردن با ات آشغال که همیشه بوده فقط قبلا با کاج بود الان با زباله.
بوفه هم که خودش به صورت جدا یه داستانی بود و همین که معماری مدرسه ی ما اینجوری بود که بوفه به دستشویی چسبیده بود کافیه.
اینکه سر دیکته یکی بره پایین هم پدیده ی عجیبی بود.
نمیدونم الان هم پیدا میشه یا نه ولی معلم دوم دبستان ما(خانوم دشتی) درکمون میکرد و زنگ اول رو درس نمیداد و چراغ ها رو خاموش میکرد و برامون صحبت میکرد و ما هم با علاقه گوش میدادیم.
بچه ها بعضی هاشون یه ظرف پر از لگو داشتن و می اوردن و باهاشون بازی میکردن. ما هم دورشدن جمع میشدیم و نگاه میکردیم.
 
شاید یادتون بیاد نمیدونم. ولی نون بربری ساده میخریدم 50 تومن، کنجدی 100 تومن.
بعد یادمه یه مقداری پول واسه خودم داشتم. همیشه فکر میکردم که اگه منو از خونه بندازن بیرون، با اون پولم (دقیق یادم نیس، مثلاً فک کن 3000 تومن بوده)، میتونم تا 60 روز با نون بربری زنده بمونم و دنبال کار بگردم و خودمو نجات بدم ((((((: نمیدونم چرا اصن همچین چیزی به ذهنم خطور میکرد.
 
تایم لاین سمپادیا


f28155_1.png

تنها 4 تا اسکرین شات از سال 2010 دردسترس هست.


o368265_2.png

اسکرین شات زیادی در دسترس هست.



n417554_3.png

این سال 2011 هستش صفحه اصلی سایت

p9420_7.png
 
شما یادتون نمیاد ، قدیما تنها استفاده ما از گوشی دایناسور گوگل بود !
 
ما وقتی اول دبستان میخوندیم اخرین نسلی تو مدرسه بودیم که تخته سیاه و گچ داشت و بعد ما همه کلاسا تخته سفید شد 🥲


شاید یادتون نمیاد ولی تو دوران ابتدایی ما 5000 تومن پول خیلییییی زیادی بود که میتونستی با 1000 تومنش خوراکی های زیادی بخری و بقیه ش رو هم پس انداز کنی 😂🥲

آخرین قیمت آبی که یادمه هم 500 تومن شده بود میگفتیم چه گرون شده و بوفه دارمون اگه سکه 500 تومنی نداشت بجاش 5 تا از ژله کوچولو ها میداد ( اینجا فک کنم سوم یا چهارم بودم )


و در آخر هیچی به عروسی های دهه 80 و آهنگاش و مخصوصا ارایش عروس هاش و مهموناش نمیرسه 😂😂😂
 
قدیم یه ۲۰۰تک تومنی میدادیم یه پفیلا از بوفه مدرسه میگرفتیم
قدیم فلافل هزار تومن بود

ابتدایی که بودیم رو دیوار ؛ مادرا انجمن میومدن واسه هر دانش اموز یه گوسفندی چیزی نقاشی میکردن هر کی املا هاشو خیلی خوب میگرفت و بچه محبوب خانم بود واسش ستارع میزدن رو این گوسفندا بعد زنگ تفریح که میشد بچه ها میرفتن این ستاره ها رو میکندن میذاشتن واسه خودشون 😂 خیلی این ستاره هاشون رو اعصاب من یکی بود

قدیم از این شابلون ها طراحی مد بود

قدیم چقدر برچسب سیندرلا مد بود
 
نمیدونم الانم اینجوریه یا نه
ابتدایی که بودیم چند سالی میومدن به دندونامون فلوراید میزدن یادمه خیلی از بچه ها تو سویس و نماز خونه قایم میشدن تا از دست معاونا در امان باشن و پیک می های کلاس هم عمدتا حالشون خراب می شد و .... فاجعه بعد اولیا میومدن میبردنشون
هر سال هم یه طعمی بود یه سال طعم موز یه سال توت فرنگی یه سال آناناس 🤢
واییی اون شیر ها که پاکت هاشون بوی افتضاحی میداد چون چندتا شون پایین بسته مونده و ترکیده بودن
ولی خب اونم بزور به خوردمون میدادن و تا نمیخوردیم نمیزاشتن بریم بیرون از کلاس 😂 😂 😂
 
نمیدونم شما هم میکردید یا نه، ولی ما نی های شیر هایی که میدادن رو تراش میکردیم تا شبیه فنر بشه.
 
Back
بالا